کارآفرینی / کسب و کارمقالات

چکیده کتاب مدیر توانمند (The Empowered Manager) نوشته پیتر بلاک (1)

در این مقاله قصد داریم شما را با چکیده ای از کتاب مدیر توانمند (The Empowered Manager) آشنا کنیم. با آکادمی بازار همراه باشید.

پیتر بلاک مشاور توسعه سازمانی با تجربه بیش از 25 سال می باشد. او کتاب مشاوره بی اشتباه را نیز به رشته نگارش درآورده است.

در این چکیده، خواهید آموخت:

1. در دام کاغذبازی مدیریت میانی نیافتید حتی در جایگاه مدیر میانی

2. چگونه از سیاست مثبت استفاده کنید

3. چگونه توانمندی، کارفرمایی و خودکفایی سازمان مطلوبتان را شکل می دهند.

کتاب مدیر توانمند راهکاری را برای مدیران میانه میانسال فراهم می کند تا بتوانند نیروهای سازمانی کنترل نشده را کنکاش نمایند نه اینکه در آنها غوطه ور شوند.

پیتر بلاک راهکارهایی را جهت مواجهه با تاثیرات منفی سلسله مراتب و کاغذبازی پیشنهاد می دهد. این کتاب به بررسی تمام موارد پرداخته و به خودآگاهی و استقلال برای مدیران میانی می انجامد.

واقعیت توانمندی

در سال های گذشته، توانمندی در جایگاه یک هدف سازمانی عمده پدیدار گشت.

ولی شمار اندکی از سازمان ها به این مهم همت گماردند.

سازمان ها واقعا افراد را توانمند نمی سازند و نمی توانند در هر کسی توانمندی ایجاد کنند. چرا؟ توانمندی معنای ضمنی آزادی و احترام را یدک می کشد.

اگرچه بسیاری از شرکت ها می گویند این افراد هستند که نخست گرد هم می آیند، شمار اندکی بر این سخن جامه عمل می پوشانند.

تنها باور لفظی به توانمندی بدون توانمندسازی واقعی افراد اعتبار شرکت را سست می گرداند و کل ایده توانمندسازی ناپدید می گردد.

در یک چشم انداز ژرف تر، نمی توانیم دیگران را توانمند کنیم.

مردم ناگزیرند آزادی را ادعا کنند و برای خود آبرومندی بیابند.

شما در جایگاه مدیر می توانید با خودکفایی یاری رسان شوید. نخست بینش تان را شکل دهید و سپس سازمان تان را ایجاد کنید و یک مدیر توانمد شوید.

تنها هنگامی که مثالی از توانمندی را رقم زدید، می توانید انتظار داشته باشید دیگران دنباله روی کنند.

مدیر توانمند

توانمندی یک تکنیک مدیریتی نیست. شیوه ای موثر و بهره ورانه از کار است.

ولی ریسک را نیز به همراه دارد. یک حدفاصل بین امنیت و خودکفایی وجود دارد.

آزادی و خودکفایی به بی باکی نیازمند است و در این بین فرقی ندارد مدیر میانی باشید یا مدیر ارشد.

حتی افراد ارشد نیز در سطح میانه جای می گیرند. حتی مدیران عامل نیز به زیردستان خود وابسته اند و به مدیران ارشدشان ماند سرمایه گزاران وال استریت و هیئت مدیره گزارش می دهند.

هر کسی با مغایرت هایی بین پیشگامی و حفظ یکپارچگی روبرو می گردد. هر کسی حتی مسئولان ارشد سازمان در برابر کاغذبازی می ایستند.

بلای کاغذبازی نگرشیست که به موجب آن هر آنچه روی می دهد از اهمال فلان فرد و بی مسئولیتی بهمان فرد نشئت می گیرد.

کاغذبازی نقطه روبروی توانمندسازی و تبدیل شدن به مدیر توانمند است است.

بهترین شیوه جهت مواجهه با بیماری کاغذبازی این است که سازمان را شکلی دوباره ببخشید. این سخن بدان معناست که تصمیم بگیرید سازمان ایده آل تان چیست و چه می کند.

در سمینار موفقیت در خواهید یافت که دست یافتن به ایده آل های ذهنیتان با یادگیری تعدادی تکنیک و مهارت امکان پذیر است.

سمینار بزرگ موفقیت – استاد احمد محمدی

The Empowered Manager
مدیر توانمند

کارکنان توانمند

به عنوان یک مدیر توانمند نیروهایی را شناسایی کنید که مدیران را به وابستگی، فرمانبرداری و احتیاط می کشانند.

با افراد سطوح بالاتر و پایین تر ارتباط برقرار کنید تا وفاداری و مسئولیت جریان یابد.

بر اساس باورهای راسخ فردی، بینش تان را شکل دهید و آن را آشکارا بر زبان آورید. از در یکپارچگی وارد شوید.

بر آرزوی وابستگی غلبه کنید و با بی باکی خود را تغییر دهید تا بتوانید سازمان را تغییر دهید.

مدیران میانه در یک پیوند دشوار جای می گیرند. آنها در خط آتش زندگی می کنند.

بیشتر گرایش کارآمدی بالا در مقیاس کوچکتر مدیران میانه را نشانه می گیرد.

نقطه کلی یک سازمان هموار و اندیشه ورزی کاری اساسی حذف لایه های مدیریتی جهت مواجهه با کاغذبازی می باشد.

در فضای بی کارسازی و یکپارچگی، مدیران طبیعتا می خواهند یک نمای کوتاه را دارا باشند تا گزندی از جایی نبینند.

