آکادمی بازار

ستاره های موفق – استیو مک کوئين (Steve McQueen)

بیوگرافی استیو مک کوئین (Steve McQueen)

Steve McQueen

استیو مک‌کوئین (Steve McQueen) (سال های ۱۹۸۰- ۱۹۳۰) بازیگر آمریکایی بود. وی ملقب به «سلطان خونسردی» و یکی از مظاهر فرهنگ ملی می باشد. شخصیت دشمن‌گونه وی در فیلم‌ها سبب گشت نام او در اکثر فیلم‌های پرفروش دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ ظاهر گردد. وی بخاطر بازی در فیلم دانه‌های شن (۱۹۶۶) نامزد دریافت جایزه اسکار گشت. از دیگر فیلم‌های مشهور وی می‌توان به پاپیون، گریز، فرار بزرگ و بولیت اشاره نمود. در سال ۱۹۷۴ استیو مک کوئین (Steve McQueen) به عنوان گران‌ترین بازیگر جهان معرفی گشت، و مبلغی حدود سه میلیون دلار دستمزد دریافت می نمود؛ ولی تا ۴ سال بعد از کسب این عنوان در هیچ فیلمی بازی نکرد. وی با چند کارگردان و تهیه‌کننده مشاجره‌هایی داشت که به خاطر ستاره بودن او، همیشه دست برتر را داشته است.

 

کودکی استیو مک کوئین (Steve McQueen)

استیو مک کوئین (Steve McQueen) در بیچ گروو، ایندیانا (Indiana) به دنیا آمد. پدر او ویلیام، خلبان هواپیماهای نمایشی بود و ۶ ماه بعد از آشنایی با مادر استیو، او را ترک نمود. مادر استیو، جولیا، معتاد الکلی بود.

از آنجا که مادر استیو مک کوئین (Steve McQueen) توانایی مراقبت نمودن از کودک را نداشت، استیو مک کوئین (Steve McQueen) را در سال ۱۹۳۳ نزد والدین خود گذاشت و رفت. کمی بعد استیو مک کوئین (Steve McQueen) به همراه پدربزرگ و مادربزرگش به اسلاتر، جایی که دایی بزرگش مزرعه‌ای داشت رفته و در آنجا بزرگ گشت. استیو مک کوئین (Steve McQueen) مسیحی کاتولیک بود.

در ۳ سالگی دایی بزرگش برای وی یک سه‌چرخه خرید که بعدها مک‌کوئین اظهار داشت که علاقه‌ او به موتورسواری در آنجا در وی پدیدار گشت. در ۸ سالگی مادرش دوباره او را تحویل گرفت و به ایندیاناپولیس (Indianapolis) برد تا در آنجا در کنار شوهر جدید خود با هم زندگی نمایند. استیو مک کوئین (Steve McQueen) روزی را که در حال ترک مزرعه بود به خوبی به خاطر داشت. او در این مورد می‌گوید: موقع ترک مزرعه، دایی‌ من هدیه‌ای به من داد، یک ساعت جیبی طلایی که داخل آن جمله‌ای نوشته گردیده بود: برای استیو، که برایم همانند پسرم بود.

استیو مک کوئین (Steve McQueen) دچار دسلکسیا بوده و به دلیل التهاب گوشش در کودکی، از قدرت شنوایی وی هم کاسته گردیده بود. در خانه جدید و زندگی به همراه ناپدری خود برای وی خوشایند نبود. ناپدری‌ استیو مک کوئین (Steve McQueen)، وی را به شدت کتک می‌زد، به‌طوری‌که در ۹ سالگی استیو مک کوئین (Steve McQueen) از خانه فرار می نماید تا در خیابان زندگی نماید. در عرض چندسال و معاشرت وی با باندهای خلاف‌کار سبب گشت وی رو به بزهکاری آورد. از آنجا که دیگر مادرش قادر به کنترل او نبود، استیو مک کوئین (Steve McQueen) را دوباره به اسلاتر فرستاد. ولی در ۱۲ سالگی مادرش دوباره طی نامه‌ای خواستار برگشت پسرش نزد خود گشت تا با هم در خانه جدیدشان در لس‌آنجلس زندگی نمایند. ازدواج دوم مادر استیو مک کوئین (Steve McQueen) به طلاق انجامیده بود و وی برای بار سوم ازدواج نموده بود.

