غلبه بر ناامیدی – برگزیده ای از فیلم بتمن آغاز می کند (Batman Begins)

درحال بارگذاری...

چرا ناامید می گردیم و چگونه با ناامیدی مقابله نماییم؟

ناامیدی یا دلسرد شدن ذهن از رویا‌پردازی، یکی از مهم‌ترین مشکلات روانی می باشد، که امروزه با وجود همه‌ی پیشرفت‌های جامعه‌ی بشری، با آن مواجه هستیم. ناامیدی نسبت به هر موضوعی، به دلیل عدم شناخت خود و احساس خود‌ کم‌‌ بینی حاصل می گردد. برای غلبه بر ناامیدی، پیش از هر چیز باید بدانیم در چه مواردی ناامید می باشیم.

مطالب ذیل برگرفته از فصل ۱۳ کتاب «امیدواری در عصر استرس و اضطراب» نوشته ی استادهای روانشناسی آنتونی شولی (Anthony Scioli) و هنری بیلر (Henry Biller) است. در فصل ۱۳ این کتاب «غلبه بر ناامیدی: از تاریکی رها شوید» نویسندگان بیان می‌کنند که ناامیدی نه شکل دارد که هر کدام با برآورده نگشتن یا قطع یکی یا بیش‌تر از یکی از نیازهای بنیادی دربردارنده‌ی امید ارتباط دارد. این نیازها عبارتند از: وابستگی، توانایی و بقا.

در زیر به علت های ناامیدی و بعضی از تکنیک‌ های پیشنهادی آنتونی شولی (Anthony Scioli) و هنری بیلر (Henry Biller) می‌پردازیم که با بهره گیری آن ها می توانید بر ناامیدی غلبه نمایید.

چرا ناامید می گردیم؟‌

برای غلبه بر ناامیدی ، باید اول از همه ریشه های ناامیدی را در یابیم:

۱- خود‌باختگی:

افراد خودباخته باور دارند که به نحوی با دیگران تفاوت دارند. از عدم پذیرش توسط دیگران و درد ناشی از آن هراس دارند، بنابراین منزوی و گوشه‌گیر می گردند. اگر در انجام کاری تسلط نداشته باشند، از خود متنفر و بیزار گشته و خود را سزاور هیچ‌گونه توجه و حمایتی نمی‌دانند.

۲- احساس طرد شدگی:

این احساس فراتر از یک آسیب هیجانی ساده می باشد؛ در نتیجه این اشخاص همواره در بحران قرار دارند. شخص از اینکه توسط فردی، در زمانی که بیشترین نیاز را به او داشته است رها گشته، احساس تنهایی و ناامیدی می نماید.

۳- بی‌انگیزگی:

احساس بی‌انگیزگی به خصوص برای اقلیت‌های محروم مشکل ایجاد می نماید، چرا‌ که احتمالا فرصت‌های رشد و الگوهای مثبت در این قشر وجود ندارد و یا در صورت وجود، فاقد ارزش قلمداد می گردد.

هرتیک روشن - بازیگر بالیوود موفق هندی
بخوانید

۴- بی‌کفایتی:

افراد در هر سنی نیازمند این باورند که نویسنده‌ی داستان زندگی خود می باشند. اگر این نیاز برآورده نگردد و شخص در هدایت مسیر زندگی و دستیابی به اهداف خود قدرتمند نباشد، احساس بی‌کفایتی بروز  و ادامه می‌یابد.

۵- تحت سلطه بودن:

الزام اطاعت از یک شخص یا گروه، زمینه‌ساز حس نا‌امیدی می باشد.

۶- محدودیت:

وقتی مبارزه برای بقا با حس عدم تسلط بر امور ترکیب گردد، فرد احساس محدودیت می نماید و خود را نالایق و ناکارآمد می‌‌ بیند. این شکل ناامیدی به خصوص در بین اشخاص که از وضعیت مالی مناسبی برخوردار نیستند و همچنین افرادی که دچار معلولیت‌های جسمی و یا ناتوانی در یادگیری هستند، متداول تر می باشد.

۷- تسلیم شدن در برابر مرگ:

کسانی که دچار بیماری جدی و تهدید‌کننده‌ی زندگی می باشند؛ یا به دلیل پیری، ضعف و ناتوانی‌ خود را در آستانه‌ی مرگ می بینند، جزء افراد آسیب‌پذیر هستند. این اشخاص پایان زندگی خود را مسلم و نزدیک می‌بینند و زیر بار ناامیدی حاصل از مرگ خم می گردند.

۸- اسارت:

نا‌امیدی ناشی از اسارت دو شکل دارد:

  • اسارت بدنی (برای مثال در اشخاصی که در زندان هستند)
  • اسارت فکری و هیجانی (مثلا شخصی که نمی تواند احساسات خود را رها سازد تا از رابطه‌‌‌ای بیمارگونه دست بکشد)

۹- درماندگی:

اشخاص درمانده معتقدند که قادر نیستند با آرامش و امنیت در جهان زندگی نمایند. ضربه‌های روحی مکرر یا قرار گرفتن در معرض استرس‌های غیر‌قابل‌کنترل و تکرار شونده، احساس درماندگی عمیق و ریشه‌داری را سبب می شود، که از آن ها اشخاصی وابسته و درمانده می‌سازد. احساس درماندگی همانند احساس پرنده‌ای می باشد که شکسته بال روی زمین افتاده است.

