4 گام آسان برای از بین بردن تردید و تعلل در تصمیم گیری

بیایید اعتراف کنیم تقریبا همه‌ی ما، کارهایی را به تعویق می‌اندازیم. چیز عجیب یا اشتباهی هم نیست، مغز ما نیاز به استراحت و رسیدن به تعادل دارد. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که تعلل، مکرراً پیش می‌آید و ما هرگز به سراغ چالش‌های مهم و پیچیده‌مان نمی‌رویم.

بی‌نظمی، یکی از نشانه‌های بصری آشنا است که می‌تواند تردید و تعلل را تفسیر کند. زمانی که تکه‌های کاغذ و روزنامه‌ها درهم ریخته‌اند، لباس‌ها در همه‌جا به جز کمد پخش شده‌اند یا  ظروف را روی میز رها کرده‌ایم، اغلب می‌گوییم که بعدا به آن‌ها رسیدگی می‌کنیم؛ ما قدرت تعلل را دست کم گرفته، و “من”ِ آینده را دست بالا می‌گیریم. هنگامی که روز یکشنبه و روز تمیزکاری نزدیک می‌شود، دچار اضطراب می‌شویم، و به جای استراحت کردن و خوش گذراندن پس از یک هفته‌ی طولانی، باید وقتمان را به تمیزکردن و مرتب کردن بگذرانیم. اما اگر از مرتب کردن چیزها در همان لحظه طفره نرویم، می‌توانیم زمان و انرژی کمتری را برای آن صرف کنیم، و این فقط یک مثال ساده و روزمره است.

وقتی از مشکلات بزرگ ناشی از به تعویق انداختن می‌گویم، منظور به‌ تعویق‌ انداختن وظایف مهم‌تر است؛ مانند پروژه‌های زندگی، پروژه‌هایی که در نهایت، زندگی ما را پر از هیجان می‌کند. این پروژه‌ها از ترکیب ده ها یا صدها کار پیچیده، ناشناخته و اغلب ترسناک ایجاد شده‌اند؛ و چون بسیاری از آن‌ها بسیار بزرگ هستند و توان مقابله با آن‌ها را در خود نمی‌بینیم، تصمیم می‌گیریم که آن‌ها را به تعویق بیاندازیم.

این‌که تنها به وظایف کوچک و جزئی بپردازیم منطقی است؛ بنابراین عزممان را جزم می‌کنیم و این _بنا به تجربه‌ی من_ مهم‌ترین قدم است. می‌توانیم یک کار یا وظیفه‌ی کوچک یا جزئی را شروع کنیم تا مغز آماده شود، که این می‌تواند جستجو برای یک کتاب یا پست وبلاگ درباره‌ی موضوع پروژه‌ی مورد نظر، یا حتی نوشتن چند ایده بر روی کاغذ یا استیکر باشد. فقط باید جستجو را آغاز کرد. مرحله‌ی بعد، جمع‌آوری چند لینک و مرحله‌ی سوم، خواندن پست‌ها و چیزهایی از این قبیل است.

چگونه بر ترس هایی که مانع پیشرفتمان می شوند غلبه کنیم؟
بخوانید

“اراده برای حرکت ، پایه و اساس کار است”

گام‌های دیگر برای پرهیز و محدود کردن تعویق (نمی‌توان کاملا از آن برحذر بود، زیرا خستگی و ملالت اجتناب‌ناپذیر است) که مورد استفاده‌ی خود من هستند:

1. باید چیزهایی که باعث تقویت انگیزه در من می‌شوند را کشف کنم

اگر می‌خواهم به یک هدف برسم. مثلا به پایان رساندنِ نوشتن یک کتاب را در نظر بگیریم_ اما انگیزه‌ای برای نشستن و تایپ کردن برای چند ساعت در روز را ندارم، با مشکلی جدی روبرو هستم. البته می‌توانم کاملا نوشتن را رها کنم و هرگز به این رویا دست پیدا نکنم، اما اگر واقعا برآورده شدن آن را می‌خواهم، باید انگیزه‌ای برای کمک به خودم پیدا کنم.

اغلب وقتی که وارد یک چالش بزرگ می‌شوم، با این‌گونه موانع سر راهم مواجه می‌شوم. به عنوان مثال، من می‌توانم نوشتن کتاب را دوست بدارم، و همچنین انتشار آن‌ها و ارتباط با ناشرهایی که آن‌ها را منتشر می‌کنند؛ اما من  تعهد تبلیغ را دوست ندارم. خوب، باید راه‌حل این قضیه را بیابم، زیرا تبلیغ بخش مهمی از انتشار هر چیزی است.

پس باید چه کار کنم؟ ممکن است با یک دوست ارتباط برقرار کنم و از او کمک بخواهم. درخواست کمک، به معنی ضعیف بودن یا بازنده بودن نیست؛ کمک خواستن به این معناست که بلاخره به راه حل نزدیک می‌شوم؛ یا ممکن است در مورد این مشکل خاص (یا شاید ترس) با نویسندگان دیگری که در گذشته مشکلات مشابهی داشته‌اند، صحبت کنم.

