چهارشنبه, 19 مهر 1396 ساعت 06:00

درباره ی رهبر شدن

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(4 رای‌ها)

نکات طلایی

- رهبران رویا را با بیان دقیق اهداف ، جمع آوری دقیق نیرو، پاداش دادن و آموزش و سازماندهی مجدد، مدیریت می کنند.
- رهبران خطاها را می پذیرند و به آینده توجه می کنند.
- رهبران از بازخوردها استقبال می کنند. آن ها باید کسانی را در زندگی خود داشته باشند که نظر مثبتی به سازمان و جامعه داشته باشند.
- رهبران فاکتور نوبل را دارند: خوش بینی، ایمان و امید.
- رهبران از اثر پیگمالیون استفاده می کنند: این انتظارات هست که مشخص می کند افراد زیردست چطور عمل کنند.
- رهبران از اطرافیان خود بهترین ها را انتظار دارند و می دانند که مردم تغییر و رشد می کنند.
- رهبران می دانند که فرهنگ چطور خواهد بود و سازمان بایدبه چه شکلی باشد.
- رهبران تناسب بین سهامداران را درک می کنند و میان ادعاهای سهامداران توازن برقرار می کنند.
- رهبران شراکت و هم بستگی استراتژیک به وجود می آورند.


آنچه شما می آموزید
شما در این چکیده یاد می گیرد که: 1) ویژگی ها و رفتار رهبران کدامند و 2) چگونه از این ویژگی ها برای اینکه رهبر بهتری شویم، استفاده کنیم.

 

نکات مثبت و منفی
وارن بنیس در اوایل دهه ی 1980 این مدل کلاسیک را بر اساس ویژگیهای رشد فردی، بیان خود، یادگیری و یکپارچگی برای رهبری مدرن نوشت، که طی مصاحبه با رهبران متعدد اطلاعات مربوط به آن را به دست آورده بود. از همه مهم تر اینکه او متوجه شد، رهبران به دنبال رهبری نیستند؛ بلکه، می خواهند خودشان را به طور کامل نشان دهند. آنها ریسک و اشتباه را پذیرفته و از مشکلات درس می گیرند. آنها به تمام تجربه های خود فکر می کنند. رهبران با این مهارت ها به دیگران انگیزه می دهندکه از آنها پیروی کنند. آنها سازمان ها را تبدیل به جوامعی می کنند که درآن هر فرد بیشترین توانایی را دارد. بنیس در این باره به دیدگاه اشتباهی که مدیران آمریکایی را مقصر می داند، اشاره می کند: او درباره ی رهبران موفق تحقیق می کند و ، در بیان نتایج آن در تفکر کوتاه مدت به مشکل می خورد. در نتیجه، این تحلیل بدبینانه از تجارت آمریکایی امروزه منسوخ به نظر می رسد. در طی قرن 21 ام، درستی برخی از مثال های او، یعنی رابرت مکسول جدید و جان اسکالی از کامپیوتر اپل، قابل تردید است. با این وجود، فلسفه ی اساسی و انگیزه بخش بنیس از رهبری، ارزشمند می باشد. اگر می خواهید رهبری کنید، این چکیده را مطالعه کنید و در آن مهارت یابید.

 

رهبر شدن
رهبری بر 3 درس کلیدی استوار است:

1) حفظ شرایط فعلی فایده ای ندارد؛ 2) کلید رقابت، توانایی رهبر در ایجاد جامعه ای است که می تواند سرمایه ی ذهنی تولید کند؛ و 3) پیروان به هدایت، اعتماد و امید از سوی رهبرانشان نیاز دارند. اعتماد برای رهبران حال و آینده ضروری است.


