در مواجه با رفتارهایی که ما را می رنجانند چه باید بکنیم؟

ما انسان ها موجوداتی اجتماعی هستیم. با توجه به روابط ما با افراد مختلف از افراد خانواده، دوستان و همکاران گرفته تا سایر افراد در رسانه ها و شبکه های اجتماعی، ما همیشه در معرض ناراحت شدن و آسیب دیدن از سوی دیگران قرار داریم. در مواجهه با افراد آزار دهنده، ناراحت کننده، بی ملاحظه یا حتی پرخاشجو چه باید کرد؟

خب؛ اگر ما در معرض خطر جدی و مهلکی قرار نداشته باشیم که نیازمند در پیش گرفتن اقدامی در جهت دفاع و محافظت از ما نباشد، بهترین راه، به جای اینکه بخواهیم رفتار آن فرد را تغییر دهیم، در پیش گرفتن یک تغییر درونی/ داخلی است. البته این راه حل می تواند به خودی خود، عده ای را نگران سازد؛ آنها با خود فکر می کنند وقتی که طرف مقابل من مشکل دارد و به عنوان مثال، فردی عصبی و پرخاشجوست، چرا من باید رفتارم را تغییر دهم؟ و البته، با توجه به چالش های نهفته در فرآیند تغییر، همیشه تغییر دادن دیگران، در مقابل تغییر دادن خودمان،‌ اولویت دارد؛ پس چرا ما؟

اجازه دهید دلیل آن را خدمتتان عرض کنم؛ چون شما صرفا با اعمال یک تغییر ساده، می توانید در کنار هر فردی آرام و خوشحال باشید. اما وقتی بخواهید دیگران را تغییر دهید، که قطعا هم در آن شکست خواهید خورد،‌ احساس درماندگی خواهید کرد.

به دنبال شگفتی در ناتینگهام اِسپیرک; خلاقیت در طراحی
بخوانید

شانتی دیوا، که در مکتب بودا، یک مربی افسانه ایست، در این باره استعاره ای دارد که بیان آن خالی از لطف نمی باشد. او می گوید: چطور و از کجا می توانیم چرم کافی برای پوشش تمامی سطوح دنیا پیدا کنیم؟ اما، خوشبختانه، چرم کف صندل من، به گونه ای، تمام دنیای زیر پای مرا پوشش می دهد.

در رابطه با این استعاره، فرض کنید که دنیا پوشیده از خرده شیشه است؛ شما به دنبال یافتن پوشش و محافظی هستید تا با آن کل این سطح را بپوشانید تا بتوانید به راحتی روی آن قدم بردارید؛ اما شما هیچ وقت قادر به انجام این کار نخواهید شد؛ در عوض، می توانید با پوشش پایتان، خودتان را در برابر این سطح برنده و تیز محافظت کنید. با پذیرش این ایده و تعمیم آن به زندگی تان، می توانید با افرادی که شما را ناراحت می کنند، راحت تر  بهتر کنار بیایید.

راه حل

وقتی که احساس کردید فردی موجب ناراحتی خاطر شما شده است، در وهله اول متوجه می شوید که ذهنتان در حال ریختن سناریویی جهت بیزار شدن و توجیه این بیزاری نسبت به آن فرد است؛ این که این فرد همیشه چنین رفتاری از خود بروز می دهد یا اصلا چرا باید این گونه باشد و چرا این انسان ها این قدر بی ملاحظه اند.

ذهن آگاهی چگونه به کاهش استرس و لذت بردن از زندگی کمک می‌کند؟
بخوانید

اما این داستان ها و این توجیهات نه تنها به شما کمکی نمی کنند، بلکه شما را ناراحت تر از قبل هم می سازند، روابط شما با دیگران را تخریب می کنند و شما را تبدیل به انسانی می کنید که بعید می دانم بخواهید به آن بدل شوید. پس، بهتر است این داستان سرایی ذهنی را متوقف کنید و به جای آن:

1. بپذیرید که شما از نحوه رفتار آن فرد خوشتان نمی آید؛ شما از تجربه اخیرتان احساس رضایت نمی کنید؛ در واقع، شما دست از انکار واقعیت بر داشته اید.

2. به رودخانه ای در حال جریان بیندیشید؛ حال آرزو کنید که آب بر خلاف روند معمولش، سر بالایی برود؛ آیا احساس رضایت می کنید؟ تغییر مسیر رودخانه، اگر شما را ناراحت نکند، دست کم خوشحالتان هم نخواهد ساخت؛ حال تصور کنید که آن فردی که شما را ناراحت ساخته است، همان رودخانه است؛ آرزوی تغییر این فرد، برای شما خوشحالی به ارمعان نخواهد آورد.

3. حال آنها را همان گونه که در عمل هستند، ببینید؛ آن ها را به همان صورت بپذیرید؛ آنها هم انسان هستند که از شرایطی در رنج و ناراحتی می باشند؛ آن ها هم کم و کاستی ها و خطاهای خود را دارند که با اینکه ممکن است شما را ناراحت کنند، اما بخشی از ماهیت انسانی آنهاست. آیا نمی توان انسان ها را همانگونه که هستند و آفریده شده اند، دوست داشت؟ انسانیت مگر چیزی غیر از اینست؟

از 24 ساعت زمان خود به اندازه 48 ساعت بهره ببرید
بخوانید

دست از انکار بردارید و زندگی را همان طور که هست، بپذیرید؛ اجازه دهید افراد، همانی باشند که هستند؛ در عوض، ببنید که این برداشت جدید، چه تغییری در شما ایجاد می کند؛

ثبت ديدگاه