4 احساسی که می توانند زندگی را به سوی تغییر سوق بدهند

جیم ران یکی از معتبرترین نویسندگان و سخنرانان در زمینه‌ی کسب و کار بود. او نویسنده‌ی کتاب  “7 استراتژی برای ثروت و شادی: ایده هایی قدرتمند از کسب و کار برتر از نگاه فیلسوف تجارت آمریکا”، و دیگر کتاب‌های فوق‌العاده و برنامه‌های صوتی است.

احساسات، قدرتمندترین نیروها در درون ما هستند. تحت تاثیر احساسات، انسان‌ها می‌توانند قهرمانانه‌ترین (یا حتی وحشیانه‌ترین) اقدامات را انجام دهند. از منظری، حتی خود تمدن می‌تواند به عنوان یک شبکه‌ی هوشمند از احساسات انسانی تعریف شود. احساسات مانند سوخت هستند و ذهن ناخداست، که با هم کشتی پیشرفت تمدن را به جلو می‌رانند.

اعمال انسان‌ها، در نتیجه‌ی کدام یک از احساسات است، و کدام‌ یک از آن‌ها، او را وادار به اقدام کردن می‌کنند؟ چهار احساس اصلی وجود دارند، که هر کدامشان یا ترکیبی از آن‌ها، می‌توانند آغازگر باورنکردنی‌ترین فعالیت‌ها باشند. زمانی که شما از این احساسات استفاده کردید و به آن‌ها اجازه دادید که سوخت آرزوهایتان را تامین کنند، روزی است که زندگی‌تان را زیر و رو می‌کنید.

1. نفرت

اینکه بتوانیم از کلمه‌ی “نفرت” در جهت مثبتی استفاده کنیم، چیز غیر معمولی است، اما اگر همان نفرت واقعا در مسیر درست قرار بگیرد، می‌تواند زندگی شخص را عوض کند. کسی که نفرت را احساس می‌کند، یعنی به یک نقطه‌ی بی بازگشت رسیده است. او دستکش‌های مبارزه را در می‌آورد و به سمت زندگی پرتاب می‌کند و می‌گوید: “دیگر بس است”

این همان چیزی است که من بعد از بسیاری از تجربیات تحقیر آمیزم در سن 25 سالگی گفتم.

من گفتم: “دیگر نمی‌خواهم اینطور زندگی کنم. دیگر نمی‌خواهم ورشکسته باشم. خجالت زده باشم. دروغ بگویم.”

و اینطور است که وجه سازنده‌ی احساس نفرت، وقتی که فرد می‌گوید “دیگر کافی است” خودش را نشان می‌دهد.

آن شخص (من)، بلاخره از عادی بودن و متوسط بودن خسته شد. دیگر نمی‌خواست احساسات تهوع آور ترس، درد، و تحقیر را بچشد؛ و تصمیم گرفت که دیگر نمی‌خواهد اینطور زندگی کند. مراقب باشید! این روزی است که ممکن است در آن زندگی تان تغییر کند. اسمش را هرچه می‌خواهید بگذارید، روز “دیگر بس است”، روز “دیگر نه”، روز  “کافی است”. این احساسات، با هر اسمی، بسیار قوی هستند. هیچ چیز در زندگی چالش برانگیزتر از یک حس انزجار و تهوع نیست!

در مواجه با رفتارهایی که ما را می رنجانند چه باید بکنیم؟
بخوانید

2. تصمیم گیری

بیشتر ما باید برای تصمیم‌گیری، تحت فشار باشیم. و زمانی که به این مرحله رسیدیم، باید با احساسات متناقض ناشی از آن دست و پنجه نرم کنیم. ما در این مسیر، به یک چند راهی رسیدیم. حالا این انشعاب می‌تواند دو شاخه باشد. سه شاخه و یا حتی چهار شاخه باشد. تعجبی ندارد که فرآیند تصمیم گیری، می‌تواند گره‌های ذهنی و اضطراب ایجاد کند، شب‌ها خواب را از چشمانمان بگیرد، یا از شدت استرس دچار عرق سرد کند.

The Four Emotions That Can Lead To Life Change

اخذ تصمیماتی که اثرات خیلی مهمی بر زندگی دارند، درست مانند یک جنگ داخلی در درون ماست. نزاع و کشمکش گروهی از احساسات که هر کدامشان به مهماتی از جنس دلایل مجهزند، و برای چیره شدن بر ذهنتان، با هم می‌جنگند و رقابت می‌کنند؛ و تصمیمی که در نهایت می‌گیریم، هر چقدر جسورانه یا بزدلانه، فکر شده یا بدون فکر، می‌تواند مسیر آن عمل را تنظیم یا نابود کند. من صحبت زیادی در باب تصمیم‌گیری ندارم، به جز این:

هرکاری که می‌کنید، بر سر انشعابات چندراهی، چادر نزنید. تصمیم بگیرید. این‌که یک تصمیم اشتباه بگیرید، از اینکه کلا تصمیم نگیرید بهتر است؛ حداقل این‌که ذهنتان از درگیری و استرس آن قضیه خلاص می‌شود. وظیفه‌ی هر  شخصی است که بر آشفتگی ذهنی و عاطفی خود فائق بیاید، و به احساساتش نظم دهد.

