عوامل شکست و موفقیت در انتخاب کارآفرینی به عنوان یک شغل

“می خواهم یک کارآفرین شوم” .”می خواهم کسب و کار خودم را داشته باشم”. “می خواهم رئیس خودم باشم”. بزبان آوردن این جملات بسیار ساده است. برای بسیاری از افراد نیز تنها به همینجا ختم می شود. اغلب، رویای کارآفرینی در حد همان رویا باقی می ماند. دوره های دانشگاهی بسیاری تحت عنوان کارآفرینی وجود دارند که حتی به شما مدرک کارشناسی نیز می دهند. اما با گذراندن این دوره ها آیا به راستی تبدیل به یک کارآفرین می شوید. در واقع آیا براستی به گذراندن این دوره ها برای کارآفرین شدن نیاز دارید. با نگاهی به زندگی بسیاری از انسان های موفق پاسخ این پرسش ها “خیر” است. هدف اصلی تنها تحقق دستاورد های صحیح است که آن نیز مستلزم نگرش درست و اشتیاق برای اجرا است.

رویای کارآفرین شدن برای بسیاری از افراد معمولا به دلیل عدم وجود فاکتور اصلی خیلی زود از بین می رود و آن هم داشتن یک ایده تجاری مناسب است. شاید در ظاهر پیدا کردن ایده مناسب ساده به نظر برسد اما برای اکثریت افراد بمانند پیدا کردن ایده ای برای خلق یک اثر هنری منحصر به فرد است.

تمرکز بر روی ایده های تکراری شاید آن هیجان موجود در ایده های انقلابی را نداشته باشد، اما همچنان می تواند بازده دلخواه را به ارمغان بیاورد. لیستی از علایق خود تهیه کنید و حدس بزنید که مشتریانی مانند خود شما معمولا وقت خود را در کجا می گذرانند و برای چه مواردی حاضر اند هزینه ای بپردازند. بدین ترتیب تولید یک محصول در این زمینه ها کار آسان تری خواهد بود.

بعد از طی مراحل بالا، نوبت به خود شما می رسد. از خود بپرسید آیا می توانید فرصت و یا نیازهایی هایی را بیابید که تاکنون برطرف نشده اند. آیا ایده ای برای برطرف کردن این نیازها دارید. در صورت یافتن چنین معضلاتی و نیز ارائه ایده هایی برای برطرف سازی آنها می توان گفت که کار شما ارزش پیگیری و سرمایه گذاری را دارد.

جمله ” تنها بدنبال علایق خود باشید” را اغلب در مباحث کارآفرینی شنیده اید. این جمله همانقدر که الهام بخش و خوب به نظر می رسد، در عین حال می تواند گمراه کننده و مبهم نیز باشد و باعث شود تا شخص، تنها وقت زیادی را صرف ارزیابی علایق خود کند. با توجه به اینکه در راه اندازی یک کسب و کار زمان زیادی طول می کشد تا یک کارآفرین با صرف تمامی وقت و هزینه، ایده خود را به واقعیت تبدیل کند، آن را تحقق بخشد و در حالت خوشبینانه از آن کسب سود کند، شاید بهتر باشد بگوییم “کاری را انجام دهید که از نظر سایرین دشوار تر است “.

تعجبی ندارد اگر یک ایده تجاری نتواند مخاطبینی جذب و یا ثروتی تولید کند. بعد از تثبیت پایه های یک ایده تجاری، کارآفرین باید از فرصت موجود تمامی استفاده را بنماید و پایه های بیزینس خود را استوار سازد. حال این استوارسازی می تواند در زمینه ایجاد یک وبسایت، ثبت شرکت و یا … باشد. استفاده مناسب از فرصت ها کلید اصلی شروع یک کسب و کار کسب جدید است. اما پیگیری و گسترش آن نیازمند دور اندیشی است.

شاید غرق شدن در افکار هیجانی از قبیل شروع یک کسب و کار، گسترش و تبدیل آن به یک تجارت بزرگ، نقش بستن تصاویر آن روی مجلات معتبر، پر شدن حساب های بانکی و … برای یک کارآفرین بسیار وسوسه انگیز باشد. اما به هر نحو ممکن باید از اینگونه تفکرات دوری کرد. زیرا تمرکز شما را بر روی موضوع اصلی از بین می برد و شما را از هدف اصلی دور می کند. البته که این رویاها می توانند عواملی تشویق کننده باشند، اما اهمیت آنها در گام های بعدی است. بهتر است بجای مشغول شدن به چنین موضوعاتی بر روی شیوه های بازاریابی، گسترش تبلیغات در شبکه های اجتماعی و ارزیابی سایر نکات ریز بپردازید.

 در تمامی مراحل کار و استوارسازی یک کسب و کار، مشتریان همواره از جایگاه ویژه ای برخورداراند. مشتریان خود را بشناسید و آنها را ازسایرین تفکیک کنید. برای آنها کار کنید. برای آنها رشد کنید. زیرا آنها تاثیرگذارترین و بهترین مخاطبان شما هستند و حتی می توانند در صورت رضایت، نقش وکیل مدافع شما را نیز بازی کنند. رشد کردن در این مرحله به معنی مقادیر  سود بدست آمده و بازگشت سرمایه نیست، بلکه به  معنای میزان پذیرش شما از طرف مشتریان و افزایش تعداد آنان است.

انتخاب کسب و کاری که به عنوان یک کارآفرین قصد انجام آن را دارید، کار آسانی نیست. افراد به مرور زمان به این نتیجه می رسند که روشنایی و نور در انتهای تونلی تاریک و ناپیدا است. با این حال این روشنایی وجود دارد و می تواند خود عاملی تشویق کننده برای گذر از این تونل تاریک و ایجاد تغییر باشد.

منبع:

وبسایت blogtrepreneur

ثبت ديدگاه

یازده + نه =

همایش اختصاصی

زمان و تاریخ همایش

معارفه های دوره آموزشی

تاریخ و زمان دوره های معارفه