در خانه جدید هم ناپدری با او رفتار خوبی نداشته و استیو مک کوئین (Steve McQueen) دوباره شروع به پرخاشگری بود و در نتیجه دوباره وی را به اسلاتر نزد پدربزرگ و مادر بزرگش فرستادند. این آخرین باری بود که وی به آنجا رفت. استیو مک کوئین (Steve McQueen) در ۱۴ سالگی بدون حتی خداحافظی کردن مزرعه را ترک نموده و به یک سیرک پیوست و دوباره ولی این بار خودش دوباره به نزد مادر و ناپدری‌ خود برگشت و زندگی خلافکارانه‌ خود را دوباره دنبال نمود. استیو مک کوئین (Steve McQueen) را یک‌ بار در حین سرقت قالپاق اتومبیل دستگیر نمودند و او را تحویل ناپدری‌ او دادند که سبب گشت  کتک شدیدی از او بخورد و درگیری به وجود آمده سبب گشت تا استیو مک کوئین (Steve McQueen) را از بالای پله‌ها به پایین پرت نماید. در پایین پله‌ها استیو مک کوئین (Steve McQueen) بلند گشته و رو به ناپدری‌ خود گفت: اگه دست کثیفت رو یک‌ بار دیگه به من بزنی، قسم می‌خورم که می‌کشمت.

طی حادثه‌ای، ناپدری استیو مک کوئین (Steve McQueen) مادرش را متقاعد نمود که با امضای برگه‌ای در دادگاه اعلام نماید که استیو مک کوئین (Steve McQueen) اصلاح ناپذیر است. به موجب این حکم، وی را به مرکزی پسرانه در چینو، کالیفرنیا منتقل نمودند. در آنجا بود که استیو مک کوئین (Steve McQueen) شروع به تغییر نمود. وی در آنجا شخصیت محبوبی میان پسران دیگر محسوب نمی گشت.

استیو مک کوئین (Steve McQueen) شانزده ساله بود که مرکز را ترک نموده و نزد مادرش بازمی‌گردد که اینبار در روستای گرینویچ ساکن بود ولی دوباره فرار نمود. در این دوره بود که او با دو ملوان آشنا گشته و تصمیم می‌گیرد داوطلبانه در یک کشتی متعلق به جمهوری دومینیکن (Dominican Republic) کار نماید. در آنجا یک‌ بار از محل کار خود فرار نموده ولی در نهایت جایی دیگر کاری پیدا می نماید. سپس به ایالت تگزاس رفته در آنجا هم مدام شغل‌هایش را تغییر می‌داد.

خدمت نظامی استیو مک کوئین (Steve McQueen)

در سال ۱۹۴۷ به خدمت سپاه تفنگداران دریایی آمریکا درآمده و درجه‌ او به سرباز یکم ارتقاء می‌یابد. در دوران خدمت دوباره رفتار پرخاشگرانه خود را انجام می‌دهد که به دلیل این رفتار درجه وی ۷ بار مختلف کاهش پیدا نمود. وی هم‌چنین به دلیل فرار از خدمت و اینکه نتوانست خود را به موقع معرفی نماید، در هنگام گشت‌وگذار با نامزدش توسط پلیس ساحلی دستگیر می گردد و ۴۱ روز را در زندان نظامی سپری می نماید. سپس تصمیم می‌گیرد که خودش را اصلاح نماید و نظم نیروی دریایی را بپذیرد. وی در طول یک مانور نظامی، جان ۵ ملوان نظامی همکارش را نجات داد. وی را به درجه نگهبان افتخاری نائل نموده و کارش نگهبانی از قایق رئیس‌جمهور وقت آمریکا، هری ترومن گشت. خدمت وی در سال ۱۹۵۰ به پایان رسید. استیو مک کوئین (Steve McQueen) بعدها اظهار داشت که خدمت در نیروی دریایی برایش لذت بخش بود.