موفقیت درگرو ایده ها، روابط و ماجراجویی است. ایده ها مبنای تغییر و سرمایه ی ذهنی هستند. روابط باعث می شود مردم در محیطی هماهنگ و قدرت دهنده کار کنند. ماجراجویی مردم را برای عمل، کنجکاوی و شجاعت قوی می کند. رهبران می توانند این ایده ها را بیان کنند. آنها خودشان را می شناسند و یاد می گیرند از نقاط قوتشان برای جبران نقاط ضعف خود استفاده کنند. آنها می دانند که چه می خواهند، چرا می خواهند، و چطور باید اهداف را بیان کنند تا از حمایت های لازم برخوردار شوند و می دانند که چگونه به هدف اصلی خود، یعنی آینده ای که به آن تسلط دارند برسند.
فرایند رهبر شدن به فرایند تبدیل شدن به انسانی کامل شبیه است. برای رهبران، داشتن یک زندگی کامل، یک حرفه است. رهبران در مورد دو نکته ی مهم اتفاق نظر دارند. اولا، آنها معتقدند که رهبران، رهبر می شوند و رهبر به دنیا نیامده اند و بیشتر از دنیای اطرافشان، خودشان باعث وقوع این امر می شوند. ثانیا، آنها بر این باورند که رهبران قصد ندارند خودشان را ثابت کنند؛ هدف آنها نشان دادن خود است. رهبران همیشه رشد و پیشرفت می کنند؛ در نتیجه، یادگیری در دوران بزرگسالی هم در رهبری مطرح است. قبول مسئولیت یادگیری خود، امر مهمی است.
با اینکه هر کسی می تواند رهبر شود، خیلی از مردم هیچ وقت رهبر نمی شوند. این مساله صرفا به استعداد مربوط نیست. در واقع، خیلی از افراد با استعداد، زندگی سختی دارند زیرا فرهنگ ما اغلب به موفقیت های ساده، در مقایسه با دستاورد های واقعی، اهمیت بیشتری می دهد. رهبر شدن، نتیجه ی اراده است. ما به رهبران شدیدا نیاز داریم و بدون آنها نمی توانیم کاری کنیم. اولا، آنها مسئول کارایی سازمان ها هستند ؛ ثانیا، مردم به تکیه گاه نیاز دارند. ؛ ثالثا، مردم نگران صداقت مؤسسه هایشان هستند.

 leadership01

 

آینده، اشتیاق، پیوستگی، اعتماد
رهبران تجاری هیچ وقت بیش از این مورد توجه و موثر نبوده اند. زندگی پدیده ای بی منطق و متناقض است، در حالی که یک تفکر تجاری، خطی و منطقی است. رهبران تجاری تفکر کوتاه مدت دارند. شرایط کسب و کار یک تله و پایان است، نه یک شروع. نگذارید دیگران شما را هدایت کنند و سعی کنید خودتان، خودتان را هدایت کنید.
اولا، رهبران باید یک نگرش و دیدگاه هدایت کننده داشته باشند. دوما، آنها باید برای کار و زندگی خود اشتیاق داشته باشند. سوما، آنها باید کامل باشند، یعنی از دانش و آگاهی درباره ی خود، صداقت و بلوغ برخوردار باشند. رهبران باید با خوشان، خصوصا درباره ی خودشان صادق باشند. آن ها نباید صرفا کارها را درست انجام دهند؛ بلکه باید کار درست را انجام دهند. رهبران باید نوآوری داشته باشند و ریسک را بپذیرند. چهارمین کلید رهبری، یعنی اعتماد را ایجاد می کند. اعتماد آموختنی نیست، بلکه باید آن را به دست آورد. کنجکاوی و جسارت دو عنصر اساسی دیگر هستند. رهبر درباره ی همه چیز فکر می کند و تا جایی که می تواند درباره ی آنها یاد می گیرد. او از شکست نمی ترسد و اشتباه را می پیذیرد و از آن یاد می گیرد. این خصوصیات، ذاتی نیستند؛ بلکه شما باید آنها را در خودتان ایجاد کنید.
رهبران، مدیر نیستند. مدیران، مدیریت می کنند، نگهداری می کنند و پیروی می کنند. رهبران، نوآوری دارند، ایجاد می کنند و دیدگاه بلند مدت دارند. مدیران بر سیستم تمرکز می کنند؛ اما رهبران بر مردم. رهبران شرایط و موقعیت فعلی که مدیران از آن دفاع می کنند را به چالش می کشند. مدیران سربازان خوبی هستند؛ رهبران، نیروی خودشان هستند. ویژگی خودسازی برای رهبران که باید یاد بگیرند چگونه تفکرات خود را با صحبت کردن یا نوشتن سامان دهی کنند، حیاتی است. رهبران، نویسندگان خود می شوند، تمایلات خودشان را کشف می کنند و بر اساس آنها عمل می کنند. رهبران زندگی خودشان را می سازند.

 

