راهکار های طلایی هدف گذاری برای دستیابی به موفقیت

هدف؟ من هم مثل بسیاری از افراد هدف دارم، می توانم تقریبا تمامی اهدافم را برایتان شرح دهم، اما علی رغم تاکید اکثر سخنرانان انگیزشی، آنها را روی کاغذ نیاورده ام. می دانید چرا؟ همان طور که تاد وینمن می گوید، گاهی اوقات با نوشتن اهدافم احساس می کنم تحت کنترل قرار دارم: البته این بار تحت کنترل شخصی دوست داشتنی و قابل اعتماد، یعنی خودم.

بعد از بررسی های بسیار، سر انجام پذیرفتم که از یک برنامه ی (هوشمند) برای تعیین اهدافم استفاده کنم. این روش، به من بصیرت و وضوح بخشید و من توانستم مسیر پیش رویم را بهتر و روشن تر ببینم. در واقع، این روش (هوشمند)، دستاورد های بزرگ تری را در زمان کمتر برایم امکان پذیر ساخت.

هوشمندی مخفف ۵ ویژگی است؛ اهدافی که تعیین می کنید باید دارای آنها باشند: اهدافتان را خاص، قابل اندازه گیری، قابل دستیابی، مرتبط و محدود به زمان کنید.

البته ممکن است فکر کنید رعایت این چند ویژگی در اهدافتان، کمی در زندگی پر سرعت امروزی مشکل باشد. یکی از منتقدان این روش، مات میبری، با اشاره به استیو جاب و التون ماسک، می گوید هیچ کدام از اهداف آنها، شامل این چند ویژگی نبودند؛ در واقع، وی معتقد است اگر اهدافی که انتخاب می کنید شما و دیگران را تا سرحد مرگ نترساند، پس اصلا اهداف بزرگی برای خودتان تعیین نکرده اید و نباید انتظار نتایج خارق العاده ای داشته باشید.

راهکار های طلایی هدف گذاری

به نظر من، ما در مقوله ی تعیین اهداف، با یک طیف روبه رو هستیم: در یک طرف، اهدافی که دستیابی به آنها آسان است قرار دارند که البته نتایج قابل عرضی را هم نصیب نخواهند کرد. به نظر من این اهداف، صرفا وقت و انرژی شما را، که می توانید صرف رسیدن به رویاهایتان کنید، به هدر می دهند. در همین رابطه، مارک مورفی به مطالعه ای اشاره می کند که نشان داد تنها 15٪ از کارکنان معتقدند اهدافشان، دستاوردهای فوق العاده ای برایشان رقم خواهند زد و توانایی های بالقوه شان را بالفعل می سازند.

در سر دیگر این طیف، اهدافی قرار دارند که برای رسیدن به آنها باید تلاش بیشتری کنید، اهدافی در سطح اهداف جابز، ماسک و خیلی از افراد موفق. البته، در این مورد هم، تنها 10٪ از افراد معتقدند به هدفشان می رسند و بعد از آن، عملکردشان رو به افول می گذارد. مطالعه ای در دانشگاه دوک نشان داد که افراد ناامید و درمانده بیشتر از دیگران، چنین اهدافی برای خود انتخاب می کنند؛ نکته جالب اینجاست که این افراد، اصلا قادر نیستند ریسک مرتبط با این اهداف را بپذیرند.

این دسته از اهداف، که شما را وادار به تلاش برای رسیدن به نتایج بزرگ و بزرگ تر می کنند، در واقع شما را به سمت برخی حقایق هدایت می کنند؛ این اهداف می توانند باعث شوند ما علاوه بر دیگران، به خودمان هم دروغ بگوییم. در مرور نتایج تلاش هایشان در دستیابی به اهدافشان، درصدی از افرادی که هنوز به موفقیت نرسیده اند، به خودشان دروغ می گویند و سعی در توجیه نتایج خود متناسب با اهداف تعیین شده دارند.

حال، سوال من این است که ما تا چه حد می توانیم در تعیین اهدافمان بلند پروازانه عمل کنیم؟ روانشناسی، می تواند ما را از حقیقت دور کند. ری ویلیامز به ما یادآوری می کند که مغز ما در مقابل تغییرات رفتاری یا ذهنی از خود مقاومت به خرج می دهد تا از درد، ناراحتی و ترس اجتناب کند؛ در واقع، مغزمان می تواند انگیزه های ما برای رسیدن به رویاهایمان را کمرنگ کند و ما را به سمت ادامه ی رفتار همیشگی و الگوهای تفکری همیشگی مان سوق دهد.

من به شخصه با تعیین اهداف بزرگ موافقم؛ اما قبول کنید که حفظ انگیزه، روحیه و تمرکزمان در راستای رسیدن به اهدافی که ممکن است چند سال طول بکشد، واقعا کار سختی است. برای حل این مشکل، من اهداف فرعی (لایه هایی) در زیر اهداف اصلی ام تعریف می کنم؛ دستیابی به این اهداف، زمان کمتری از من خواهد گرفت و بهتر می توانم روی آنها متمرکز بمانم. من همچنان که روی این اهداف کوچکتر کار می کنم، نیم نگاهی هم به آن هدف بزرگ تر دارم. اما با توجه به دنیای رو به تغییر امروزه، مدام در حال ارزیابی هدف و مسیر رسیدن به آنها هستم و در صورت نیاز، از اعمال تغییر و اصلاحات ضروری اجتناب نمی کنم؛ در مواردی، شاید با توجه به شرایط حاکم، هدف جدید برای خودم در نظر بگیرم.

در حقیقت، این روش هوشمند، علایق من را برایم روشن ساخته و در اولویت بندی اقدامات و کارهایم به من کمک می کند. من به تجربه دریافته ام که با بهبود تمرکزم روی اهداف، سریع تر می توانم هم در زندگی شخصی و هم در زندگی حرفه ایم موفق شوم. با رعایت اصول ۵ گانه در روش اسمارت، من اعتماد به نفس کافی برای مشخص کردن اهدافم به دست می آورم، به صورت مداوم، اهداف و روش هایم را بررسی می کنم و با ایجاد اصلاحاتی، به راهم ادامه می دهم.

 

مطالب مرتبط:

1397/1/21 17:17:38 بهمن 15ام, 1396|مدیریت موفق, مقالات|بدون ديدگاه

ثبت ديدگاه

20 − 9 =