شغل و تحصیلات استیو مک کوئین (Steve McQueen)

به موجب یک قانون در آمریکا، استیو مک کوئین (Steve McQueen) شامل افرادی می‌شد که می‌توانستند کمک هزینه تحصیلی دریافت کنند. استیو مک کوئین (Steve McQueen) با کمک این هزینه شروع به تحصیل در رشته بازیگری نمود. سلطان خونسردی، اولین نقش خود را در سال ۱۹۵۰ و در یک نمایش اجرا نمود و شخصیت وی فقط یک جمله ی ساده را گفت! در این حین بود که استیو مک کوئین (Steve McQueen) برای کسب درآمد شروع به مسابقه دادن با موتور نمود و با پول‌هایی که برنده می‌شد موفق شد اولین موتور هارلی دیویدسن خود را بخرد. وی که در عرصه موتورسواری در حال حرفه‌ای شدن بود، در تمام مسابقات آخر هفته‌ها حدود ۱۰۰ دلار برنده می‌شد. استیو مک کوئین (Steve McQueen) در این دوره در سریالی که محصول شبکه ای‌بی‌سی بود و در میان سال‌های ۱۹۵۴–۱۹۵۳ پخش می‌شد حضور یافت.

در سال ۱۹۵۵ و زمانی که ۲۵ ساله بود تصمیم به ترک نیویورک گرفت و به سمت کالیفرنیا رفت. در آنجا وی به دنبال کار می‌گشت. بعد از حضور استیو مک کوئین (Steve McQueen) در برنامه‌ای به نام مدافعان که برنامه‌ای تلویزیونی بود، هیلارد الکینز که از کارگردانان ان موقع بود، استیو مک کوئین (Steve McQueen) جوان را مناسب فیلم‌های درجه ب دید. اولین نقش استیو مک کوئین (Steve McQueen) هم در فیلم کسی آن بالا ما را دوست داد بود که به کارگردانی رابرت وایز ساخته شده بود. استیو مک کوئین (Steve McQueen) در این فیلم با پل نیومن هم‌بازی بود. سپس در فیلم‌های دیگری همچون هیچوقت یک غریبه را دوست نداشته باش، حباب (اولین نقش اصلی استیو) و سرقت بزرگ خیابان سنت لویس بازی نمود.

اولین نقشی که استیو مک کوئین (Steve McQueen) را به شهرت نزدیک‌تر نمود، نقش پی در فیلم وسترنی به نام سرنوشت ولز فارگو بود. بازی وی در این فیلم سبب گشت، مدیر برنامه‌های وی با متقاعد نمودن کارگردان دیگری، سبب گردد استیو مک کوئین (Steve McQueen) در سریالی وسترن هم ظاهر گردد.

در ۲۹ سالگی بود که نقشی را در فیلم هیچوقت کم نرو به او دادند. فرانک سیناترا که در آن فیلم حضور داشت، در استیو مک کوئین (Steve McQueen) جوان موفقیت‌های آینده‌اش را دیده بود. نقش استیو مک کوئین (Steve McQueen) در این فیلم بسیار مورد تحسین قرار گرفت. جان استر جز که کارگردانی این فیلم را بر عهده داشت تصمیم گرفت در فیلم دیگرش هم از استیو استفاده نماید و «کلاً دوربین را به او بدهد». این فیلم با نام هفت دلاور تولید شد. این فیلم یکی از اولین فیلم‌های بزرگ استیو مک کوئین (Steve McQueen) است که در آن با بازیگران مشهوری همچون یول برینر، چارلز برانسون و جیمز کابرن هم‌بازی بود.

