مقالاتموفقیت / انگیزشی

چگونه خود را آزار ندهیم و دوست بداریم؟

گاهی اوقات صدای آزاردهنده‌ای درون ذهن ما می‌پیچد و باعث می‌شود خود را دوست نداشته باشیم.

«تو برای پوشیدن این لباس خیلی چاقی.»
«آنقدر باهوش نیستی که سرگروه شوی.»
«همیشه روابط را خراب می‌کنی.»
«خیلی دوست داشتنی نیستی! نفرت انگیزی!»

اگر با فردی اینگونه صحبت کنید٬ مسلما باعث آزار و اذیت‌اش می‌شوید. اما چرا گاهی اوقات با خودمان اینگونه صحبت می‌کنیم؟

ما سعی می‌کنیم در برخورد با دیگران از جملات منفی پرهیز کنیم٬ اما به راحتی خودمان را آزار می‌دهیم و قلب خود را می‌شکنیم.

این جملات و کلمات منفی وارد ناخودآگاه ذهن ما می‌شوند و مانع رشد و شادی ما می‌گردند. چرا که انتظارات بیش از اندازه‌ای از خودمان داریم.

حتما این جمله را شنیده‌اید: «با دیگران به گونه‌ای رفتار کن که دوست داری با تو رفتار شود.» اما چرا این جمله را در رفتار با خودمان به کار نمی‌بریم؟

یک از دلایلی که خودمان را دوست نداریم این است که همیشه نگران حرف٬ فکر و قضاوت دیگران هستیم. این نگرانی نه تنها ما را از وجود و هستی خود دور می‌کنند٬ بلکه باعث می‌شود که خود را دوست نداشته باشیم.

اما اگر خودتان را دوست نداشته باشید و همیشه در جدال و آزار خود باشید٬ چگونه انتظار دارید دیگران شما را دوست بدارند؟ بنابراین برای آشتی و پذیرش خود٬ خواندن ادامه این مقاله را توصیه می‌کنیم.

قدم ۱: به صدای آزاردهنده درون خود سلام کنید

به صدای آزاردهنده درون خود سلام کنید
به صدای آزاردهنده درون خود سلام کنید

هنگامی که صدای آزاردهنده درون ذهن را شنیدید٬ بدون پرسش و بررسی قبول نکنید. به صدای درون سلام کنید و حرف‌هایش را بشنوید.

سپس فکر کنید که چه می‌گوید. آیا گفته‌های این صدا آزاردهنده نیست؟ آیا می‌توانید این حرف‌ها را مستقیما به دیگران بگویید؟

این جملات را بررسی کنید. احتمالا این حرف‌های آزاردهنده به ترس از قضاوت دیگران برمی‌گردد. بنابراین در پاسخ به صدا بگویید: «قضاوت دیگران برای من اهمیت ندارد. من خودم را دوست دارم.»

قدم۲: صدای آزاردهنده درون را تغییر دهید

اکثر ما افکار را به صورت تصویر٬ صدا یا احساس تجربه می‌کنیم. اما بیشتر مردم فکر آزاردهنده را به صورت صدا می‌شنوند که می‌گوید: «تو خوب نیستی.»

با تغییرات ساده زندگی مان را به یک ماجراجویی تبدیل کنیم
بخوانید

به منظور کاهش احساس ناخوشایند از شنیدن صدای آزاردهنده٬ صدا را به صورت کارتونی و خنده‌دار تصور کنید.

اگر صدا را تغییر دهید٬ بار دیگر که صدای آزاردهنده را با صدای باب اسنفجی یا گلام در کارتون گالیور که همیشه می‌گفت: «من می‌دونم٬ کارمون تمومه…» بشنوید٬ خنده‌تان می‌گیرد و همچون شنیدن لطیفه از آن عبور می‌کنید.

بی‌اهمیتی شما به صدای آزاردهنده قدم بزرگیست که کمک بسزایی به دوست‌ داشتن خودتان می‌کند.

قدم۳: تعبیر صدای آزاردهنده درون را تغییر دهید

 تعبیر صدای آزاردهنده درون را تغییر دهید
تعبیر صدای آزاردهنده درون را تغییر دهید

هر حرفی که با صدای آزاردهنده درون خود می‌شنوید را به صورت مثبت تعبیر کنید. به مثال زیر توجه کنید:

صدای درونم می‌گوید در شغل خود خوب نیستم. من سعی می‌کنم به این حرف به گونه‌ای دیگر نگاه کنم و تعبیرم را مثبت کنم. بنابراین من فکر می‌کنم این صدا می‌خواهد به من کمک کنم تا در کارم شکست نخورم و تلاش خود را بیشتر کنم.

