خلاصه کتاب « قدرت هوش هیجانی » نوشته دانیل گلمن

نویسنده : تیم تحریریه آکادمی بازار
خلاصه کتاب « قدرت هوش هیجانی » نوشته دانیل گلمن
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on twitter
Share on linkedin

خلاصه کتاب « قدرت هوش هیجانی » نوشته دانیل گلمن را در این مطلب مطالعه کنید. کتاب قدرت هوش هیجانی اثری از دانیل گلمن درباره مدیریت و رهبری است. دانیل گلمن، نویسنده نیویورک تایمز، در کتاب قدرت هوش هیجانی که در سال ۱۹۹۵ انتشار یافت، استدلال می‌‌کند که احساسات ما نقش بسیار مهمی در تفکر، تصمیم‌ گیری و موفقیت فردی ایفا می‌‌کنند.

گلمن در این کتاب هوش هیجانی را تعریف می‌‌کند و گزارش او در این مورد، راهنمایی جالب و کاربردی برای تسلط بر احساسات است. گولمن، بر پایه پژوهش و بررسی پیشگامانه و جدید از عملکرد مغز و رفتارهای انسانی، عوامل موثر بر عملکرد کاملا ناموفق افراد دارای ضریب هوشی بالا و عملکرد بسیار موفق افراد ضریب هوشی متوسط را نشان می‌دهد.

این عوامل که شامل خودآگاهی، انضباط شخصی و همدردی است. به نوع ویژه‌ای ذکاوت وابسته است که او به آن هوش هیجانی می‌گوید. هوش هیجانی مقوله‌ای فطری نیست و در زمان تولد انسان شکل نمی‌گیرد، بلکه می‌تواند در طول دوران بزرگسالی ما پرورش یافته و تقویت شود و تاثیرات مثبت مستقیمی برای تندرستی، روابط و کار و حرفه ما داشته باشد.

پلتفروم هوشمند ستاره یاب

کلیک کن، رزومه بساز، استخدام شو

خودآگاهی اولین مولفه قدرت هوش هیجانی

با آکادمی بازار برای مطالعه خلاصه‌ای از کتاب قدرت هوش هیجانی همراه باشید. خودآگاهی اولین مولفه هوش هیجانی است. خودآگاهی به معنی درک عمیقی از هیجانات، نقاط قوت، ضعف‌ها و نیازها است.

افرادی با خودآگاهی قوی هرگز به صورت افراطی انتقادگر نیستند و از طرف دیگر هیچگاه به صورت غیر واقع گرایانه امیدوار نیستند. آن‌ها با خود و دیگران صادق هستند. افرادی که از میزان خودآگاهی بالایی برخوردار هستند، درک می‌کنند که چگونه احساساتشان بر خودشان، دیگران و عملکرد شغلیشان اثر می‌گذارد.

مدیریت روابط در قدرت هوش هیجانی

مدیریت روابط در قدرت هوش هیجانی

ما دائما در حال تاثیرگذاری بر حالات مغزی اطرافیانمان هستیم. در مدل هوش هیجانی هم مدیریت روابط یعنی اینکه ما درمورد چگونگی شکل دادن به احساسات افرادی که با آن‌ها در تعامل هستیم، مسئولیت داریم.

بنابراین مهارت‌های ارتباطی به معنی مدیریت حالات مغزی و ذهنی اطرافیانمان خواهد بود و این سوال مهمی را برمی‌انگیزد که چه کسی این هیجانات سرایت پذیر را ارسال و چه کسی دریافت می‌کند؟

برای گروه‌های همراهان و هم رده‌ها پاسخ این سوال فردی خواهد بود که بیان هیجاناتش از دیگران قدرتمندتر است. اما در گروه‌هایی که در آن‌ها تفاوت قدرت وجود دارد مثلا در کلاس درس، محل کار یا به طور کلی سازمان‌ها فردی که دارای بیشترین قدرت سازمانی است به فرستنده هیجانات تبدیل می‌شود و حالات هیجانی را برای دیگر افراد حاضر در گروه تعیین می‌کند.