استیو مک کوئین (Steve McQueen) سپس در فیلم بزرگ دیگرش که باز هم به کارگردانی جان استرجز بود بازی نمود. نام این فیلم، فرار بزرگ بود که داستان واقعی فرار از زندان آلمانی‌ها در جنگ دوم جهانی را روایت می نمود. به دلیل مسائل بیمه‌ای، استیو مک کوئین (Steve McQueen) خود قادر به اجرای صحنه‌های موتورسواری این فیلم نبود و این صحنه‌ها توسط دوستش اجرا شد. فروش بالای این فیلم استیو مک کوئین (Steve McQueen) را به یک ستاره در دنیای بازیگری تبدیل نمود.

در سال ۱۹۶۳ استیو مک کوئین (Steve McQueen) به همراه ناتالی وود در فیلم عشق با غریبه مطلوب ایفای نقش نمود. سپس در فیلم نوادا اسمیث نقش‌آفرینی نمود. سپس فیلم دانه‌های شن را بازی نمود که به دلیل بازی در این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار هم گردید.

نامزدی استیو مک کوئین (Steve McQueen) برای اسکار با بازی در فیلم بولیت ادامه می‌یابد. صحنه‌های ماشین سواری این فیلم فقط حدود ۱۰٪ ان توسط خود استیو مک کوئین (Steve McQueen) انجام شد و مابقی آن را بدلکاران انجام دادند. از آنجا که هزینه‌های این فیلم به شدت بالا رفت، برادران وارنر ادامه قراردادهای خود را با این فیلم قطع نمودند. البته بعد از فروش بالای این فیلم، برادران وارنر مجدداً به سمت استیو مک کوئین (Steve McQueen) رفتند ولی او کار مجدد با آن‌ها را دیگر نپذیرفت و فیلم بعدیش را با کمپانی یونایتد آرتیستز قبول نمود. در فیلم جدید که عشق توماس رون نام داشت، استیو مک کوئین (Steve McQueen) با فی داناوی هم‌ بازی بود. در همان سال بود که فیلم رودخانه‌ها را هم بازی نمود.

در سال ۱۹۷۱ بود که استیو مک کوئین (Steve McQueen) در فیلم لو مان و سپس در فیلم گریز به ایفای نقش پرداخت. در فیلم گریز بود که وی همسر آینده‌اش، آلی مک‌گرا را می‌بیند و با او آشنا می گردد. استیو مک کوئین (Steve McQueen) سپس فیلم بانر کوچک را بازی می نماید و سپس مجدداً یک نقش زندانی را به او پیشنهاد می‌کنند. نقش این زندانی در فیلم پاپیون بسیار عالی توسط استیو مک کوئین (Steve McQueen) اجرا می گردد. در این فیلم داستین هافمن هم در کنار استیو مک کوئین (Steve McQueen) به ایفای نقش پرداخته‌ است.

استیو مک کوئین (Steve McQueen) از زمانی که فیلم ، گریز را بازی نمود تبدیل به گران‌ترین بازیگر جهان شده بود. اما بعد از بازی در فیلم آسمان‌خراش جهنمی در سال ۱۹۷۴، ناگهان از حضور در فیلم‌ها خودداری می نماید تا فقط به شکل کامل روی موتورسواری‌اش تمرکز نماید و شروع به مسافرت به تمام نقاط آمریکا نمود. استیو مک کوئین (Steve McQueen) با بازی در فیلم دشمن مردم در سال ۱۹۷۸ مجدداً به دنیای بازیگری برگشت. این فیلم به شکل مختصر در سینما عرضه گشت.