3. آرزو

چطور یک شخص به آرزویش می‌رسد؟ فکر نمی‌کنم بتوانم مستقیما به این سوال پاسخ دهم، اما دو نکته در مورد آرزو وجود دارد:

الف) آرزو از درون نشات می‌گیرد، نه از بیرون

ب) عوامل بیرونی می‌توانند باعث انگیزش آن شوند

تقریبا هرچیزی می‌تواند میل و اشتیاق را فعال کند. فقط نیاز به زمان و آمادگی است. ممکن است آهنگی باشد که قلب آدمی را به دنبال خود می کشد، یا هم‌صحبتی با یک دوست، مقابله با یک دشمن، و یا حتی یک تجربه‌ی تلخ. شاید یک کتاب یا مقاله‌ای مانند این هم بتواند محرک مکانیزم درونی _یا همانطور که برخی مردم می‌گویند_ “من همین الان آن را می‌خواهم” باشد.

تکنیک های در زمان حال زندگی کردن را بیاموزیم
بخوانید

بنابراین، وقتی درحال جستجوی “دکمه‌ی قرمز “خودتان برای رسیدن به یک میل خالص و بکر هستید، با آغوش باز پذیرای هر تجربه مثبتی در زندگی باشید، و دیوار محافظی بین خودتان و تجربیات زندگی نسازید؛ دیواری که باعث ناامیدی شما ،و مانع رسیدن نور به تجارب غنی‌تان می‌شود.  بنابراین، اجازه دهید زندگی شما را لمس کند. قدم بعدی می‌تواند همانی باشد که زندگی شما را تغییر دهد.

4. عزم


عزم می‌گوید :” من می‌خواهم”

 این دو کلمه، از قوی‌ترین ترکیبات زبان انگلیسی هستند. من می‌خواهم. بنجامین دیزرائیلی، سیاستمدار برجسته‌ی بریتانیایی می‌گوید: “هیچ چیز نمی‌تواند در مقابل اراده‌ی بشر مقاومت کند، حتی اگر به خاطر آن هدف، موجودیت‌ اش به خطر بیوفتد.” به عبارت دیگر، وقتی کسی تصمیم می‌گیرد که حتی به قیمت جانش، کاری را انجام بدهد، هیچ‌چیز نمی‌تواند مانع او شود.

یک کوهنورد می‌گوید: من به کوه صعود خواهم کرد. از نظر دیگران، این کوه خیلی بلند، خیلی دور، خیلی سنگلاخی و با شیب تند و در کل صعودش بسیار مشکل است.  اما آن کوه مال من است.من انتخابش کرده‌ام و فتحش خواهم کرد. من از روی آن قله برای شما دست تکان خواهم داد، و اگر این اتفاق نیوفتد، هرگز مرا نخواهید دید؛ زیرا تا زمانی که من به آن قله نرسم و آن را فتح نکنم، بازنخواهم گشت.

چه  کسی می‌تواند در چنین اراده‌ای بحث بیاورد؟

در زمان مواجهه با چنین اراده‌ی آهنینی، می‌توانم زمان، سرنوشت و واقعیت را ببینم که یک کنفرانس شتابزده تشکیل می دهند و تصمیم‌گیری می‌کنند “ما هم می‌توانیم اجازه دهیم او به رویایش برسد. او گفته است یا به چیزی که می‌خواهد می‌رسد، یا آنقدر تلاش می‌کند که بمیرد.”

6 استراتژی افراد با انگیزه که باعث تفاوت آنها با دیگران می‌شود
بخوانید

بهترین تعریفی که تابه‌حال برای عزم شنیده‌ام، از زبان یک دانش‌آموز در فاسترسیتی کلیفرنیا بود. طبق روال همیشه، من یک سخنرانی راجع‌به موفقیت برای یک گروه از دانش‌آموزان ممتاز دبیرستان برگزار کرده بودم و جایی پرسیدم: “چه کسی می‌تواند عزم را برای من معنی کند؟”

برخی از دانش آموزان دستشان را بالا بردند و من تعاریف نسبتا خوبی شنیدم، اما بهترین، آخرین است. یک دختر خجالتی از انتهای کلاس از جا برخاست و با صدای بسیار آرامی گفت: “من فکر می‌کنم عزم یعنی به خودت قول بدهی که هرگز تسلیم نشوی” همین است! این بهترین توضیح برای عزم است! به خودت قول بدهی که هرگز تسلیم نشوی!

به آن فکر کنید. چقدر طول می‌کشد که یک بچه راه رفتن یاد بگیرد؟ تصور کنید که به یک بچه‌ی معمولی بگویید : “بس است! تو به اندازه‌ی کافی برای یاد گرفتن زمان داشته‌ای! باید تا الان راه می‌افتادی!”

به نظرتان احمقانه است؟ البته که هست! یک مادر می‌گوید: “بچه‌ی من آنقدر تلاش خواهد کرد که راه رفتن را یاد بگیرد.”  تعجبی ندارد که همه‌ی آدم‌ها می‌توانند راه بروند. یک درس مهم و حیاتی در این زمینه وجود دارد. از خودتان بپرسید: “چه مدت برای ساختن و رسیدن به آرزوهایم تلاش می‌کنم؟” من این پاسخ را پیشنهاد می‌کنم: “هرچقدر. تا وقتی که به آن برسم”. این چیزی است که در رابطه با این چهار احساس وجود دارد.

در سمینار موفقیت، استاد احمد محمدی به شما یاد خواهند داد که از احساسات منفی خود چگونه استفاده مثبت ببرید و احساسات مثبت خود را قویتر نمایید. هنگامی که در کنترل احساسات خود، خصوصاً چهار احساس فوق، به اندازه کافی مهارت داشته باشید، دستیابی به اهدافتان بسیار ساده تر خواهد گشت. برای شرکت در این سمینار شاد و انگیزشی می توانید به آدرس اینترنتی زیر کلیک نمایید.

سمینار بزرگ موفقیت – استاد احمد محمدی

ثبت ديدگاه