در هر گروه انسانی، افراد بیشترین توجه را به گفته‌ها و اعمال فردی معطوف می‌کنند که از بیشترین قدرت برخوردار است و همچنین بیشترین اهمیت را برای همین گفته‌ها و اعمال قائل است. 

به طور مثال مطالعات بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد اگر رهبر یک گروه از خلق و خوی مثبتی برخوردار باشد این خلق و خو را به دیگران منتقل می‌کند و اگر یک گروه باشند، عملکرد مثبت جمعی را ارتقا می‌بخشد. از سوی دیگر اگر رهبر از خلق و خوی منفی برخوردار باشد این هیجانات را به دیگران منتقل می‌کند و عملکرد گروه را متاثر می‌کند.

این یافته برای تمامی گروه‌ها صادق است. از گروه‌هایی گرفته که به دنبال اخذ تصمیم مهم در کسب و کار هستند تا گروهی که به دنبال یافتن راه حلی خلاقانه‌اند. حتی گروهی از افراد که می‌خواهند چادری را برپا کنند را می‌توان به این گروه‌ها افزود.

سرایت پذیری هیجانی

سرایت پذیری هیجانی در تمامی تعاملات انسانی اتفاق می‌افتد. از جمله در گروه، سازمان و حتی تعامل دو فرد. این سرایت پذیری در یک رویداد ورزشی یا اجرای یک تئاتر بیشتر مشهود است یعنی جایی که جمع مشاهده‌گر همزمان هیجانات مثبتی را تجربه می‌کنند. این سرایت پذیری به دلیل ماهیت اجتماعی مغز ما و از طریق سیستم نورون‌های آینه‌ای اتفاق می‌افتد.

تکانه‌های زیستی، عواطف و احساسات ما را ایجاد کرده و آن‌ها را به جلو می‌رانند. ما نمی‌توانیم حیات خود را بدون آن‌ها ادامه دهیم اما می‌توانیم کارهای زیادی را برای مدیریت آن‌ها انجام دهیم.

نظر قدرت هوش سازمانی در مورد خودسامانی

نظر قدرت هوش سازمانی در مورد خودسامانی

خودسامانی یا تنظیم خود که مانند یک گفتگوی مستمر درونی است، جزئی از هوش هیجانی است که ما را از اسارت در احساساتمان رها می‌کند. افراد برخوردار از این توانمندی، هنگامی که درگیر چنین گفتگوهای درونی می‌شوند دچار تکانه‌های درونی بد و احساسات ناخوشایندی می‌شوند اما می‌توانند راه‌هایی برای کنترل آن‌ها یا حتی هدایت آن‌ها به سوی مقاصد سودمند بیابند.

مدیری را در نظر بگیرید که اعضای دپارتمانش به تازگی یک تحلیل دم دستی را به هیئت مدیره شرکتش ارائه داده‌اند. غمی که ممکن است مدیر بعد از این رویداد تجربه کند می‌تواند باعث شود او روی میز بکوبد یا صندلی را با لگد به سویی پرتاب کند، یا ممکن است مدیر به اعضای گروه بتوپد و سر آن‌ها فریاد بزند.

اما مدیری که از خودسامانی برخوردار است رویکرد متفاوتی در پیش می‌گیرد. او به دقت کلمات خود را برمی‌گزیند و بدون اینکه قضاوت عجولانه‌ای کند، عملکرد ضعیف گروه را می‌پذیرد. او سپس یک قدم به عقب برمی‌دارد و عملکرد گروه را با سولاتی مثل (آیا دلیل این عملکرد بد شخصی یا عدم تلاش بوده است؟ آیا عامل یا عوامل تضعیف کننده‌ای وجود داشته است؟) بررسی می‌کند.

پس از پرداختن به این سوالات او اعضای گروه را دور هم جمع می‌کند و عواقب و تبعات این رویداد را برای آن‌ها تشریح می‌کند و احساسات خود را به روشنی بیان می‌کند. او سپس تحلیل خود را از مشکل بیان کرده و راه حل سنجیده‌ای برای آن ارائه می‌کند.