دو فیلم آخر استیو مک کوئین (Steve McQueen) بر اساس داستان واقعی ساخته شده بودند. نام آن‌ها تام هورن (فیلمی وسترن) و شکارچی (محصول ۱۹۸۰) می‌باشد.

علاقه استیو مک کوئین (Steve McQueen) به موتورسواری

استیو مک کوئین (Steve McQueen) به شدت شیفته موتورسواری و ماشین سواری بود. شاید آثاری از این علاقه را بتوان در فیلم‌های او هم دید. به عنوان مثال صحنه‌های ماشین‌رانی در فیلم بولیت یا صحنه‌های هرچند کم موتورسواری وی در فیلم فرار بزرگ.

اساستیو مک کوئین (Steve McQueen) تیو و کارگردان چند فیلمش، جان استرجز قرار بود فیلمی با عنوان روز یک قهرمان را که در مورد مسابقات فورمول یک بود بسازند که استیو مک کوئین (Steve McQueen) به دلیل مشغله زیاد در هنگام فیلم‌برداری فیلم دانه‌های شن قادر به بازی در این فیلم نشد و در نهایت پروژه متوقف شد.

وی همچنین سابقه شرکت در مسابقات اتومبیل‌رانی و موتورسواری خارج از جاده را هم دارد. اولین مسابقه استیو مک کوئین (Steve McQueen) در مسابقات موتورسواری خارج از جاده با موتوری به نام Triumph ۵۰۰ سی‌سی انجام شد.

استیو مک کوئین (Steve McQueen)  کلکسیونی از موتور هم داشت. در زمان مرگ وی، بیش از ۱۰۰ موتور در کلکسیونش بود که میلیون‌ها دلار ارزش داشتند.

زندگی شخصی استیو مک کوئین (Steve McQueen)

استیو مک کوئین (Steve McQueen) در دوران حیاتش ۳ بار ازدواج نموده است. یک‌ بار با نیل آدامز که از وی دو فرزند به نام‌های تری و چاد دارد. ازدواج آن‌ها در تاریخ ۱۹۷۲ به طلاق انجامید. سپس وی با همبازی‌ وی در فیلم گریز، الی مک‌گرا در سال ۱۹۷۳ ازدواج می نماید و این ازدواج هم در سال ۱۹۷۸ به طلاق منتهی می گردد. الی مک‌گراه در زمانی که با استیو مک کوئین (Steve McQueen) ازدواج نموده بود یک بار سقط جنین انجام داد؛ و در نهایت و زمانی که فقط یک‌سال به مرگش باقی بود، با باربارا مینتی که یک مدل بود ازدواج می نماید. یکی از نوه‌های استیو مک کوئین (Steve McQueen) به نام استیون آر. مک‌کوئین هم بازیگر می باشد.

بعد از طلاق ار آدامز و در زمان آشنایی با مک‌گرا، استیو مک کوئین (Steve McQueen) رابطه‌ای با باربارا لای دارد که منجر به باردار گشتن وی می گردد و در نهایت سقط جنین غیرقانونی می نماید. مارشال تریل که تخصصش در نوشتن بیوگرافی افراد است هم ادعا می نماید، استیو مک کوئین (Steve McQueen) رابطه‌ای با جاکلین بیسیت داشته که البته خود بیسیت هیچوقت این ادعا را تأیید نکرده‌ است.

در زمینه ورزش هم استیو مک کوئین (Steve McQueen) فعال بوده و روزی ۵ مایل را می‌دوید. وی همچنین کمربند مشکی ورزش رزمی تانگ سودو را هم داشت. استیو مک کوئین (Steve McQueen) همچنین هنر رزمی جیت کان دو را نزد قهرمان افسانه‌ای، بروس لی آموزش دیده بود. بروس لی از دوستان استیو مک کوئین (Steve McQueen) هم بود. همچنین استیو مک کوئین (Steve McQueen) در مراسم دفن بروس لی حضور داشت و یکی از حمل‌کننده تابوت او بود.

