آشنایی با 7 اصل اخلاقی مهم در مدیریت موفق یک سازمان منسجم

چگونه اهداف سازمانی که باورهایمان را تحت تاثیر قرار می­ دهند می ­بینیم و درک می ­کنیم؟ Norman E. Bowi، مولف کتاب اخلاق کسب و کار در قرن 21، با طرح بحث در این موضوع، هفت اصل اخلاقی مهم را نتیجه گیری نموده و عنوان می­ کند که این اصول با نتیجه­ گیری ­هایی که از سایر نظریات اخلاقی حاصل می ­آیند همخوانی دارند.

اگر افراد داخل سازمان آن را صرفاً ابزاری ببینند، به سبک­ هایی از رفتار متمایل شده ­اند که به یکپارچگی سازمان آسیب می ­رساند. بینش John Rawls که سازمان­ ها را اتحادیه­ های اجتماعی متشکل از قواعد معین می ­پندارد اینجا به کار می ­آید. سازمان ­ها ابزارهایی محض برای دستیابی به اهداف شخصی نیستند. برای بسط این مفهوم از اتحادیه­ اجتماعی، Rawls دو دیدگاه را در مورد شکل­ گیری جامعه­ بشری مقایسه می­ کند. در دیدگاه شخصی، انسان ­ها انجمن­ های اجتماعی را بعد از ارزیابی سودمند بودن آن شکل می ­دهند و در دیدگاه اجتماعی، انسان ­ها انجمن­ های اجتماعی را به این دلیل شکل می دهند که اهداف و فعالیت ­هایی را که ذاتاً خوب هستند به اشتراک بگذارند. در یک اتحادیه­ اجتماعی، همکاری عنصر کلیدی موفقیت است؛ زیرا هر فردی داخل اتحادیه می­ داند که به تنهایی قادر به تامین منافع خود در داخل گروه نیست. همکاری دیگران لازم است؛ زیرا پایداری سازمان را به دنبال دارد، آن را قادر به بردباری می ­سازد و به افراد امکان می ­دهد تا هم توانایی خود را بشناسند و هم صفاتی را که به موفقیت سازمانی رهنمون می­ گردند، در سایرین ببینند.

اخلاقیات در سازمان به عنوان سیستمی از ارزش ها و باید ها و نباید ها تعریف می شود که بر اساس آن نیک و بد های سازمان مشخص و عمل بد از خوب متمایز می شود. به طور کلی انسان ها در بعد فردی و شخصیتی دارای ویژگی های خاص اخلاقی هستند که پندار، گفتار و رفتار آنها را شکل می دهد. ممکن است همین افراد وقتی در یک جایگاه و پست سازمانی قرار می گیرند عواملی موجب شود که پندار، گفتار و رفتار متفاوتی از بعد فردی سر بزند که این ویژگی های انسانی بر روی میزان کارایی و اثر بخشی سازمان تاثیر بگذارد. رفتار های متفاوت اخلاقی افراد به عنوان کارمندان سازمان در یک طیف خطی که یک سر آن سلامت اداری و سر دیگر طیف فساد اداری می باشد قابل تحلیل می باشد و میزان سلامت اداری در میزان موفقیت سازمان در انجام ماموریت ها، اجرای راهبرد ها و برنامه ها و در نهایت دستیابی به اهداف سازمانی نقش به سزایی را ایفا می کند. اولین گام در دستیابی به این اهداف درک صحیح از مفهوم اخلاق و شناسایی عوامل تاثیر گذار بر رفتار اخلاقی کارکنان در سازمان می باشد که در این تحقیق سعی شده تا به طور جامع این عوامل مدیریت و طبقه بندی گردند. در ادامه به ذکر برخی نکات مهم در این مورد می پردازیم.

Seven ethical principles in the organization

همکاری در سازمانی که برخوردار از جو اخلاقی توصیف گردیده چگونه قابل دستیابی است؟ یک سازمان دارای جو اخلاقی موثر باید تابع مجموعه ­ای از اصول اخلاقی باشد و چنان تعریف شود که دارای روند ها (یا دستور العمل ­هایی) برای تصمیم گیری باشد؛

1. شرکت باید منافع تمامی افراد ذی نفع را که از تصمیمات گرفته شده توسط آن متاثر باشند، در نظر گیرد.

2. شرکت باید ذینفعان یا نمایندگانی از آن ­ها را که تحت تاثیر اقدامات و سیاست ­های آن ­باشند، در تعیین این اقدامات و سیاست ­ها و پیش از به کار گیری آن­ ها مشارکت دهد.

3. در همه­ ی تصمیمات، منافع یک ذینفع نباید بر منافع سایر ذینفعان تقدم داشته باشد.

4. چنانچه موقعیتی بروز کند که به موجب آن به نظر برسد منافع یک دسته از ذینفعان باید فدای منافع گروهی دیگر گردد، تصمیم مرتبط با آن نمی ­تواند منحصراً بر این مبنا اجرایی شود؛ زیرا تعداد ذینفعان در گروه نخست می­ تواند بیشتر از گروه دیگر باشد.­

5. قواعد ناسازگار با این اصل که ما نباید با اشخاص، صرفاً در جایگاه ابزاری برای نیل به خواسته ­های خود رفتار کنیم، پذیرفته نیستند.

6. هر شرکت انتفاعی وظیفه­ ناتمامی را در امر احسان اجتماعی (سود رسانی به جامعه) بر عهده دارد.

7. هر شرکت تجاری باید دستورالعمل­ هایی را وضع نماید تا تضمین کند که روابط بین ذینفعان تحت حاکمیت قوانین عادلانه می­ باشند.

1397/3/19 5:46:55 خرداد 19ام, 1397|مدیریت موفق, مقالات|بدون ديدگاه

ثبت ديدگاه

چهار × 3 =