کارآفرینی / کسب و کارمقالات

امید و تلاش در فیلم در جست و جوی شادی The Pursuit of Happyness (2006)

در این مقاله از سری مقالات موجود در آکادمی بازار به معرفی فیلم در جست و جوی شادی ( persuit of happyness ) می پردازد.

امید می تواند سپری محکم باشد. داشتن امید و خودساخته بودن و ساختن یک زندگی در اجتماع شلوغ و پرتلاطم کاری بسیار دشوار است.

اگر به معنای واقعی بدون وابسگی و نیاز به کسی بخواهید زندگی که لایق شماست را بسازید این کار در هر جای دنیا که باشید به یک امید و آرزو تبدیل خواهد شد.

اما آیا این کار غیر ممکن است؟آیا تنها با امید و تلاش میشود میلیاردر شد؟

با ما برای آشنایی بیشتر با فیلم در جست و جوی شادی می پردازد.

فیلم در جست و جوی شادی

 

جالب است بدانید که این فیلم کاملا برگرفته از پاره ای از زندگی کریس گاردنر ساخته شده است.

گاردنر می گوید:” تنها باید هدفتان را مشخص کنید و با اراده و امید و انرژی گرفتن از کسانی که دوستشان دارید در راهتان پایدار باشید” و حقیقتا تنها چیزی که باعث شد گاردنر اکنون یک میلیاردر خودساخته شود پسر کوچک او بود.

به گفته بسیاری از منتقدان و سایت entrepreneur همه ی کارآفرینان می بایست این فیلم  را ببینند.

این فیلم با درامد 305 میلیون دلار، برنده 11 جایزه و نامزد 25 جایزه شد. ویل اسمیت در این فیلم می گوید:”یک معده ی گرسنه،یک کیف پول خالی،یک قلب شکسته بهترین درس های زندگی را بهت میده”

در این فیلم جذاب لحظاتی وجود دارد که قطعا گونه هر بیننده ای را خیس خواهد کرد اما این اشک ها با رنگ اشک های فیلم های غم بار فرق دارد.

تمامی احساسات غم و مشکلات و بن بست و امید را حس خواهیم کرد.

با کارگردانی بی مانند و بازی بسیار طبیعی ویل اسمیت در نقش کریس گاردنر ،شما هم خود را خواهید دید که از انتهای اعماق مشکلات یک زندگی مدرن به یک آرامش آدم موفق و به هدف رسیده که دست در دست عزیز خود در خیابان با خنده راه میروید.

persuit of happyness
فیلم در جست و جوی شادی

محتوای فیلم persuit of happyness

این فیلم در حقیقت نسبت به فیلم گرگ وال استریت بیشتر به من و شما نزدیک تر است.

مردی دارای امید درونگرا و لبریز از شکست و که تنها امیدش فرزندش است و برای اینکه زندگی بهتری برای خانواده خود بسازد تلاش میکند.

قطعا با دیدن لحظات نخستین فیلم فردی را خواهید دید که از شما بدبخت تر است و در منجلاب مشکلات یک زندگی شهری قرق است و با خود میگویید: “مگر میشود در چنین شرایطی هم دوام آورد؟”

جالب است که با گفتن هربار این جمله و از هر لحظه ای که از این فیلم میگذرد به بدبختی های این بازیگر اضافه میشود. از دست دادن خانه و از دست دادن ماشین و فرو پاشی خانواده به دلایل مالی مشکلاتیست که همه مان از آن میترسیم.

در قدم اول باید گفت که نویسنده نقطه مناسبی از زندگی یک انسان را انتخاب می کند و در نقطه مناسبی از داستان فیلم را تمام می کند.

در اینگونه داستان ها فیلم از دوران خوشبختی شخصیت داستان شروع می شود که کار و درآمد مناسبی دارد ، اما در این فیلم  آغاز داستان از نقطه ای است که دردسر های “گاردنر” تازه آغاز شده است.

همچنین این گونه داستان ها پولدار شدن قهرمان داستان و رسیدن به خوشبختی نسبی را ترسیم می کنند که نویسنده از این مطلب خودداری کرده است.

برای انتقال سرانجام داستان تنها به نوشته ای سپید رنگ برروی صفحه سیاه ، قبل از تیتراژ آخر فیلم بسنده می کند تا نشان دهد امید و تلاش کار خودش را کرد.

chris gardner
کریس گاردنر

 

گاردنر در فیلم در جست و جوی شادی

گاردنر امیدوار، در یک شغل بازاریابی برای یک شرکت شناخته شده به عنوان “اسکنر تراکم استخوان” کار میکند .