راهنمای کاملی از فرآیند تصمیم‌ گیری و انجام به موقع کار ها
بخوانید

2. تعیین اهداف و موعد مقرر

می‌دانم که شاید کمی استرس‌زا به نظر برسد، اما روش من از تنظیم هدف پیروی نمی‌کند. در عوض، کاری را انجام می‌دهم که من را هیجان‌زده کند، آن‌هم زمانی که من را هیجان‌زده می‌کند. اما در بعضی موارد و برای برخی از چالش‌های بزرگتر، تنظیم اهداف مفیدتر و موثرتر است. مخصوصا وقتی که با پروژه‌ای عظیم روبرو هستیم و ممکن است به راحتی در مراحل مختلف آن سردرگم شویم و کنترل قضیه را از دست بدهیم.
مشکل من هنوز با ضرب الاجل است. به نظر می‌آید مشکلی با آن کلمه داشته باشم؛ به هرحال، متوجه شده‌ام که چندین بار تلاش کرده‌ام آن را عقب بیاندازم، عمدتا به دلیل برخی وظایف اجتناب ناپذیر که در طول پروژه ظاهر می‌شوند. اگر بتوانم یک ددلاین خارجی (external deadline، که البته عموما استرس کار را افزایش می‌دهد) تعیین کنم، مفید خواهد بود. ددلاین ها و ضرب العجل‌ها مهم هستند، چون پروژه را به حرکت وا می‌دارند.

3. پاداش، جشن‌گرفتن

من عاشق تصور یا تجسم یک هدف به سرانجام رسیده هستم؛ مثلا تصور رمان جدید تازه به اتمام رسیده‌ام در یک قفسه، یا 10.000 طرفدار در هرکدام از رسانه‌های اجتماعی بسیار هیجان‌انگیز است، آنقدر که حتی ممکن است انگیزه‌ی بیشتری نسبت به دریافت یک پاداش ایجاد کند.

نقشه این است که با باز کردن گره‌های کوچک، گره‌ی بزرگ را باز کنیم. به عنوان مثال، می‌توانم یک مبل جدید که به من در راحت‌تر نوشتن کمک می‌کند یا یک قلم فانتزی (برای زمانی که علاقه ای به تایپ ندارم من تایپ کنم، و کاغذ ساده را ترجیح می‌دهم) برای خودم بخرم. هم‌چنین، این پاداش می‌تواند یک جشن ساده با دوستان نزدیک و همکاران باشد.

4. یک شریک داشته باشید

این مورد چقدر اهمیت دارد؟ اول اینکه، تنها کار نکردن ساده‌تر است. این بدان معنا نیست که شما نمی‌توانید به تنهایی یک کسب و کار را بسازید. شریک می‌تواند یک دستیار مجازی یا شریک پاسخگو باشد. کسی که شما می‌توانید موانع و چالش‌های خود و آنچه مانع پیشروی شما می‌شود را با او به اشتراک بگذارید.

کسب قدرت از دست رفته و نحوه رسیدن به موفقیت
بخوانید

سابقاً من متوجه شدم که با همکاری مشکل دارم. آنچه که من برای حل این مساله انجام دادم، چیز جدیدی نبود، و تا زمانی که بتوانم با دیگران همکاری کنم، پروژه‌هایم را به تنهایی ادامه دادم؛ اما چطور؟ من شروع به نوشتن وظایف، افکار، و ایده‌های پایان‌ناپذیری که در سرم بود کردم، و آن‌ها را در همه‌جای خانه‌ام چسباندم، بر روی میز کارم، روی کمدها، یخچال، صفحه‌نمایش کامپیوترم ، و تقریبا در همه جا. کیفم همیشه پر از یادداشت‌های کاغذی کوچک بود. من این‌گونه شروع کردم، و اغلب اوقات کارساز بود.

تا اینکه یک روز، نیاز به سازماندهی را احساس کردم، زیرا متوجه شدم که دنبال کردن ایده‌ها به این شکل مشکل است، و حتی مشکل‌تر از آن، ربط دادن آن‌ها به یک‌دیگر است. سپس شروع به استفاده از یک دفترچه کردم و آن را با صدها انگیزه که منجر به پیشرفت پروژه‌هایم می‌شد، پر کردم. این دفترچه، شریک بی‌زبان من است. شاید چیز خاصی نباشد، اما خیلی مفید است. تکنیک‌های فوق را در کار و زندگی روزمره‌ی خود اعمال کنید و مطمئن باشید که تعلل به مرور زمان تحلیل و از بین می‌رود، و میزان بهره‌وری شخصی شما اوج می‌گیرد و تشدید می‌شود.

ثبت ديدگاه