پنج شنبه, 09 شهریور 1396 ساعت 06:00

خلاصه کتاب 7 عادت مردم بسیار کارآمد(تاثیرگذار)

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

7 عادت مردم بسیار کارآمد(تاثیرگذار): پندهای تاثیرگذار از چشم انداز تغییر فردی
نویسنده: استفان کاوی


بر بهبود ویژگیهای خود تمرکز کنید نه بر شخصیت

 شما آنچیزی هستید که به رسم عادت انجام میدهید پس خود را به چیزهای خوب عادت دهید.

 بهتر شدن یک عادت است نه توانمندی.

 شما آزاد هستید زیرا میتوانید تعیین کنید نسبت به شرایط چه واکنشی را نشان دهید.
 بهترینها را انتخاب کنید: یکپارچگی، حیثیت، کیفیت، شکیبایی، پشتکار، مراقبت، بی باکی و تلاش.
 یک توصیف درباره ماموریت فردی بنویسید تا اصول و هدفهایتان را آشکار کنید.
 درباره آنچه مردم میخواهند در مراسم خاکسپاری تان بگویند بیاندیشید.
 در روابط، اعتماد را بنا نهید.
 بین نقشهای گوناگونی که برعهده دارید تعادل ایجاد کنید. برای بهتر شدن مسولیتها و روابط تان وقت بگذارید.
 می بایست درک کنید میتوانید عادتها و زندگیتان را بهبود دهید.


ارتباط:

آنچه می آموزیم:
در این خلاصه، موارد زیر را می آموزیم: (1) 7 رویکرد که مردمان کارآمد(تاثیرگذار) برای تحقق آنچه میخواهند بکار میگیرند و (2) چگونگی پرورش عادات پسندیده و شکل دهی زندگی با آگاهی بیشتر.


مرور:
این کتاب در آغاز دهه 1990 انتشار یافت و مدیون تلاشهای استفان کاویست که تلاش میکرد سنت اخلاقی هزار ساله را نظمی دگر بخشد و آن را برای مخاطب اواخر قرن بیستم درک پذیر کند. بیشتر آنچه در این کتاب میابیم نشانگر ردپاهایی از ارسطو، سیسرو، بندیکت، تیلوتسون و بازماندگانش هستند.استفن کاوی شماری اندک از منابع روانشناسی، دانش قرن بیستم، آثار ویکتور فرانکل و هولوکاست را نیز به آن می افزاید. وی این آمیزه را در لفافه یک طرح آمریکایی متمایز و خودفرمان می پیچد.آنچه بدست می آید یک راهنمای با ارزش و سودمند برای بهتر کردن خود است. بیشترین خوانندگان میتوانند از این نوشتار نکاتی سودمند برگیرند. اگرچه برخی سبکش را آشنا و آسان با توصیه هایی پذیرفته شده می بینند ولی آنچنان با عرف و عادت کاری ندارد.

 stephen covey

 

خلاصه:
7 عادت:
7 عادت مردمان اثرگذار اینها هستند:
1- مردمان اثرگذار آغازگرند." شما نیز شروع کننده باشید".
2- مردمان اثرگذار بر هدفها تمرکز میکنند. "پس از همان اول به هدف بیاندیشید."
3- مردمان اثرگذار اولویتها را تعیین میکنند. "بهترین چیزها را در الویت نخست قرار دهید".
4- مردمان اثرگذار تنها زمانی برنده میشوند که دیگران به پیروزی میرسند " به شرایط برد-برد بیاندیشید."
5- ارتباط برقرار میکنند."نخست درک کنید تا سپس درک شوید".
6- با دیگران همکاری و تشریک مساعی میکنند."همکاری کنید"
7- به کاستیهایشان می اندیشند و آنها را ترمیم می نمایند. "به نابودی کاستیهایتان بروید." به اصطلاح تبرهایتان را تیز کنید.


پرورش یک ویژگی شخصیتی معقول بااهمیت تر و موثرترست. شخصیت تان طبیعتا میتواند در آن هنگام نمودار شود که ویژگیهایتان در اصول مثبت ریشه دوانده باشد. اینکه خود را وادار کنید شخصیتی را نشان دهید که با شخصیت خودتان ناسازگارست به مانند آن ست که بر چهره نقاب زده باشید. کاریست فریبکارانه و در نهایت ویرانگر که صورتی دستکاری شده را نشان می‌دهد 
برای ایجاد عادت پسندیده، به یک تفکر منطقی نیاز داریم تا بتوانیم با شیوه ای استوار چیزها را ببینیم. به عنوان مثال، پیش از آنکه نظریه میکروبها تفکر تازه ای ایجاد کند، جراحان دستانشان را نمی شستند. در آن هنگام که بیماران از عفونت میمردند، هیچ کس نمیدانست چرا چنین میشود. اتاقهای جراحی استریل شده از تفکر تازه سر بر آورده اند: شیوه ای تازه برای نگاه به بیماریها. امروزه بسیاری از مردم به جبر معتقدند. آنها باور دارند سرشت ژنتیکی شان چگونگی کنش شان را تعیین میکند یا اینکه ناتوانی های بیماران پیوسته فرصتشان را برای درمان کمرنگ میکند. یا اینکه طبیعت و تجربه آزادیشان را تغییر میدهد. جهت شکل دهی به عادات پایدار، می بایست جبرگرایی را کنار بگذاریم و به آزادی معتقد باشیم. این پارادایم تاره کاری میکند تا بتوانیم تغییر میتوان تغییر ایجاد کرد.
آن خصیصه یک عادت ست و عادت آنچیزیست که پیوسته انجامش میدهیم. به شیوه ای تازه، کارها را انجام دهید. در این صورت، میتوانید یک عادت تازه و بهبود یافته را شکل دهید.

اصول اساسی و ارزشهای معین بر مردم اثرگذار است. این اصول انصاف، برابری ، یکپارچگی، صداقت، آبرو، ارزش، تعالی، روح خدمت رسانی، شکیبایی، پشتکار، پرورش، مراقبت، بی باکی، تشویق و نگرش مثبت هستند که توانمندی بالقوه بدون مرز را تحقق میسازند. شخصیت ناشی از این اصول سبب میشود فرد بتواند با مهارت خودش بر دیگران رهبری کند، آنها را الهام بخشد و یاریشان دهد. همانگونه که ارسطو میگوید، ما آنچیزی هستیم که به رسم عادت انجام میدهیم. جهت پرورش این عادت، باید اصولی را پی گیریم:
دانستن: باید درک کنیم میخواهیم چگونه و چرا کاری را انجام دهیم.
پرورش مهارتها: بتوانیم کاری را انجام دهیم.
آرزومندی: باید بخواهیم کاری را انجام دهیم.

مهمترین کار، کار درونیست. در آن هنگام که بر درونمان تسلط داریم، بر شرایط بیرون نیز مهارت خواهیم یافت. بسیاری از مردم به اشتباه بر تولید و بر تفاوت رویت پذیر و قابل سنجش جهان بیرون تمرکز میکنند. آنها ظرفیت تولید یا همان منبع نیروی تولید را نادیده میگیرند. آنها مانند پیروی هستند که چندین ساعت در روز تلاش میکند و به سالهای بیشتری که زنده خواهد ماند غره میشود ولی نادیده میگیرد همه آن ساعتها که به تکاپو پرداخته بخشی از ساعتهای زندگیش بوده اند که سپری گشته اند. شاید سالهای دیگری را پیش رو داشته باشد. ولی نمیتواند کاری بیشتر با آنها انجام دهد. شاید همه آن ساعتها را میتوانسته در قالب روابطی ژرفتر با همسر، خانواده و دوستان سپری کند.

 

عادت 1: شروع کننده باشید:
مردمان بسیار کارآمد(تاثیرگذار) آغازگرند. شروع کننده کارها هستند. محدودیتهایی را بر خود تحمیل نمیکنند که آنها را از تکاپو بازمیدارد. آنها درمییابند آزادند نوع عادتشان را تعیین کنند زیرا میتوانند تعیین کنند چگونه . شروع کنند. آنها نمیتوانند شرایط را کنترل کنند ولی میتوانند تصمیم بگیرند چگونه از آن شرایط استفاده کنند. آنها با اصول خود زندگی می‌کنند
ویکتور فرانکل در کمپ نازیها زندانی بود. همه خانواده اش بجز یک خواهر در کمپها کشته شدند. فرانکل در آن شرایط بغرنج دریافت آزادست زیرا میتواند تصمیم بگیرد در بحبوحه آن شرایط چگونه بیاندیشد و چه کند. حتی در آن هنگام که زندانی بود، خودش را در حال تدریس در کلاس درس تجسم میکرد و اینکه با دانشجویانش از ترس سخن میگفت.
نظم ذهنی اش وی را در مقایسه با نگهبان کمپ ثابت قدم تر میساخت. وی به زندانی پیروش و حتی برخی از نگهبانان الهام می بخشید. فرانکل شروع کننده بود. آغازگر راهش بود و مسئولیتش را برای سرنوشت پذیرفت. وی دریافت، خودش باید درباره سرنوشتش تصمیم بگیرد. وی نتوانست پایش را از کمپ بیرون بگذارد ولی میتوانست بر آن چیره شود.
:با زبان آغازگری و مسئولیت پذیری، میتوانیم شروع کننده باشیم
نگویید نمیتوانم کاری انجام دهم-بلکه می بایست به برخی از احتمالات بیاندیشم.
نگویید من همینم -بلکه میتوانم خود را تغییر دهم.
نگویید نمیتوانم یا باید چنین کنم بلکه تصمیم میگیرم و انتخاب میکنم.
نگویید اوست که مسیر را تعیین میکندبلکه بگویید میتوانم تعیین کنم چگونه بر من تاثیر بگذارد.


افراد شروع کننده در قالب احتمالات به تکاپو میپردازند. آنها آنچه انجام میدهند یا میتوانند انجام دهند را می بینند. با مسئولیت پذیری و شروع کار، قلمرو احتمالات را می گسترانند. با گذشت زمان، استوارتر میشوند. میتوانند کار بیشتر و بیشتری را انجام دهند. نخست، چیزی از درون را تغییر میدهند و سپس، جهان بیرون شان را دگرگون میسازند.


عادت 2: نخست غایت را در ذهن شکل دهید
درباره هدفهایتان با دقت بیاندیشید. بسیاری از مردم در سرتاسر زندگی شان به دنبال هدفهایی میگردند که بی معنا، نامطلوب یا ویرانگرست. این موارد را میتوانیم در پوششهای خبری مجلات درباره آدمهای ثروتمند، مشهور، در حال ازدواج یا جدا شده ببینیم. قدرت، پول و شهرت اهدافی هستند که آنها میخواهند. ولی به چه بهایی؟ اثرپذیری تنها به تحقق هدف ارتباط ندارد بلکه با تحقق هدف بجا پیوند میخورد. تصور کنید پشت اتاق در روز خاکسپاریتان نشسته اید. ببینید مردم درباره تان صادقانه چه میگویند. آیا آنچه می شنوید را می پسندید؟ آیا میخواستید شما را بهگونه ای دیگر به یاد آورند؟ اگر پاسخ آری ست، چگونه؟ زندگیتان را به پیش برید .و خود را رهبری کنید
کارتان را با تنظیم پیش نویس فردیتان آغاز کنید و هدفها و آنچه میخواهید باشید را توصیف کنید. بادقت به این پیش نویس بیاندیشید. خود را بررسی کنید. آنچه براستی هستید را ببینید. آیا خودمحورید؟ آیا دیوانه ی کارید؟ آیا پول دوستید؟ تصمیم بگیرید چه چیزی را باید تغییر دهید و چه میخواهید شوید. این پیش نویس را مکتوب کنید. به خود تعهد دهید و به آن پایبند باشید.

 

عادت 3: مهمترین چیزها را در اولویت نخست بگذارید
شما توان آن را دارید آنچه هستید را تغییر دهید. این سخن بدان معناست که میتوانید کنش تان را تغییر دهید. هرگز نگذارید مهمترین اولویت هایتان قربانی الویتهای دیگر شوند. بسیاری از مردم به شرایطهای ضروری واکنش نشان میدهند و زمانشان را بدین منوال سپری میکنند. هرگز تلاش نمیکنند از ضرورتها جلوگیری کنند و مدیریت فردی را به انجام برسانند. آنها اهمیت را با ضرورت اشتباه میگیرند. ضرورت را آسان میتوانیم ببینیم. ولی شناسایی چیزهای بااهمیت کاری دشوارترست. بر برنامه ریزی تاکید کنید، از کاستیها پرهیز نمایید، روابط را توسعه بخشید، فرصتها را ایجاد کنید و به بازسازی بپردازید. تلاش نکنید موارد بیشمار را در برنامه بگنجانید. ولی اطمینان یابید زمان ضروری را به چیزهای بااهمیت اختصاص داده اید. به نقشهای گوناگون تان در جایگاه همسر، پدر، مادر، مدیر و داوطلب بیاندیشید. برای هر نقش زمانی را اختصاص دهید. نقشها را در هم نیامیزید. بر هر نقش بجا تمرکز کنید.

 

 Bad Habits

 

عادت 4: به شرایط برد-برد بیاندیشید
در ازدواج، کار یا روابط دیگر، روابط بین فردی و شرایط برد-برد را ایجاد کنید. دو برنده شرایط بهتری را رقم میزنند و دو بازنده شرایط را بدتر میکنند. یک رابطه برنده-بازنده سبب میشود یک طرف برنده باشد و طرف دیگر آسیب ببیند. مردمانِ بسیار موثر(تاثیرگذار) تشنه تعامل برد برد هستند آنگونه که طرفین هر کدامشان بتوانند توشه ای برگیرند. هر نوع تعامل دیگر ویرانگرست زیرا بازنده دارد و بنابراین دشمنی و احساس ناخوشایند ایجاد میشوند. مردمان بسیار موثر(تاثیرگذار) با افزایش هم پیمانان به کارآمدی میرسند نه با دشمن پروری.

 

عادت 5: نخست درک کنید و سپس درک شوید
ارتباط یک خیابان دوطرفه ست. جهت ایجاد روابط برد-برد می بایست دریابیم طرفین دیگر چه میخواهند و پیروزی برایشان چه معنایی دارد. فرض نکنید که اینها را میدانید. گوش کنید. همیشه تلاش کنید آنچه مردم میخواهند و نیاز دارند را در هدفهایتان لحاظ کنید. در مورد آنچه می شنوید جبهه نگیرید و جدال نکنید. با دقت گوش کنید و بیاندیشید. تلاش کنید خود را جای دیگران بگذارید.
وکلای خوب تلاش میکنند از چشم انداز مخالفانشان، مستدلترین پرونده ممکن را ارائه کنند. تنها در آن هنگام که بهترین گفتمانهای ممکن را درک میکنند، شکواییه برای ارباب رجوعانشان می نویسند. این شگرد درباره روابط فردی و کاری نیز میتواند صادق باشد. همیشه آنچه طرف دیگر بدان نیاز دارد و میخواهد بدست آورد را دریابید. سپس، نمای کلی هدفهایتان را تعیین کنید و با آنها نسبت به هدفهای طرف دیگر .واکنش نشان دهید. این اصل بیانگر ارتباط همدلانه ست.

 

عادت 6: همکاری
همکاری، قدرت را فزونی می بخشد. در واقع همکاری خلاقانه در مقایسه با مجموع اجزا نیرویی شگرفتر می آفریند مانند طاق نمایی که وزن بیشتری نسبت به دو ستون میتواند تحمل کند. رمز همکاری در این است: یک کل که در مقایسه با مجموع اجزا شگرف ترست.
همکاری کارآمد بر ارتباط متکی است. بسیاری از مردم، با واکنشهایشان همکاری را ناممکن میسازند. آنها به چیزی گوش فرا نمیدهند و به آن پاسخ نمیدهند بلکه فقط می شنوند و فقط به آن واکنش میدهند. واکنشهایشان میتواند تدافعی، اقتدارگرا یا انفعالی باشد. شاید روبروی هم بایستند یا یکدیگر را همراهی کنند. ولی بگونه ای فعال همکاری را صورت نمیدهند. همکاری و ارتباط دو ستونِ همکاری هستند. گوش فرا دهید، ژرف بایندیشید، پاسخگو باشید و بگونه ای فعال همکاری کنید.

 

عادت 7: تبر را تیز کنید
در داستانهای کهن، مردی هیزم می شکند. کار به آرامی پیش میرود و آن مرد خسته میشود. هر چه بیشتر تبر میزند کمتر هیزم بدست می آورد. یک رهگذر برای لحظه ای به وی نگاه میکند و به مرد پیشنهاد میکند اندکی کارش را متوقف کند و تبر را تیز نماید. ولی مردم از این کار سرباز میزند زیرا زمانی ندارد.یک تبر کند خستگی را بر وی غالب میکند. مردمان بسیار کارآمد(تاثیرگذار) زمانی را به تیز کردن ابزارهایی اختصاص میدهند که روح، ذهن و قلبشان هستند. زمان، زمان خودشکوفایی دوباره ست.
مردمان کارآمد با انجام تمرینهایی مملو از تلاش، انعطاف و استواری از بدنشان مراقبت میکنند. چنین طرح و برنامه ای آسان پا میگیرد و نیازی نیست به باشگاه بروید. مردم کارآمد به وسیله ی عبادت و دعا ، یا خواندن ادبیات یا گوش دادن به موسیقی از روحشان مراقبت میکنند. این بعد معنویت را که به زندگیتان جان می بخشد هرگز فراموش نکنید.
ترمیم ذهنی به معنای تغییر عادتهایی چون تماشای تلویزیون ست. تماشای تلویزیون جذب منفعلانه ارزشها و نگرشها را ترویج میدهد. مطالعه کنید، معما حل کنید، ریاضی حل کنید و تمرینهای چالش برانگیز انجام دهید تا ذهنتان هوشیار شود.
قلب به عواطف مربوط میشود که بسیار بر دیگران متکی است. قلبتان، روابط عاطفی و دلبستگی تان به دیگران را پرورش وتوسعه دهید. ارتباط برقرار کنید و گوش فرا دهید. در کنار دیگران، کارها را بهتر میتوانید انجام دهید. اینگونه به انسانی بسیار کارآمد(تاثیرگذار) بدل میشوید.

 

درباره نویسنده:
استفان کاوی معاون شرکت فرانکلین کاوی ست. همچنین، واحدهای درسی زندگی اصول محور و رهبری اصول محور را تدریس میکند.کاوی موسس و مدیر ارشد پیشین مرکز رهبری کاوی نیز میباشد. وی کتاب پرفروش 7 عادت مردمان بسیار کارآمد را به رشته نگارش درآورده ست.

 

خواندن 78 دفعه آخرین ویرایش در شنبه, 11 شهریور 1396 ساعت 08:41