خودشناسی
خودسازی به خودشناسی نیاز دارد که خود واقعی شما را از آنچه که دنیا فکر می کند هستید و آنچه می خواهد باشید، جدا می کند. خودشناسی و خودسازی در همه ی مراحل زندگی وجود دارند. این فرایند پاداش های زیادی دارد و می تواند شما را از چرخه های قدیمی نجات دهد؛ اگر به انجام همان کاری که همیشه انجام داده اید، ادامه دهید، به همان نتایج می رسید. خودشناسی به شما یاد می دهد که شما بهترین معلم خود هستید، شما باید مسئولیت بپذیر باشید و دیگران را مقصر ندانید، شما می توانید هر چیزی که می خواهید را یاد بگیرید و درک واقعی از تجارب شما حاصل می شود.
بیشتر ابعاد شخصیتی اکثر ما توسط دیگران شکل می گیرد. رهبران از دیگران یاد می گیرند اما شخصیت آن ها توسط دیگران ساخته نمی شود. بنابراین، یادگیری واقعی باید بعد از فرایند فراموش کردن یادگیری های گذشته رخ دهد، زیرا شما چیزهای زیادی را از اطرافیان خود یاد گرفتید تا تبدیل به چیزی شوید که آنها می خواهند. شما خودتان میزان عزت نفس و اعتماد به نفس خودتان را مشخص می کنید. شما نمی توانید گذشته را تغییر دهید اما می توانید با فکر کردن به آن، خودتان را تغییر دهید. رهبران، نتیجه ی محیط و وراثت خود هستند اما در عین حال از آن استفاده می کنند و شخص منحصر به فرد ی می شوند. برای رهبر شدن، طراح خود شوید. با فهم زندگی خود، زندگیتان را مطابق با خواست خود بسازید. برخی از تجارب، خصوصا برای یادگیری مفید هستند، تجاربی مانند سفر، گروههای خاص، آموزش وسیع و مستمر، ارتباط با مربیان و گروه های حمایتی و یک زندگی پربار. برای اینکه از آسیب ها در امان بمانید، این 3 ویژگی را تمرین کنید: عقب نشینی، تجدید، و بازگشت. به مسافرت بروید و زمانی را صرف فکر کردن کنید.

 

یادگیری مستمر
برای اینکه خودتان را تغییر دهید، به یادگیری همراه با نوآوری نیاز دارید که شامل فعال بودن، پیشرو بودن و شکل دادن رویداد ها به جای تاثیر پذیری از آنهاست. یادگیری همراه با نوآوری، شامل توانایی در شناخت شرایط فعلی و تصور شرایط آینده است. این مورد، کلید تحقق دیدگاه ها و مهم ترین ابزار برای بدست آوردن استقلال شماست.
سفر هم آموزنده است. هرچه بیشتر سفر کنید، بیشتر می توانید فکر خودتان را گسترش دهید. اما شما باید دیدگاه خودتان را هم حفظ کنید. همیشه تفاوت را در نظر داشته باشید. رهبران همیشه مسافر بوده اند. آنها زندگی های خصوصی پربار با سرگرمی ها و مهارت های باارزشی دارند که به آنها کمک می کند خودشان را نشان دهند. رهبران، هم چنین روابط معناداری با مربیان، دوستان و گروه های مشابه دارند.
رهبران از مشکلات و سختیها یاد می گیرند. از نظر آنها، اشتباهات بد نیستند. آنها معتقدند که اشتباهات باعث رشد و پیشرفت می شوند و حتی از تجربه های ناراحت کننده هم درس های مفیدی یاد می گیرند. در مجموع، رهبران به کودکی خود بر می گردند تا حال را درک کنند و به دنبال تجربه هایی هستند که طرز فکر آنها را باز کند، آن ها ریسک می کنند و اشتباهات را می پذیرند. آنها آینده را به صورت فرصتی می بینند تا در آن، آنچه که هنوز انجام نشده است را انجام دهند. به نظر می رسد فرهنگ شرکت خطی و منطقی باشد؛ اما رهبران از شم و مهارت های عقلانی خود شان هم به اندازه ی قوه منطق و تحلیل استفاده می کنند. این تفکر باعث اعتماد به حدس و گمان خود می شود.
اکثر ما بیشتر توسط تجربه های منفی شکل می گیریم، نه تجربه های مثبت؛ چون ما فکر نمی کنیم و موفقیت های خود را نادیده می گیریم. تجربه های منفی تنها زمانی سودمندندکه با ذهنی آرام به آن ها فکر کنید، کاری که انجام می دهید را به لحاظ ذهنی اصلاح کنید و سپس، بر اساس آن اصلاحات و تغییرات عمل کنید. در صورتی که یاد بگیرید از تجربه به صورت خلاقانه استفاده کنید، می تواند مبنای ادامه ی زندگی شما باشد. برای اینکه هر کاری را به خوبی انجام دهید، باید دقیقا بدانید که چه کار می کنید. این آگاهی از طریق انجام هوشیارانه فرآیند حاصل می شود. ضروری است که دیدگاهتان را گسترش دهید.

 leadership02

 