غلبه بر از خودبیگانگی و شاخه‌های آن (خودبیگانگی، ترک شدن و بی‌انگیزگی)

این شکل از ناامیدی با تحریف‌های شناختی از قبیل تعمیم مبالغه‌آمیز، ذهن‌خوانی، عمومی‌گرایی و تفکر همه یا هیچ، تقویت می گردد. این اشخاص تصور می کنند که هیچ کس در شرایط سختی که آن ها در حال حاضر در آن به‌سر می‌برند، نبوده است و نخواهد بود. ذهن‌ خوانی به معنای نتیجه‌ گیری بدون بررسی‌های کافی می باشد و راه مقابله با آن بررسی شواهد  هیجانی است. یعنی این که با اعتماد، امید و ذهنی باز بررسی نمایید که دیگران موقعیت شما را چگونه تجربه نموده اند. اگر احساس طرد شدن می نمایید، از لاک خود بیرون آمده و بنگرید که آیا این واقعیت درون شما بازتاب دقیقی از جهان بیرون است یا خیر؟

دوره فروش موفق (شناسایی دقیق نیاز مشتری) - احمد محمدی
بخوانید

در کل  افراد تعمیم دهنده، حقایق زندگی را پررنگ‌تر از آنچه که است می نگرند. در سخنان خود از کلمات هرگز و همیشه زیاد استفاده می نمایند و در افکار‌ آن ها قانون همه یا هیچ حاکم می باشد. بدین معنا که هر چیز کمتر از کامل، شکست محسوب می گردد. این اشخاص در برخورد با افرادی که شرایط کنونی آن ها را پشت سر گذاشته‌اند با پاسخ‌های امیدوار کننده‌ای رو به‌رو خواهند گشت. با تغییر دیدگاه‌ خود، از شر تفکر همه یا هیچ خلاص گردید.

غلبه بر ناامیدی ناشی از بیماری‌ های تداعی‌گر مرگ (فنا، درماندگی و اسارت)

عامل ناامیدی در افرادی که دچار بیماری‌ های سخت هستند، قضاوت زود هنگام درباره‌ی زمان مرگ می باشد، بی‌آن که زمینه‌ی محکمی وجود داشته باشد. پیش از قضاوت، باید به بررسی کامل شواهد بپردازیم و برای کشف حقایق تلاش نماییم.

استفان جی گولد (Stephen Jay Gould) انسان‌شناس و استاد دانشگاه هاروارد، در سن ۴۰ سالگی به نوعی سرطان نادر شکمی مبتلا گشت. پرشک ها معتقد بودند، فردی با این بیماری به طور متوسط تنها ۸ ماه زنده می ماند. او شروع به تحقیق در این زمینه کرد و در مقاله‌ای با موضوع آمار و سرطان، بیان نمود که بررسی اطلاعات آماری بیماری خود تا چه اندازه مفید بود و به او کمک نمود. استفان جی گولد (Stephen Jay Gould) با خود گفت: بسیار خوب، نیمی از مبتلایان به این بیماری بیش از این زمان زندگی می‌کنند. آیا من می‌توانم جزو این گروه باشم؟ در آخر  وی با بررسی بعضی فاکتور‌ها مانند سن ابتلایش به این بیماری، شیوه‌ی زندگی سالم، تشخیص زود هنگام بیماری، و کیفیت بالای خدمات درمانی، به نتیجه‌ی امیدوار کننده‌ای درست یافت . استفان جی گولد (Stephen Jay Gould) بیست سال پس از ابتلایش به این بیماری و در اثر سرطانی غیر مرتبط با آن چه برای وی تشخیص داده شده بود، فوت کرد.

معنا دادن به کار - برگزیده ای از فیلم مانی بال (Maneyball-2011)
بخوانید

غلبه بر ناتوانی و شاخه‌های آن (ناتوانی، اسارت و محدودیت)

زمینه‌ی احساس ناامیدیِ ناشی از ناتوانی، عبارت است از: شخصی‌سازی، برچسب زدن و ارزش قائل نشدن برای موفقیت‌ها.

وقتی اشخاص قدر استعدادها و موهبت‌های‌ خود را قدر ندانند، موفقیت‌های خود را نادیده می گیرند و تنها بر ناتوانی‌ها و ابعاد منفی وجود خود تمرکز می نمایند. یکی از شیوه های مقابله با کم‌ رنگ کردن  نقاط مثبت خود، به دست آوردن آگاهی می باشد. لیستی از نقاط قوت خود حتی در کوچک‌ترین موارد تهیه و همیشه آن ها را مرور نمایید. با این کار احساس بهتری نسبت به خود پیدا نموده و با انرژی و انگیزه‌ی بیشتری زندگی می نمایید.

در مورد افرادی که مورد ظلم واقع گشته اند، شخصی‌سازی و خود را مقصر دیدن بسیار متداول می باشد. در شخصی‌سازی، فرد خود را مسئول حادثه‌ای می‌داند که به هیچ عنوان امکان کنترل آن را نداشته است. از راه‌های غلبه بر آن، تجدید نظر در نسبت دادن دلیل امور به خود می باشد.

وقتی اشخاص به علت ناتوانی ذهنی یا فیزیکی، احساس محدودیت می نمایند، با احتمال زیادتری به دام برچسب زدن به خود (در نظر گرفتن یک یا چند نمونه از رفتار خود و سپس تعمیم افراطی آن) خواهند افتاد. این برچسب‌ها بسیار ساده شکل می‌گیرند و به‌ عنوان توصیفی ماندگار از شخصیت ما، درونی می گردند. برای غلبه بر احساس محدودیت، باید الگوهای فکری خود ساخته را تغییر داد و تفکر منطقی را جایگزین نمود.

 

بیشتر بخوانید:

1397/4/24 15:19:31 تیر 25ام, 1397|ویدئو ها|بدون ديدگاه

ثبت ديدگاه