نحوه کنترل اوضاع و دستیابی به اهداف در گذشته، حال و آینده

من اغلب اوقات از آن دسته افرادی بوده ام که به هدف بزرگ تر در زندگی اهمیت زیادی می دادم. این ویژگی مزایای زیادی در زندگی برایم داشته است و باعث شده است بتوانم بر خواسته های آنی ام با امید دستیابی به هدف اصلی، غلبه کنم. اما خب؛ اوضاع همیشه هم به این منوال نبوده است.

یادم می آید گاهی اوقات، احساس بی صبری و بی تابی آنچنان در من شدت می گرفت و من به نقطه ای می رسیدم که شرایط بیرونی ام، احساس درونم را متجلی می کرد. من مسائلی مانند موارد زیر را تجربه می کردم:

  • مشتریان به طور ناگهانی قرارداد هایشان را فسخ می کردند
  • پرداخت فاکتورهایشان با تاخیر صورت می گرفت
  • همکارانم در همکاری، مساعدت مطلوبی نشان نمی دادند
  •  با اعضای تیمم اصطکاک داشتم

وقتی به خودم آمدم و متوجه شدم که همه این موارد با هم به وقوع پیوسته اند، فهمیدم که زمانش رسیده است که قدمی به عقب بردارم. و خب؛ بهتر است بگویم نه یک قدم که چند کیلومتر باید به عقب بر می گشتم. قطعا، من موردی را از قلم انداخته بودم و آن را نمی دیدم؛ پس باید به عقب می رفتم تا از فاصله ای دورتر به شرایط نگاه می کردم. سعی کردم نگرانی هایم را مطرح کنم: در دفتر خاطراتم، به مربی شخصی ام و به همکارانم. این کار، احساس خوبی در من ایجاد کرد و به من کمک کرد تا آنچه را که نمیدیدم بیابم. من آن قدر روی مسائلی که می خواستم متمرکز شده بودم که نمی توانستم آنچه که در جلوی من قرار دارد را ببینم.

3 راهکار افزایش و تقویت تمرکز برای دستیابی به اهداف
بخوانید

در صحبت هایم با مربی خصوصی ام، به عدم کم کردن وزن، آن هم به اندازه ای که مطلوب من باشد،‌ اشاره کردم. من به تغییراتی که در رژیم غذایی ام ایجاد کرده بودم، به شدت ورزش و بهبود تنفسم اشاره کردم و گفتم من همه کارهای لازم را انجام داده ام پس چرا نتیجه مشهود و قابل توجهی به دست نیاوردم؟ چرا تلاش های من آن طور که انتظار داشتم، جواب نداد؟

Get Out the Microscope: The Flaw with the Big Picture

مربی، به حرف ها و دغدغه هایم گوش داد و در نهایت، حرفی به من زد که انگار سرم را به دیوار کوبیده اند؛ می دانید که چه گفت؟ مربی ام به من گفت شاید تصویر و هدف بزرگ تر، آن قدر ها هم که فکر می کنی قابل اتکا نباشد. گویی حق با او بود.

ما گاهی آن قدر بر روی هدف غایی مان تمرکز می کنیم که مسائل کوچک تری که بر ما تاثیر می گذارند را از قلم می اندازیم. البته، در ابتدای امر، من با حرف های وی مخالفت کردم و اما حرف هایش مدام در گوشم زنگ می زد. وی گفت گاهی اوقات افراد فکر می کنند که نکات تغذیه ای رژیم شان را کاملا رعایت می کنند اما تا زمانی که شروع به ثبت هرچه که در طی روز مصرف می کنند، نکرده اند، متوجه حقیقت امر نمی شوند. دقیقا، همین مساله برای من هم روی داد؛ وقتی که شروع به ثبت خورد و خوراکم کردم، متوجه شدم که میزان مصرف مواد غذایی ام در هر وعده، نسبت به قبل افرایش اندکی یافته بود. همین مساله، باعث شد یک بار دیگر کل زندگی ام را مرور کنم.

7 گام طلایی برای رسیدن به اهداف بزرگ
بخوانید

سعی کردم ببینم در کدام بخش ها به دلیل توجه و تمرکز بیش از حد روی تصویر بزرگ تر زندگی ام، اشتباه کرده ام و مسائلی را از قلم انداخته ام. سعی کردم تمامی نگرانی ها و  دغدغه هایشم را یک بار دیگر مرور کنم و منشا آنها را بیابم. در نهایت دریافتم که ما باید یک تعادلی میان هدف غایی مان و مسائل و اهداف کوتاه مدتمان برقرار کنیم. من دریافتم که چقدر مهم است که گاهی اوقات، دستاورد هایمان را زیر میکروسکوپ بگذاریم. وقتی که روی جزییات زندگی مان زوم می کنیم، بیشتر به نتایج کارمان پی می بریم در حالی که وقتی صرفا توجهمان را به هدف بزرگ تر زندگی مان معطوف می کنیم، شاید بیشتر به فاصله شرایط فعلی تا شرایط آرمانی مان اهمیت بدهیم.

تصویر بزرگ تر و هدف غایی به ما انگیزه و توجه می دهد. اما در سطوح ریز تر (و کوتاه مدت) است که ما می توانیم اقدامات لازم (و البته کوچک) را انجام دهیم و به پیش برویم.

من دیگر هم به گذشته و حال نگاه می کنم و هم نیم نگاهی به آینده ام دارم. من مسیری که پیموده ام را مدام بررسی می کنم و دست آورد هایم را به خودم یادآوری می کنم و در عین حال، حواسم به نقطه ای که می خواهم به آن برسم هم هست.

۱۰ اشتباه پولی که افراد موفق هرگز انجام نمی‌دهند
بخوانید

ثبت ديدگاه