چکیده کتاب شکست مدیریت ریسک نوشته داگلاس دابلیو (2)

حیطه ای مملو از ابهام و خطا

جای تعجب نیست که مدیریت ریسک به عنوان یک رشته همیشه به خوبی ریسک را مدیریت نمی کند. تفکر معیوب و رویکرد های سرسری اغلب منجر به سابقه ی لکه داری می شوند. این رشته با 7 چالش رو به روی می باشد:

1. ابهام در رابطه با مفهوم ریسک

یک برداشت نادرست همگانی معنای واقعی ریسک را مخدوش می سازد. مدیران در بیشتر مواقع از واژگان ریسک و عدم قطعیت به جای یکدیگر استفاده می کنند. واژه ی دوم صرفا به معنای ندانستن نتیجه ی یک رویداد پیش از وقوع آن می باشد. شیر یا خط انداختن سکه درست همانند پیش بینی هوا یا یک مسابقه ی فوتبال با عدم قطعیت همراه است.

ریسک عدم قطعیت را در بر می گیرد اما یک ارزش مالی را بر نتیجه وارد می سازد. به عنوان مثال، ارزیابی یک شرکت انرژی ممکن است به این نتیجه دست یابد که احتمال اینکه چاه نفت پیشنهادی خشک شود 40% بوده که با ضرر مالی 12 میلیون دلاری در هزینه های کندن چاه های اکتشافی همراه خواهد بود. فراریت یک واژه ی دیگر است که با ریسک اشتباه گرفته می شود، اما این واژه هم همانند عدم قطعیت لزوما ریسک ایجاد نمی کند.

2. اشتباهات انسانی کاملا قابل پیشگیری هستند

در قضاوت های فردی شم انسان مهم ترین ابزار در مدیریت ریسک می باشد که البته ابزار کاملی نیست. ذهن برای انجام محاسبات که در ارزیابی احتمالات وجود دارد مناسب نیست زیرا توسط تعصب ها و ریاضی ضعیف آسیب می بیند. حیطه ی نسبتا جدید روانشناسی تصمیم گیری و قضاوت، اسنادی دال بر چنین تفکر اشتباهی دارد. مردم در تمایز قائل شدن میان الگوها از تصادف و اتفاق خیلی خوب عمل نمی کنند.

اگر یک ریسک خیالی واضح تر باشد، به احتمال زیاد شما احتمال وقوع آن را جدی تر فرض می کنید؛ به عنوان مثال، کسانی که سفرهای هوایی زیادی دارند برای بیمه ی تروریسم در مقایسه با بیمه نامه های مرتبط با دیگر ریسک ها هزینه ی بیشتری متقبل می شوند. شاید مهلک ترین خطا، اعتماد بیش از حد باشد. انسان ها پیش بینی های خود را حتی اگر نادرستی آنها اثبات هم شود، باور دارند. مردم به خودشان دروغ می گویند و اصرار دارند که می دانند اتفاق بدی روی خواهد داد. اعتماد بیش از حد تصمیمات مدیریتی را هم تحت تاثیر قرار می دهد: اغلب، یک مدیر عامل یا سرمایه گذار از موقفیت لذت می برد اما نمی تواند آن را بیازماید که این امر نشان می دهد که شانس و نه مهارت، دلیل اصلی این موفقیت بوده است.

راهکار های طلایی هدف گذاری برای دستیابی به موفقیت
بخوانید

3. شیوه های امتیازدهی فردی محبوب اما کاملا بی اثر

مدیران اغلب مدل های ریسکی می سازند که خارج از هنجارهای پذیرفته شده ی تحلیل تصمیم می باشند؛ خصوصا مقیاس های ترتیبی می توانند گمراه کننده باشند زیرا آنها رتبه بندی نسبی و نه بزرگی واقعی را اندازه گیری می کنند. یک امتیاز چهار ستاره بر روی ماتریس طبیعی ریسک که از مقیاس 1 تا 4 استفاده می کند، 4 برابر بهتر از امتیاز 1 ستاره نیست. مدیران وقتی که امتیاز ریسک را بر تحقیقاتی بنا می کنند که از شرکت کنندگان می خواهد تا ریسک را با عباراتی همچون به احتمال خیلی زیاد یا به احتمال خیلی کم درجه بندی کنند، عباراتی که اعتماد بیش از حد انسانی را توجیه نمی کنند، مرتکب این خطا می شوند.