معیار های اساسی
شما می توانید با استفاده از چند معیار اصلی به بهترین حالت خود را نشان دهید: اولا، آیا می دانید چه می خواهید، توانایی ها و قابلیت های خود را می شناسید، و تفاوت این دو را تشخیص می دهید؟ آیا می دانید چه چیزی شما را در مقابل آنچه که شما را راضی می کند، و قرار میدهد چیست و تفاوت این دو را می دانید؟ اگر این دو ملاک را دارید و می دانید که هدف اصلی شما نشان دادن خود است، ابزارهای رسیدن به اهداف خود را پیدا می کنید. دوما، ارزش ها و اولویت های خود و ارزش ها و اولویت های سازمانتان را بشناسید و تفاوت این دو را درک کنید. با سازمانتان هماهنگ شوید. وقتی که این موارد و تفاوت ها را بررسی کردید، آیا توانایی و تمایل دارید که به این تفاوت ها غلبه کنید؟ نگذارید ترس شما را متوقف کند. گام اول رهبری وجود داشتن است، و بَعد، انجام دادن.
انگیزه و محرک تفاوت اساسی دارند. محرک به تمایل به اثبات خود مربوط است. محرک تنها زمانی سالم است که با تمایل ترکیب شود که این خود از دیدگاه نشأت می گیرد. همچنین، رهبری به تسلط و شایستگی مطلق نیاز دارد. این امر به وقف کامل و تمرین متمرکز نیاز دارد و بسیار هم با ارزش است. تفکر استراتژیک داشته باشید. تصمیم بگیرید که می خواهید در آینده کجا باشید و مسیر ها را برای رسیدن به آن مقصد مشخص کنید. سپس تلاش خود را برای رسیدن به اهداف شروع کنید.
رهبران از مشکلات و شگفتی ها یاد می گیرند. آنها در هر موقعیتی، فرصت و ارزش را پیدا می کنند. رهبران یاد می گیرند بر احتمال شکست مانور ندهند، بلکه بر کار موجود تمرکز کنند. رهبران اغلب به صورت منطقی فکر می کنند و به دنبال ترکیب ایده های متضاد هستند. این امر رهبری را به وجود می آورد. رهبران یاد می گیرند دیگران را به سمت خود جذب کنند. مهارت های دیگران اغلب در بحث های رهبری نادیده گرفته می شود، در حالی که بسیار مهم هستند. برای اینکه بر مردم تاثیر بگذارید و آنها را متقاعد کنید تا از شما پیروی کنند ، اول باید اعتماد آنها را جلب کنید.

4 عامل کلیدی زیر به شما کمک می کند تا اعتماد ایجاد کنید و آن را حفظ کنید:
تداوم- رهبران گروه را شگفت زده نمی کنند و تا انتها می مانند.
توافق- رهبران طبق نظریاتشان زندگی می کنند.
اعتبار- رهبران همیشه در مواقع لزوم حاضر هستند.
صداقت- رهبران به وعده ها و تعهداتشان وفا می کنند.


کارشناس مدیریت، پیتر دراکر می گوید هدف اصلی رهبری، ایجاد یک جامعه ی انسانی است که با تلاش برای یک هدف مشترک، به هم مربوط می شوند. رهبران باید با مردم در ارتباط باشند، در نتیجه رهبری باید ارزش ها، تعهد و اعتقادات راسخ را شامل شود. مهم تر از هر هدف دیگری، رهبران باید فرایند ایده آلی را ایجاد کنند که آینده را بسازد.
دارایی مهم سازمان شما، افراد آن هستند؛ در نتیجه شما باید به خاطر داشته باشید که افراد، دارایی و سرمایه بوده و دست و پاگیر نیستند. ساختارهای قدیمی سازمانی، دیگر دارند منسوخ می شوند. سلسله مراتب کمتر و واحد های غیرمرکزی و مستقل به وجود خواهند آمند. رهبران به تشویق نوآوری، ایجاد انعطاف پذیری، رفع ضعف ها در سازمان و ایجاد هم بستگی های جدید نیاز دارند. یک سازمان باید به صورت طبیعی همانند یک جامعه عمل کند. هدف آن باید فقط تعریف ساختارش باشد. سازمان ها مانند افراد باید از تجربه و اشتباهات درس بگیرند و فرصت های رشد را در اختیار افراد خود قرار دهند.
رهبران آینده، تحصیلات بالا، کنجکاوی و اشتیاق نامحدود، و اعتقاد به افراد و کار گروهی خواهند داشت. آنها به ریسک کردن تمایل خواهند داشت. آنها به جای سود کوتاه مدت، خودشان را وقف رشد بلند مدت خواهند کرد. آنها به تعالی متعهد خواهند شد. آنها آمادگی، آینده نگری و فضیلت خواهند داشت. آنها محصولات، صنایع جدید و شاید یک دنیای جدید ایجاد کنند.

 

درباره ی نویسنده
وارن بنیس 19 کتاب را یا به صورت نویسنده مسئول و یا به صورت نویسنده ی همکار به رشته ی تحریر درآورده است. او به عنوان مشاور برای دولت ها و شرکت های چندملیتی در سراسر دنیا کار کرده است. او یک پروفسور برجسته در اداره ی امور تجاری در دانشگاه ی ساثرن کالیفرنیا است.

خواندن 26 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 19 مهر 1396 ساعت 14:07