این ریسک و ترس از مسئولیت و دیده شدن سیاست منفی را ایجاد می کند.

احتیاط بلای بسیاری را به بار می آورد و سبب می شود افراد بیمناک گردند.

در واقعیت، تنها راه جهت مواجهه با کاغذبازی مسئولیت پذیریست. مسئولیت دقیقا همان چیزی است که کاغذبازی از آن بیزاری می جوید.

نقطه روبروی کاغذبازی کافرمایی است و کارفرمایی نیازمند خودکفایی.

سیاست نامطلوب

سیاست سازمانی ویرانگر و نامطلوب افراد، موقعیت ها و اطلاعات را به نفع شخصی دستکاری می کند.

بیشتر افراد با نشانه های آشکار سیاست منفی مانند تظاهر، واقعیت گویی انتخابی، توجه پیوسته به آرزوهای مدیران ارشد و روابط مبتنی بر منفعت شخصی آشنایی دارند.

بیشتر مدیران این نشانه ها را به آسانی در دیگران می یابند. با این همه، این نشانه ها با دشواری در شما آشکار می گردند.

خودآگاهی نخستین گام در مسیر توانمندی است. برای آنکه خود را آشکارتر ببینید، به آنچه می گویید بیاندیشید.

به عنوان مثال، آیا زمان فراوانی را به اندیشیدن درباره رئیستان و سخن گفتن از وی سپری می کنید؟ توجه آگاهانه به سیاست بالادستان نشانگر وابستگی شماست.

وابستگی بذر ترس را در دل می کارد. آیا آنها به شما پاداش می دهند، تنبیه تان می کنند یا شما را نادیده می گیرند؟ افراد وابسته به توانمندی نمی رسند.

شما در جایگاه یک مدیر میانی، تنها با ترک وابستگی و کنترل همانند یک کارفرمای خودکفا به یک مدیر توانمند تبدیل می شوید.

3 انتخاب در مسیر توانمندی

در تبدیل شدن به یک مدیر توانمند باسه انتخاب مواجه می شوید.

1. بزرگی را به بقای محض ترجیح دهید. اگرنه نمی توانید چیزی تازه را ایجاد کنید. آنان که بزرگی را انتخاب می کنند، پله های ترقی را می پیمایند.

2. بی باکی را به احتیاط ترجیح دهید. احتیاط یعنی حالت ساکن و ترس. آنها که بی باکی را بر می گزینند، قاطعانه در مسیر انتخاب گام بر می دارند.

3. خودکفایی را به وابستگی ترجیح دهید. آنان که وابستگی را بر می گزینند ناپختگی را پیش می گیرند. انتخاب خودکفایی یعنی پذیرش مسئولیت در سرنوشت خود هر چند که مسئولیت ریسک را نیز به همراه دارد.

اگرچه انتخاب بزرگی، بی باکی و خودکفایی همیشه در زمره بهترین تصمیم گسترده جای می گیرند ولی در برخی موقعیت ها بقا، احتیاط و وابستگی بکار می آیند.

به عنوان مثال، در زمان تغییرات بزرگ، هنگامی که سازمان یا تجارت در مسیری ناآشنا گام برمی دارد، باید بایستید، نگاه کنید و گوش دهید.

همچنین، هنگامیکه بقا از اهمیت برخوردار می گردد، به یک الویت بدل می گردد.

در محیط های دور از اعتماد (بویژه اگر رئیس دشمنتان باشد)، احتیاط جلوه دیگر می یابد.

با این همه در موقعیت هایی بقا، احتیاط و وابستگی شرایط نابجا می آفرینند و بذر نگرش های ویرانگر را می کارند.

اگر خود را در چنین موقعیتی می بینید، شاید نیاز باشد طرحی را آغاز کنید. پیش بینی بلند مدت آنچنان ارزش ندارد که بخواهید در همان نقطه ای که هستید بمانید.

یکی از بهترین شیوه های دست یافتن به اهداف و موفقیت، الگوبرداری از افراد موفق می باشد. تمام افراد موفق تعدادی ویژگی مشترک و عادت  سازنده، همچون مطالعه نمودن دارند. آنان با مطالعه کتاب های خودیاری، انگیزشی و در زمینه کسب و کار همچون کتاب فوق، دانش خود را در مورد توانایی های خارق العاده ذهن و همچنین روش ها و راهکارهای مؤثر در مدیریت صحیح یک کسب و کار موفق، افزایش می دهند و به این روش در زمان و انرژی خود صرفه جویی می نمایند و میزان شکست خود را به حداقل میزان ممکن می رسانند. 

آکادمی بازار با هدف شناساندن ویژگی های منحصر به فرد و مشترک انسان های موفق به همگان،به انتشار روزانه محتوا و مقالات می پردازد. شما به بهره مندی از این مقالات می توانید مسیر موفقیت را به سرعت بپیمایید.

مطالب مرتبط

اهمیت استارتاپ چیست؟ ۱۱ قدم تا راه اندازی یک استارتاپ
تعریف تجارت آنلاین و روش راه اندازی آن
بازاریابی چریکی یا بازاریابی پارتیزانی یا گوریلا مارکتینگ
رمز موفقیت در کسب و کار : فقط کار کنید
تاکتیک کسب و کار موفق: وقت طلاست
برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده − نه =

دکمه بازگشت به بالا
Open

دوره آموزشی معجزه ذهن قدرتمند

Close
بستن