4. برداشت های نادرست که استفاده از روش های بهتر کنونی را ناممکن می سازند

مدیران اجرایی گاهی اوقات از ملاک های مدیریت ریسک استفاده نمی کنند زیرا آنها اصرار دارند که موقعیت آنها خاص و ویژه بوده و هیچ کسی نمی تواند آن را بسنجد یا اینکه عدم قطعیت هایی که با آن روبرو هستند بسیار مبهم بوده به طوری که سنجش آنها امکان پذیر نمی باشد. چنین تفکری صرفا اشتباه است و استفاده از مدل های بهتر را غیرممکن می سازد.

the failure of risk management

5. خطاهای متناوب

مدیران ممکن است ارزیابی ریسک را انجام دهند اما آنها هیچ گاه آنچه که واقعا روی داده است را با آنچه که مدل پیش بینی کرده است تطبیق نمی دهند. آیا مدل ریسک شما اصلا مناسب و خوب می باشد؟ در صورتی که شما از طریق انجام تست های پسین آن را بررسی نمی کنید، هیچ گاه نخواهید توانست پاسخ واقعی این سوال را دریابید. همچنین، شرکت ها از پارادوکس ریسک نیز رنج می برند، شیوه ای بی معنی در مدیریت برای ریسک های کوچک که ریسک های بزرگ را نادیده می گیرد. به عنوان مثال، قبل از بحران سال 2008، اکثر بانک ها وام های فردی را مورد ارزیابی قرار دادند اما اکثر آنها به این موضوع نپرداختند که ریسک ها چگونه پورتفولیو های کلی آنها را تحت تاثیر قرار دادند.

6. عوامل نهادی

مدیران ریسک اغلب درون و بیرون از شرکت هایشان ایزوله می شوند. این افراد حرفه ای باید خودشان را بیشتر در فعالیت هایشان و در میان همکارانشان به منظور به اشتراک گذاری موضوعات مشترک مشغول بدارند.

5 دلیلی که ثابت می کند چرا باید اهداف غیرواقع‌بینانه داشته باشید
بخوانید

7. ساختارهای محرک اما بی ثمر

در حالی که مدیریت ریسک کار همه می باشد، تنها معدودی از مدیران اجرایی برای انجام صحیح آن امتیاز یا پاداش می گیرند. بیشتر آنچه که در ارتباط با مدیریت ریسک بیان می شود صرفا اطلاعات و استفاده از به اصطلاح بهترین روش ها می باشد که در موقعیت های اورژانس و اضطراری می تواند تا حدی دلگرم کننده باشد.

نکاتی درارتباط با بهبود مدیریت ریسک

اگر مدیریت ریسک را اولویت خود سازید، بهبود روش شما امری آسان خواهد بود. برای شروع، تکیه بر شم و شهود خود یا استخدام مشاوری به منظور خلق یک کارت امتیاز مشکوک به لحاظ ریاضی را فراموش کنید. در عوض، از احتمالات مدرج درون شبیه سازی های مونته کارلو استفاده کنید.

مدیران ریسک موفق شروع کار با تجزیه را می آموزند، یعنی شکست ریسک به چندین قطعه. ریاضیات در سطح پیچیده ممکن است شما را بترساند اما ابزارهای زیادی وجود دارند که می توانید از آنها استفاده کنید و اجازه دهید تا مدیر ریسک بر امر مدیریت ریسک تمرکز کند. آموزش فردی در استفاده از برنامه ی مونته کارلو اکسل محور تنها چند روز زمان می برد و از میان این برنامه ها می توان به Oracle’s Crystal Ball، Palisade Corporation’s@Risk and Douglas W. Hubbard’s Applied Information Economics (AIE) اشاره کرد.