البته ممکن است صدای درون از کلمات خوبی برای بیان احساسش استفاده نکند٬ اما این هنر شماست که حرف‌ها را به صورت مثبت تعبیر کنید.

قدم۴: جملات منفی را به مثبت یا خنثی تغییر دهید

صدای آزاردهنده درون همیشه از جملات و کلمات منفی استفاده می‌کند و باعث تخریب روحیه و اعتماد به‌نفس ما می‌شود. ما باید سعی کنیم برای جملات منفی یک جایگزین مثبت یا خنثی استفاده کنیم.

برای مثال اگر صدای درون به ما می‌گوید: «تو بازنده هستی.»٬ جمله را تغییر دهیم و به خود بگوییم: «تو برنده هستی.»

البته گاهی اوقات نمی‌توانیم کاملا مثبت فکر کنیم و حتی به جمله مثبت خود نیشخند می‌زنیم. بنابراین می‌توانیم به خود بگوییم: « من همیشه بازنده نیستم و در بعضی مسائل برنده هستم.»

آشنایی با تصمیم گیری شهودی و نقش آن در موفقیت
بخوانید

به جمله «من نمی‌توانم» توجه کنید. این جمله بار منفی قدرتمندی دارد و ممکن است در ناخودآگاه شما قرار بگیرد.

اکنون به جمله «من نمی‌توانم… تا به این این لحظه» توجه کنید. چقدر مفهوم جمله تغییر کرد؟ همین چند کلمه باعث شد به آینده خود نگاه دیگری داشته باشیم و قدم دیگری برداریم.

قدم۵: به خودتان اجازه «متوسط» بودن را دهید

به خودتان اجازه متوسط بودن را دهید
به خودتان اجازه متوسط بودن را دهید

همه ما انسانیم و اجازه داریم که متوسط باشیم یا کامل نباشم. در حقیقت هیچ یک از ما فرد کاملی نیست و ما در مسیر رشد و تکامل قرار داریم. چرا که هر چه در این مسیر پیش برویم٬ جلوه تکامل بزرگ‌تر می‌شود.

بنابراین چرا متوسط نباشیم؟ چرا از احساسات خود فرار کنیم؟ چرا از احساسات کاملا طبیعی یک انسان٬ همچون خشم٬ غم و شکست پنهان شویم؟

گاهی بهتر است از «کامل باش» یا «کمال گرایی» خود دور شویم و انتظارات خودمان را کم کنیم. فردی که انتظارات کمتری از خود دارد بیشتر از زندگی لذت می‌برد. شاید زندگی همان لذت از مسیر باشد!

قدم۶: شما تنها نیستید و می‌توانید درخواست کمک کنید

با گذشت زمان متوجه می‌شویم که گوش دادن و توجه به صدای آزاردهنده درون یک عادت شده و ترک این عادت بسیار دشوار است.

اگر فکر می‌کنید حتی با انجام این قدم‌ها نمی‌توانید از صدای درون خود خلاص شوید٬ بدانید که شما تنها نیستید و می‌توانید از فردی درخواست کمک کنید.

شما می‌توانید از دوست٬ خانواده یا یک روانشناس کمک بخواهید. بنابراین هرگز خجالت نکشید.

افراد دلسوز به شما کمک می‌کنند تا از قضاوت دیگران نگران نباشید و با خود حقیقی‌تان آشتی کنید.

نفرت و خودآزاری نه تنها باعث بروز بیماری و مشکلات روانی می‌گردد٬ بلکه شما را از جامعه دور و منزوی می‌کند. بنابراین تمام سعی و تلاش‌تان را کنید و با خود آشتی کنید و خود را دوست بدارید تا شاهد زیباتر شدن زندگی‌تان شوید.

برچسب ها

پریسا رشیدی

پریسا رشیدی هستم. کارشناسی ارشد مترجمی زبان انگلیسی خواندم. از کودکی به کتاب و مطالعه علاقه داشتم و به همین خاطر مسیر زندگی من با کتاب، ترجمه و نوشتن پیوند خورد. همیشه سعی می‌کنم یاد بگیرم و به رشد فردی اهمیت زیادی می‌دهم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 − هفت =

دکمه بازگشت به بالا
بستن