استیو مک کوئین (Steve McQueen) سابقه استفاده از مواد مخدر را داشت. روایت شده است او ماری‌جوانا و کوکائین مصرف می نموده است. همچنین به شدت سیگار می‌کشید. در سال ۱۹۷۲ پلیس انکوریج (در ایالت آلاسکا) وی را به دلیل رانندگی در حالت مستی بازداشت نمود.

پس از اینکه چارلز منسن مرتکب قتل ۵ نفر در یک مهمانی می گردد که در میان قربانیان نام چند دوست استیو مک کوئین (Steve McQueen) هم (شامل شرون تیت) مشاهده می گردد، گفته گشته است خود استیو مک کوئین (Steve McQueen) هم هدف مرگ بود. طبق اظهارات همسر اول استیو مک کوئین (Steve McQueen) ، بعد از این ماجرا او شروع حمل سلاح گرم با خود در مراکز عمومی نموده بود. دو ماه بعد از قتل‌ها هم پلیس لیستی از افراد قربانی را پیدا می نماید. که نام استیو مک کوئین (Steve McQueen) هم در ان بود. در سال ۲۰۱۱ فاش گشت که استیو مک کوئین (Steve McQueen) هم در شب قتل‌ها به همان مهمانی دعوت بود، ولی چون قرار بود نامزد او به خانه او بیاید، تصمیم گرفت به مهمانی نرود که نهایتاً جانش نجات پیدا نمود.

استیو مک کوئین (Steve McQueen) عادت عجیبی هم داشت. او عادت داشت در هر فیلمی که قبول به بازیگری می نماید، چیزی را مجانی از آنجا به عنوان یادگاری بردارد. مثلاً یک ماشین اصلاح که در آن فیلم استفاده گشته بود یا یک شلوار جین و همانند این ها. بعدها مشخص گشت که استیو این لوازم را به مرکز اصلاح و تربیت پسرانه که خود در دوران نوجوانی چند سال را در آن سپری نموده بود اهدا می نمود.

طبق گفته‌های کتابی که همسر آخر استیو مک کوئین (Steve McQueen) منتشر نمود و در مورد زندگ استیو مک کوئین (Steve McQueen) است، استیو مک کوئین (Steve McQueen) اواخر عمرش یک مسیحی انجیلی گردیده بود و برای دعا به کلیسا می‌رفت. بعد از مرگ استیو مک کوئین (Steve McQueen)، بیلی گراهام که از مشاوران مذهبی چند رئیس‌جمهور آمریکا بود بر سر مزار او حاضر گشت.

درگذشت استیو مک کوئین (Steve McQueen)

بیماری او در ۲۲ دسامبر ۱۹۷۹، سرطان ریه ناشی از مجاورت با ماده سرطان‌زای پنبه نسوز (آزبِست) تشخیص داده شد. با توجه به اینکه او زیاد سیگار می‌کشید، این سبب وخیم گشتن بیماری او گشت؛ ولی او این راز را تا یک ماه قبل از مرگش حفظ کرد. سرانجام استیو مک کوئین (Steve McQueen) در ۷ نوامبر ۱۹۸۰ و در ساعت ۳:۴۵ صبح در مکزیک فوت نمود. روایت شده است استیو مک کوئین (Steve McQueen) قبل از مرگ وی بلند گشته و از پرستار درخواست یک لیوان آب خنک می نماید و بعد می‌میرد. جسد او را سوزاندند و خاکسترش را در اقیانوس آرام ریختند.

 

بیشتر بخوانید:

قوانین ارسال دیدگاه

  • دیدگاه های فینگلیش تایید نخواهند شد.
  • دیدگاه های نامرتبط به مطلب تایید نخواهد شد.
  • از درج دیدگاه های تکراری پرهیز نمایید.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “ستاره های موفق – استیو مک کوئين (Steve McQueen)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − 7 =