در مقام یک مدیر ریسک، به شغل خود همانند یک دانشمند نزدیک شوید: به دنبال اسنادی باشید که کار می کنند و مشتاق باشید تا مطابق با سرنخ هایی که پیدا می کنید، ذهن خود را نیز تغییر دهید. صرف اینکه نرم افزاری خریده اید و مدلی را پیاده سازی می کنید به این معنا نیست که کار شما تمام و کمال انجام شده است. مدیران ریسک می دانند که مدل ها کامل نیستند؛ در نتیجه، علاقه ی دانشمند را به منظور برانگیختن کنجکاوی و بررسی های کامل حفظ کنید.

همچنان که مدل خود را می سازید و از آن استفاده می کنید، آن را به صورت مداول بیازمایید و نتایج را بررسی کنید. ذهن خود را باز نگاه دارید، به احتمال زیاد مدل شما می تواند اخبار بد یا سورپرایز هایی را به همراه داشته باشد. استراتژی های دیگر برای مدیریت ریسک موفق شامل موارد زیر می شوند:

  • دست از بهانه آوردن بردارید

ممکن است فکر کنید که در موقعیت آنچنان عجیبی گیر افتاده اید که نمی توانید مدل سازی کنید یا به داده های کافی دسترسی ندارید. شما می توانید تقریبا همه چیز را بسنجید و سازمان شما احتمالا داده های کافی برای تولید یک مدل موفق را دارا می باشد.

  • کمال هدف منطقی نیست

هیچ مدلی عاری از خطا و نقص نخواهد بود اما شما می توانید مدلی بسازید که در مقایسه با دیگر روش هایی که اکنون از آنها استفاده می کنید دقیق تر و مفید تر باشد.

  • افق های زمانی خود را توسعه دهید

ورای افزایش 5 ساله ی معمول در مدل سازی ریسک خود را ببینید. حتی رویدادی که تنها 1 باز در هر چند دهه روی می دهد هم می تواند تاثیری نامناسب بر تجارت و کسب و کار شما داشته باشد.

  • مدیریت ریسک را تبدیل به اولویت خود سازید

ارزیابی ریسک را در زیرساخت سازمان خود وارد کنید. یک مسئول ارشد ریسک انتخاب کنید که ریسک را مدل سازی کند، بعد از اجرا، آزمون ها را اجرا کند و آنها را همگام با تغییرات دنیا تغییر دهد.

6 عاملی که باعث می‌شود هنگام تلاش برای رسیدن به اهدافتان، پشتکار داشته باشید
بخوانید

نکات طلایی

  • حجم زیادی از اطلاعات مرتبط با مدیریت ریسک امروزی، از طالع بینی (ستاره شناسی) یا غیب گویی کردن دقیق تر نیست.
  • به بیان ساده تر، مدیریت ریسک به معنای “باهوش بودن در استفاده از فرصت ها” می باشد.
  • برای تخفیف ریسک، شما می توانید از آن دوری کنید، آن را کاهش دهید، آن را منتقل کنید و یا اینکه آن را بپذیرید.
  • مدیران ریسک از ابزارهای متفاوتی، از حس درونی خود گرفته تا مدل های احتمالات محور، استفاده می کنند.
  • چهار نمونه ی اولیه ی مدیران ریسک، آمارگران، پرچمداران جنگ (مدلسازان)، اقتصاد دانان و مشاوران مدیریتی می باشند.
  • نگرانی های مرتبط با حوزه ی مدیریت ریسک، ابهام در واژگان تخصصی، اشتباهات انسانی و امتیاز دهی بر اساس سلیقه ی شخصی را در بر می گیرد.
  • ظرفیت ذهن انسانی برای “اطمینان بیش از حد” مدیریت ریسک موثر را مختل می کند.
  • شبیه سازی های مونته کارلو یک ابزار با ارزش و قابل دستیابی در مدیریت ریسک می باشد.
  • تعدادی از مشاوران و شرکت های نرم افزاری مدل های اکسل محور مونته کارلو را به فروش می رسانند که شما می توانید در طی چند روز نحوه ی کار با آنها را بیاموزید.
  • مدیران موفق ریسک یک رویکرد علمی را در کارهای خود در پیش می گیرند: آنها درخواست مدرک و سند می کنند، به صورت مداوم در حال آزمایش هستند، انتقاد را می پذیرند، و ذهن خود را در قبال مسائل باز نگه می دارند.

ثبت ديدگاه