مقالاتموفقیت / انگیزشی

کار تیمی یا ارتش یک نفره!

فردی یا تیمی؟ مسئله این است…

کار تیمی ؛ این یک حقیقت است که همه‌ی ما دوست داریم تا اسم خود را بر سر زبان‌ها آورده و به قول گفتنی، معروف شویم و دنیا را تسخیر کنیم؛ اما آیا چنین چیزی در عمل امکان پذیر است؟ رخ دادن هرچیزی در این دنیا امکان پذیر است و همیشه برای هرچیزی راهی وجود دارد.

مثالی معروف میان مهندسین عمران وجود دارد که می‌گوید: «اگر راهی پیدا نکردی، یک راه بساز!» این جمله، از زیباترین مطالبی است که برای تفسیر آن می‌توان ساعت‌ها وقت گذاشت و آن را مورد بررسی قرار داد. اما از گفتن این مسئله، پیش کشیدن مورد دیگری را مد نظر داریم. موردی شبیه به این مطلب را مایکل جوردن ، بسکتبالیست نامی نیز گفته بود.

آیا برای موفقیت، می‌توانیم به تنهایی پیش برویم یا حتماً برای ادامه دادن به مسیر به یک تیم و گروه نیز نیاز داریم؟ در رابطه با این موضوع نظرات بسیار زیادی وجود دارد و هرکس عقیده‌ی خاص خود را دارد! کافی است این سؤال را در جمع دوستان و یا اقوام خود مطرح کنید تا نظرات کارشناسانه و علمی هر یک را بشنوید و بعد به سراغ تحلیل‌های فوق‌العاده‌ی آن‌ها بروید.

کار گروهی

یک دست صدا ندارد ، اما می‌توان بِشکن زد!

گفته می‌شود که شما به قدری قوی هستید که تیم شما قوی باشد؛ با این حال اگر طول تاریخ را جستجو کنید، نام‌های زیادی را خواهید دید که به تنهایی به شهرت و مقام و رسیده‌اند. برای مثال می‌توانیم ادیسون را نام ببریم که به تنهایی اختراعات فراوانی را داشت و کمک شایانی به جامعه بشری کرد.

یافتن معنای زندگی از دیدگاه ویکتور فرانکل پایه گذار معنا درمانی یا لوگوتراپی
بخوانید

بیایید همان ادیسون را در نظر بگیریم. اگر بیماری مادر او وجود نداشت، سرانجام به اختراعات و کشفیاتی که دست پیدا کرده بود، می‌رسید؟ چه چیزی باعث این همه تلاش و سرچشمه گرفتن زحمات وی بود؟

اگر بخواهیم موشکافانه‌تر به قضیه نگاه کنیم و آن را مورد بررسی قرار دهیم، ادیسون را تنها نمی‌بینیم! فرد و موقعیت دیگری باعث بروز انگیزه‌هایی شد که سرانجام به نتایج بسیار خوبی منتهی شد. اگر بخواهیم نظرات شخصی را وارد مسئله کنیم، هیچ موفقیتی تنهایی بدست نیامده است…

این موضوع درست است که در بسیاری از موارد تنها نام یک فرد برده می‌شود، اما اگر دقیق‌تر به آن نگاه، یک تیم و بطور کلی‌تر کاری گروهی در پس هر موفقیت وجود داشته است.

همه برای یکی، یکی برای همه
تیم

همه برای یکی، یکی برای همه

نیک وویچیچ ، در ویدئویی می‌گوید که «من نمی‌توانسم کسی باشم که الآن هستم، کتاب بنویسم و خیریه‌ای غیر انتفاعی داشته باشم که من رو به همه جای دنیا می‌بره، اون هم بدون داشتن تیم!»

از همینجا و خیلی موارد مثال زدنی دیگر می‌توان اهمیت تیم را متوجه شد. بسیاری از افراد اهمیت همبستگی و تیم بودن را به خوبی درک نمی‌کنند، برای همین حتی کوچکترین اهمیتی به آن نمی‌دهند و این در صورتی است که اگر همان افراد تیم مناسبی را برای خود تشکیل می‌دادند، می‌توانستند بسیار موفق‌تر عمل کنند.

مثالی ساده برای درک بهتر این موضوع؛ یک گروه موسیقی را در نظر بگیرید، هر یک از اعضا کار و وظیفه‌ای مشخص را دارند که باتوجه به آن برای خلق یک اثر تلاش می‌کنند و متحد می‌شوند. در این گروه اگر هرکس بخواهد کاری جدای خواسته‌ی تیم انجام دهد، آیا می‌توانستند بر روی یک صحنه اجرایی داشته باشند؟ کار تیمی و گروه ، در حالت کلی به یک زنجیر می‌ماند که درک خوبی را به ما می‌دهد.

عوامل موثر بر انگیزه کارکنان در یک سازمان و راهکار های افزایش آن
بخوانید

تصورکنید که زنجیری در دست دارید، با استفاده از آن زنجیر می توانید خیلی چیزها را بلند کنید. اما اگر تنها بخش کوچکی از آن زنجیر نسبت به بقیه قسمت‌ها ضعیف‌تر باشد، چه رخ خواهد داد؟ تمام تیم از بین می‌رود!

برای همین در یک کار تیمی و کار گروهی، همه‌ی افراد به همدیگر کمک می‌کنند و به اصطلاح هوای هم را دارند تا در جهت تعالی و اهداف خوب خود پیش بروند. به معنای واقعی کلمه، «تیم ، یک تیم است». مجموعه‌ای از افراد با هدفی واحد و مشترک.

گروه

تیم خوب = موفقیت

در تمامی حالات مختلف و مواردی که گفته شد، باید به این نکته اشاره کرد که در یک گروه ، شما تنها به سود و یا ضرر یک کار تیمی نگاه نمی‌کنید، آنچه که مهم است و اهمیت دارد، مسیری است که به صورت گروهی طی می‌شود.

گفته می‌شود که «در قله احساس تنهایی می‌کنید، مگر اینکه تیم خود را با خود همراه داشته باشید».

راه‌های زیادی برای بهتر کردن کیفیت سطح زندگی وجود دارد که بسیاری از آن‌ها را نمی‌دانیم، یا به شکلی دیگر، روش‌هایی برای بهتر زندگی کردن وجود دارد که برخی از آن‌ها را می‌دانیم، اما یا آن‌ها را بکار نمی‌گیریم، یا مشغله‌هایی که داریم، باعث کم‌رنگ‌تر شدن استفاده از آن شده است. زندگی رویایی خود را داشته باشید…

برچسب ها

پویا دهقان

کارشناس مدیریت جهانگردی از دانشگاه علم و فرهنگ، و متقاضی شرکت در آزمون ارشد... نوشتن رو دوست دارم، در کنارش از انجام کارهای هیجان انگیز هم به شدت خوشم میاد! به عکاسی شدیداً علاقه مندم و فرصت باشه کارای کوچیکی هم میکنم... دو ژانر مورد علاقم توی موسیقی، راک و سنتیه، اما با این حال خودمو به این دو محدود نمیکنم...

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 2 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن