آیا با نقاط ضعف و قوت خود آشنا هستید؟

بله؛ درست شنیدید. من می خواهم بدانم انجام چه کارهایی برای شما آسان است؟ شما چه چیزهایی را دوست دارید؟ از چه چیزهایی بدتان می اید؟ بزرگ ترین نقطه ضعف شما چیست؟ زندگی، هیچ نقشه ای در اختیار شما قرار نخواهد داد. وقتی که فهمیدید که از زندگی تان چه می خواهید و می خواهید چه کاری انجام دهید، زندگی وارد صحنه می شود و شاهد چالش ها خواهید بود.

در اغلب اوقات، رویداد های ناخواسته در زندگی نه تنها مسیرتان را در زندگی تعریف و به شما دیکته می کنند، بلکه شخصیت شما را هم شکل می دهند. آنها، میل و اشتیاقتان را تحت تاثیر قرار داده، مسائل و موارد مهم را برایتان مشخص می کنند و راه و رسم ارزیابی میزان موفقیت و خوشحالی و رضایتتان را هم برای شما تعیین می کنند.

در بسیاری از اوقات، همین چالش هایی که سر راه ما قرار می گیرند، ماهیت وجودی ما را تعریف می کنند و با وارد کردن ضربه هایی، شخصیت ما را شکل می دهند؛ فرآیند رشد و تکامل هم به همین ترتیب روی می دهد. ما، وقتی که مجبور می شویم شکست، موانع، یا تراژدی ها را بپذیریم و با آنها کنار بیاییم، رشد می کنیم. زندگی به همین ترتیب، بر ما تاثیر می گذارد: نه تنها خمیره وجودی ما در این دنیا را شکل می بخشد، بلکه ما را با مهارت ها و علایقی تجهیز می کند که می توانیم با تکیه بر آنها، رویا هایمان را واقعیت بخشیم.

بررسی ارتباط انواع تیپ های شخصیتی با پیشرفت و ارتقا شغلی
بخوانید

What Are You Bad At?

اگر بیوگرافی افراد و رهبران برجسته و بنام یا تاجران موفق را مطالعه کنید، با موارد مشابه این دست روبرو خواهید شد. هیچ کسی در این دنیا، بدون روبرو شدن با چالش های مسیر حرکتی اش، به جایی نرسیده است و هیچ کدام از آنها هم دقیقا مطابق با آن برنامه ای که روز اول حرکتشان تدارک دیده بودند، به پیش نرفتند.

راز موفقیت، در استمرار و استقامت نهفته است؛ همان وقت که تصمیم می گیرید در دوران سختی ها و دشواری ها، تحت فشار های مختلف، باز هم به حرکتتان ادامه دهید، و تحت هیچ شرایطی، نگاهتان را از آرزو ها و اهدافتان بر ندارید. مردم، شرایط، و تراژدی های مختلف، همه افراد را تحت تاثیر قرار می دهند. من به شخصه دریافته ام که کسب و کار و زندگی در حقیقت، به معنای شناخت و درک افراد و یافتن راهی برای کمک به آنها است، و نه برعکس.

شما باید بتوانید نقاط قوت و ضعفتان را شناسایی کنید. شما باید با چشم باز و عاری از بزرگ بینی، ببینید که در چه زمینه هایی خوب هستید در چه زمینه هایی به تلاش و آموزش بیشتری نیاز دارید. صرف داشتن نقطه ضعف، به معنای عدم توانایی شما در رسیدن به اهدافتان نیست. شما برای موفق شدن باید بدانید که در حال حاضر چه کسی هستید و چه توانایی ها و قابلیت هایی دارید تا بتوانید خودتان را با افرادی که می توانند با رفع و بهبود نقاط ضعفتان، در این مسیر به شما کمک کنند، همراستا و هماهنگ سازید.

چرا در ایجاد عادت های جدید در خودمان اغلب با شکست مواجه می شویم؟(1)
بخوانید

انگیزه افراد برای کار کردن و ادامه دادن، متفاوت است؛ این انگیزه برای عده ای پول است و برای عده ای دیگر، صرف هدفمدار بودن در زندگی روحیه بخش و انرژی زاست؛ برخی دیگر عاشق مسئولیت پذیری اند. شناخت انگیزه هایتان و شناسایی انگیزه های دیگران شانس شما برای همراستا ساختن منابع جهت رسیدن به هدف را به شدت افزایش می دهد.

آیا برایتان پیش آمده است که به هنگام شناسایی و ارزیابی نقاط قوت و ضعفتان، علاقه و شوق به چیزی را یافته باشید؟ چیزی هست که شما را تا پاسی از شب بیدار نگه دارد؟ آیا هدف والاتری برای خود متصورید که نسبت به تحقق آن شور و هیجان داشته باشید؟ شاید یک محصول، خدمت یا توانمندی شخصی باشد که در این میان با آن برخورد کرده اید. اگر می دانید که نسبت به انجام چه کاری اشتیاق دارید، یکی از افراد خوش شانس هستید. سعی کنید این دانسته را در زندگی تان پیاده کنید. الزاما، شما نباید صاحب یک کسب و کار باشید.

من خودم، یک کارآفرین هستم و می دانم که کار آفرینی مرا به وجد می آورد. همه افراد نمی توانند صاحب کسب و کار شوند و شما هم می توانید از نقاط قوتتان در مسیر رسیدن به اهدافتان، حتی در یک شرکت دیگر، استفاده کنید. دانستن اینکه شما نسبت به انجام چه کارهایی شوق و هیجان دارید، تنها نیمی از راه است. یافتن راهی برای استفاده از آن توانمندی ها، نیمه دیگر است.

آشنایی با 10 آداب مطالعه برای یادگیری بهتر و سریع‌ تر
بخوانید

هیچ گاه فراموش نکنید  که شکست نمی تواند ما را در راه رسیدن به موفقیت، متوقف کند؛ اما ترس از شکست می تواند. اصلا سن و سال یا کارتان مهم نیست؛ ترس، واقعی است و همیشه و در همه زمینه ها وجود دارد. شما فقط باید یاد بگیرید که چگونه آن را کنترل کنید. تجربه، آگاهی، دانش و حمایت دیگران می تواند از میزان ترس بکاهد. شکست همیشه وجود دارد.

قطعا تا بدین جا، شما هم شکست خورده اید. شکست، بخشی از موفقیت است و شما به معنای واقعی کلمه، وقتی واقعا شکست می خورید که تسلیم شوید. اما کدام یک بدتر است: اقدام کنید و شکست بخورید یا به دلیل ترس از شکست، هیچ گاه دست به کار نشوید؟ برای شخص من، تلاش و اقدام نکردن به دلیل ترس از شکست، از همه وحشتناک تر است. به نظر من، دنبال کردن آرزو و رویاهایمان درست به اندازه تنفس اکسیژن برایم ضروری است.

ثبت ديدگاه