دلیل اهمیت خودسامانی برای مدیران با قدرت هوش هیجانی

اول اینکه افراد معقول که به خوبی قادر هستند احساسات و تکانه‌های خود را کنترل کنند، خواهند توانست محیطی مملو از اعتماد و عدالت ایجاد کنند. در چنین محیطی سیاست ورزی و نزاع به حداقل و بهره‌وری به حداکثر می‌رسد. افراد دسته دسته به سازمان مورد نظر می‌پیوندند و دیگر تمایلی به ترک آن نخواهند داشت.

خود سامانی اثری همه گیر دارد. هنگامی که مدیر به فردی آرام و متین شناخته می‌شود، هیچکس دوست ندارد که او را به عنوان فردی کله شق و جنجالی بشناسد. بد خلقی کمتر در سطوح بالای سازمانی به معنای بدخلقی کمتر در کل سازمان خواهد بود.

استاد احمد محمدی
برای موفقیت به هوش بالا، امکانات وسیع، چهره زیبا و ... نیاز نداریم، بلکه عامل مهم، هدف، اشتیاق و پشتکار است.
استاد احمد محمدی

دوم اینکه خود سامانی به دلایل رقابتی نیز از اهمیت فراوانی برخوردار است. همه می‌دانند که امروزه فضای کسب و کار پر از ابهام و تغییر است.

شرکت‌ها با یکدیگر ادغام می‌شوند یا به چند شرکت تقسیم می‌شوند. فناوری کار را به سرعت گیج کننده‌ای دستخوش تغییر کرده است. افرادی که بر احساسات خود مسلط هستند، می‌توانند به خوبی با تغییرات هماهنگ شوند.

معرفی دانیل گالمن نویسنده قدرت هوش هیجانی

معرفی دانیل گالمن نویسنده قدرت هوش هیجانی

دانیل گلمن روان‌ شناس آمریکایی و فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد است که در سال 1946 به دنیا آمد و در حال حاضر نویسنده بخش رفتار و علوم مغزی در نیویورک تایمز است. مقاله‌‌های او در سرتاسر جهان دنبال‌کنندگان بسیار زیادی دارد. دیدگاه اصلی او درباره هوش با عنوان موهبتی تغییرناپذیر که در اذهان عموم است، بسیار متفاوت است.

استاد احمد محمدی
استاد احمد محمدی
سخنران انگیزشی و مربی توسعه فردی، مدرس و مشاور کسب و کار
قدرت تمرکز

دانیل گلمن زمانی که کتاب قدرت هوش هیجانی را در سال ۱۹۹۵ منتشر کرد، پس از گذشت یک سال و نیم در صدر لیست کتاب‌‌های پرفروش نیویورک تایمز قرار گرفت. او جوایز بسیار دیگری را تاکنون دریافت کرده است که می‌‌توان به جایزه موفقیت شغلی در روزنامه نگاری، از انجمن روان‌شناسی آمریکا اشاره کرد.

سخن پایانی

هوش هیجانی چهارچوب مشخصی را برای مهارت‌‌های ارتباط با دیگران به شما ارائه می‌‌دهد و شما باید درک درستی از مفهوم این عبارت داشته باشید تا بر آن تسلط پیدا کنید. تنها اطلاع داشتن و آگاهی از این موضوع کمکی به پیشرفت شما در روابط شخصی، کاری و اجتماعی نخواهد کرد. بلکه باید بر آن مسلط شوید. داشتن تسلط کافی بر این موضوع، شما را به یک فرد قوی در این زمینه تبدیل می‌‌کند.

شما می‌توانید برای افزایش مهارت‌ها و دستیابی به توسعه فردی از مقالات آکادمی بازار استفاده نموده و از مطالب مفید آن در زمینه موفقیت بهره‌مند شوید. همچنین شما می‌توانید برای استفاده از سایر کتاب‌های کاربردی در زندگی شخصی و کسب و کار روی لینک زیر کلیک کنید.

پلتفروم هوشمند ستاره یاب

کلیک کن، رزومه بساز، استخدام شو

18 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *