مقالاتموفقیت / انگیزشی

خوشبختی یعنی حافظ اسرار جهان در کتاب زندگی باشیم

از اولین ثانیه‌ای که به دنیا می‌آییم زندگی به ما اعتماد کرده و با خلق پیشامدهای گوناگون سعی می‌کند اسراری را با ما در میان گذاشته که با فردی دیگر در همین شرایط متفاوت است. این اولین سال‌های عمر ماست اما برای زندگی چنین نیست و تجربیات و خاطره‌های بسیاری دارد که درون هر یک از آن‌ها گنجی گرانبها نهفته است. از آنجا که جهان اطراف هر کسی در جهت تحقق رویاها و آنچه برای وی مفید است ساخته شده، هر یک از این اسرار پنهان و ارزشمند که با آدم‌ها در میان گذاشته می‌شود، مانند درسی از کتاب نامتناهی زندگی برای آموختن و بکارگیری در اتفاقات دیگر است.

جهان، کتابخانه‌ی زندگی من است

ممکن است زمانی که از پیشامدها و اتفاقات مختلف در زندگی حرف به میان می‌آوریم به یاد مشکلات و چالش‌هایی بیفتیم که مدتی طولانی با آن‌ها درگیر شده‌ایم یا بر سر دوراهی انتخاب قرار گرفته‌ایم. البته که چالش‌ها و موقعیت‌هایی که در آن‌ها مجبور به تصمیم‌گیری های مهم و تاثیرگذار هستیم هم موضوع مورد اشاره‌ی ما هستند. اما این همه‎ی آنچه باید بدان پرداخته شود نیست.

استاد احمد محمدی

در هر روز از عمری که در اختیار داریم و مسئول خلق زندگی شاد در تمام ثانیه‌های آن هستیم مواردی تکرار می‌شوند که از شدت شباهت با هم، دیگر نگاه متفاوت‌مان را از آن‌ها گرفته و گویی چیزی برای دیدن و دریافتن وجود نداشته باشد. اغلب تصور می‌کنیم درس‌های بزرگ فقط از خلال رویداد‌های چالش‌برانگیز و به قولی حیاتی برای آموختن مفهومی پر اهمیت وارد جهان ما می‌شوند. و نکته‌های ریزی که در پایان صفحات هر روز نوشته می‌شوند را نمی‌خوانیم. همین نکات چند کلمه‌ای و به نظر بی فایده، استثنائاتی را می‌آفرینند که با نادیده گرفتن‌شان، شادی یک لحظه‌ی ناب به خاطره‌ای خلاف آنچه انتظار می‌رفت بدل می‌شود.

رازدار زندگی باشیم

جهان، کتابخانه‌ی زندگی من است
جهان، کتابخانه‌ی زندگی من است

همین جمله‌ی کوتاهی که خواندید. از کتابی‌ست به نام “لذتی که حرفش بود”. که تجربیات یک عکاس را با ما در میان می‌گذارد. نویسنده‌ی کتاب نه به عنوان یک فیلسوف شناخته شده و نه جملات او را به عنوان جملات انگیزشی برای ایجاد تغییر در طریق دیدن و قدم برداشتنمان روی دیوار می‌بینیم. و نه حتا این جمله در پاراگراف، صفحه یا قسمتی از کتاب نوشته شده که با موضوع حرف‌های ما مرتبط باشد. من این ذره‌ی ریز را دیدم. او را تنها نگذاشتم و برای تفکر بیشتر، راز آن را به شما سپردم. این راز نهان برایتان معنی منحصر به فردی دارد که از آن بی‌خبرم. چرا که در جهان هر یک از شما دیدن تصویرهای متفاوتی بدیهی شده و رازداری هر جا به گونه‌ای نقش خویش را ایفا می‌کند.

اگر تمام آنچه برای قدم گذاشتن در مسیر خوشبختی حقیقی بدان نیاز داشتیم مقابل چشممان و یا پنهان در مسائلی که آن‌ها را می‌شناختیم وجود می‌یافتند، که برقراری ارتباط و نگهداری از آن‌ها کار چندان سختی به نظر نمی‌رسید. و بشر قادر بود در سطح بالایی از رضایت و آسودگی با همراهی امید به زندگی بهتر با اطمینان خاطر در مسیر گام بردارد.
اما اینگونه نیست. چرا که رمز موفقیت آن دسته از افرادی که به لبخند روزگار پاسخ مثبت می‌دهند در وقایعی پوشیده شده درست در همین دم که می‌گذرد. و ما نه تنها برای آموختن کنارش نبودیم که آن قدر در خواب عمیقی فرو رفته‌ایم که حتا بدرقه‌اش نکردیم.

تمرکز بر دقیقه‌های ساکت

بیشتر اوقات تمرکز ما بر روی دقیقه‌هایی‌ست که رنگ‌های درخشانی دارند. و نظر را به راحتی جلب می‌کنند. ما دقیقه‌های کم‌حرف را تنها می‌گذاریم. سکوتشان را نمی‌بینیم. سکوتشان را نمی‌شنویم و گوش‌هایمان از صدای تیترهای پررنگ صفحه‌ی هر روز پر شده‌اند.

تمرکز بر دقیقه‌های ساکت
تمرکز بر دقیقه‌های ساکت

اتفاقات مانند آدم‌ها ویژگی‌های مخصوص به خودشان را دارند. بخشی پر جنب و جوش و بخشی آرام هستند. بخشی در میانسالی به سر برده و بخشی ماجراجو و جوان‌اند. خوب گوش دهید و به صدای گرانبهای اتفاقات کهنسال بی‌تفاوت نباشید. آن‌ها کم‌حرف‌اند و صدای بلندی ندارند. اما هر کلمه‌ی هر جمله‌شان ارزشمند و قابل تامل است. شاید فهمیدن رمز جملاتشان، حوصله‌ی بیشتری از پیشامد‌های پر سر و صدا و واضح بخواهد. اما همان نکاتی هستند که با دانستن و پرداختن به هر یک از آن‌ها می‌توانیم چند قدم بلند به جلو برداریم.

در هرچه می‌بینیم تامل کنیم

در خیابان، محل کار، در جمع دوستان و بر هر چه که سر راهمان قرار می‌گیرد تمرکز کنیم. حتا وقتی با عجله از محلی عبور می‌کنیم و چند کلمه را از زبان گوینده‌ی رادیو می‌شنویم. یا در تاکسی کنار مسافران دیگر نشسته‌ایم و به مقصد مورد نظر می‌رسیم. هر کلمه‌ای می‌توانست جای کلمات آن لحظه‌ی گوینده گفته و هر مسافر با هر مشخصاتی هم‌سفر ما باشد. کافی بود چند ثانیه دیرتر می‌رسیدیم. یا مسافر تاکسی بعدی که از راه می‌رسید می‌شدیم.

به سال‌های دور فکر کنید. سال‌هایی که یک دانش‌آموز دبستانی بودید. به لحظه‌ای که اسم شما کنار اسم هم‌کلاسی‌های دیگرتان نوشته می‌شد. به امروز، به هم‌گروهی‌تان در انجام پرو‌ژه‌ای دانشگاهی. و همه‌ی کسانی که در پیاده‌رو از کنارتان گذشتند. به صداهایی که از پنجره بی‌اجازه وارد اتاقتان می‌شوند توجه کنید.
مدام از خود بپرسید این اتفاق این ثانیه چه چیزی به من می‌گوید؟

مطالب مرتبط

مراقبه، انواع آن و تاثیراتی که بر جسم و روان می‌گذارد
راز موفقیت در عدم تمرکز بر لحظات و جلوگیری از حفظ اتفاقات گذشته
برای داشتن ذهن و زندگی شاد از تکرار بپرهیزید – خوشبختی یعنی تازگی لحظه
تمرکز ، اعتماد به نفس و پایبندی به عقاید
توجه و تمرکز
برچسب ها

گندم شرفی‌فر

ساختم. خود را آنچه که هستم ساختم. خود را دگرگون کردم. شخص دیگری شدم. مسئول سرگذشت خود شدم. مسئول سرگذشت دیگران شدم. سرگذشتی در زمره‌ی سرگذشت‌های دیگران شدم. جهان را در وجود خود ساختم. آگاه شدم./ پتر هانتکه

نوشته های مشابه

‫2 نظرها

  1. بدیهیات بزرگترین رازهای جهانند و زندگی، بدیهی‎ترین‎شان.

    “اغلب تصور می‌کنیم درس‌های بزرگ فقط از خلال رویداد‌های چالش‌برانگیز و به قولی حیاتی برای آموختن مفهومی پر اهمیت وارد جهان ما می‌شوند. و نکته‌های ریزی که در پایان صفحات هر روز نوشته می‌شوند را نمی‌خوانیم. همین نکات چند کلمه‌ای و به نظر بی فایده، استثنائاتی را می‌آفرینند که با نادیده گرفتن‌شان، شادی یک لحظه‌ی ناب به خاطره‌ای خلاف آنچه انتظار می‌رفت بدل می‌شود.”

    این بند از نوشته‎تان یادآور بخشی کوتاه از شعر بلندتری از سهراب سپهری‎ست که چنین می‎رود:

    «زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
    زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
    رود دنیا جاریست
    زندگی ، آبتنی کردن در این رود است»

    مطلب بسیار تامل‎برانگیزی‎ست. زندگی را تمام و کمال دریافتن از برایتان باد و ممنون از مطالبی که می‎نگارید.

    1. بسیار خوش‌حال کننده است که خواندن کلمات این بند یاد شما را در کنار شعری انداخته.. چه چیزی والاتر از شعر برای به یاد آوردن..
      از خدا ممنونم که باعث تامل بسیار شده و می‌شود.. برای شما هم همین‌جور… ممنون از شما که می‌خوانید..
      زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
      تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست..

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + پنج =

دکمه بازگشت به بالا
بستن