او احساس می کند که فروش این دستگاه ها را انجام داده است. با این حال، آنها به خوبی به فروش نمی رسند، زیرا آنها از اشعه ایکس با قیمت بسیار بالا، نسبتا تنها کمی ارزانتر هستند.

در اینجا مشکل از جنس مورد استفاده گاردنر است اما خود گاردنر این را نمیداند و با امید به بازاریابی ادامه میدهد تا زمانی که همسرش او را به دلیل مشکل مالی ترک می کند و به دلیل هزینه زیاد اجاره خانه، آپارتمانش را از دست می دهد.

گاردنر همچنان به تلاش با امید برای فروش اسکنرهای چگالی استخوان ادامه می دهد در حالی که همزمان یک کارآموزی بدون حقوق را با شانس و امید برای پیشرفت با تلاش بسیار پیدا می کند.

 

در جست و جوی شادی
persuit of happyness

مشکلات در زندگی کریس گاردنر

در فیلم در جست و جوی شادی میبینیم که زمانی که همسر کریس وی را ترک میکند، به نظر کریس بدترین لحظه عمر اش است. آن همه دویدن و امید و تلاش همه اش به خاطر هیچ بوده است.

زمانی که به خانه میرود، میبینیم که چگونه با امید  به این سمت و آن سمت میدود تا باور کند چیزهایی که شنیده راست نبوده است.

پسرش را از همسرش می گیرد، تا دلیلی برای جنگیدن با سرنوشت برای وی وجود داشته باشد. متفاوت نگریستن رمز موفقیت گاردنر بود.

زمانی که “کریس” به شرکت زنگ میزند و دوره آموزشی را قبول میکند و بعد می بینیم که بر روی تخت پسرش نشسته و به او نگاه میکند.

در نگاه هایش تنها این را میتوان دید که “فقط برای تو دارم زندگی میکنم”. از دیالوگ های ماندگار زمانی است که پدر به پسر میگوید: “هرگز به کسی اجازه نده به تو بگوید که نمیتوانی کاری رو انجام بدهی، حتی به من! ” .

وی بهترین اوقاتش را با پسرش میگذراند و  دیدن شادی فرزندش به وی امید و دلگرمی میدهد .بزرگترین خوبی وی این است که خود را گناه کار میداند.

اگر همسرش او را رها کرد، به دنبال نقطه ضعفی در خود میگردد که چرا همسرش زندگیش را رها کرد. وقتی که با آن صورت رنگی به آن شرکت وارد میشود، اوج اعتماد به نفسش را نمایش میدهد.

وارد اتاق مصاحبه که میشود، نخستین چیزی که توجه هیات مدیره را جلب میکند، سر و وضع اوست.

توانایی ها در اولویت دوم بودند.  “کریس با صداقت خود وارد می شود. هنوز فرد مهمی نبود، یک لنگه کفش نداشت، همه مسخره اش میکردند، اما مطمئنا وقتی که شرکتش را راه انداخت ، اگر با لباس خواب هم به سر کار می رفت، کسی به او کاری نداشت.

ویژگی های کریس گاردنر در فیلم در جست و جوی شادی

وی همیشه میگفت : “میتوانم این کار را انجام دهم!” خودش، شخصیت خود را در آن مصاحبه بیان میکند: ” من آدمی هستم، که اگه سوالی رو ازم بپرسین و جوابش رو ندونم، میگم جوابش رو نمیدونم! اما باهاتون شرط میبندم که میدونم که چطوری جوابشو پیدا کنم، و پیداش میکنم!

” اگر “کریس” تنها بود، میتوانست خودش با امید از پس مشکلاتش برآید، مانند هنگامی که آنها را از متل بیرون انداختند، وی بیشتر نگران پسرش بود تا خودش.

وی تنها دوبار گریست نخستین بار هنگامی بود که یک شب را در دستشویی مترو صبح کردند. و یک بار هم زمانی که در شرکت “دین ویتتر” استخدام شد.

در آخرین سکانس هم بدون نگرانی از بابت آینده، بدون هیچ فکر و خیال  به همراه “کریستوفر” قدم زنان از مقابل دوربین محو میشوند.

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 + 3 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن