ذهن قدرتمندمقالات

قدرت ذهن و متافیزیک برای جذب شادی و خوشبختی – موفقیت و تصویرسازی ذهنی

راز موفقیت و قانون جذب آن زندگی دست‌نیافتنی کجای جهان مخفی شده است؟ بعضی از ما شاید منتظر آن روزی هستیم که خوشبختی زنگ خانه‌مان را بزند. یا ناگهان از پشت پنجره پیدا شود. حتا ممکن است فکر کنیم بالاخره یک روز بعدازظهر اتفاقی در خیابان به آن برمی­‌خوریم. مثل یک دوست قدیمی، که سال­‌هاست از هم بی‌خبریم. گویی که ما از بدو تولد دلتنگ خوشبختی می‌شویم و تمام عمرمان دنبالش می‌گردیم. آیا به راستی خوشبختی جایی به جز درون خودمان پنهان است؟

استاد احمد محمدی

 

شادی و خوشبختی را با دست­‌هایمان بسازیم

حتما به یاد می‌­آورید که در کودکی با تکرار آزمون و خطا توسط کاغذهای رنگی و ابزارهای مختلف چیزهای بسیاری خلق کرده­‌ایم. ما سعی می‌­کردیم از این طریق جهان را بشناسیم. حالا تصور کنید روی میز مقابل شما بی­‌نهایت فرصت لبخند، طلوع هر روز صبح و انرژی سرشاری قرار دارد که قادر است هر ناممکنی را ممکن کند. و البته هر ممکنی را ناممکن. اگر تا طلوع روز بعد فرصت داشتید خوشبختی را چگونه خلق می­‌کردید؟ جواب این پرسش به مانند اثر انگشت متفاوت است اما برای هر کدام از ما بهترین جواب. چرا که از ما و برای ماست.

شادی و خوشبختی را با دست‌هایمان بسازیم
شادی و خوشبختی را با دست‌هایمان بسازیم

 به امید دیدار خوشبختی در آینه خیره شوید

تصور کنید مسافری در فرودگاه باشید که چمدانش را گم کرده است و به شما بگویم آن را در بدنتان جا گذاشته‌اید. احتمالا باور نمی­کنید و دوباره به جستجو ادامه می‌­دهید. ممکن است غافل از انداختن نگاهی به خودتان، سال‌ها سرگردان بمانید. حالا وقت آن رسیده که به سرگردانی سال­های عمرمان خاتمه دهیم. وقت آن رسیده که به آینه خیره شویم و از تمام آن چیزی که در بیرون می­‌جستیم همین جا با خبر شویم. اما چگونه؟

خوشبختی در نشانه‌‌­های کوچک پدیدار می‌­شود

منتظر نباشید خوشبختی مانند یک هدیه­‌ی آسمانی مستقیم میان زندگی شما فرود بیاید. می­‌توان گفت که این هدیه هیچ وقت عادت به چنین ظهوری نداشته است. حتا گاهی در یک شبانه روز فقط چند ذره از وجودش را برایتان می فرستد. مانند یک فرصت شغلی که به نظر دور از دسترس می‌­­آید ولی حقیقت این است که فقط منتظر شماست. بیایید بپذیریم که جهان ایده‌­آل ما تنها منتظر نگاه مطمئن خودمان است.

این شما هستید که به محض دیدنش تصمیم می­‌گیرید دست‌­هایتان را زیر آسمان بگیرید تا زمین نخورد یا اینکه فرار کنید تا مبادا مجبور باشید مسئولیت مراقبت از خوشبختی را قبول کنید. خوشبختی همان قدر که به سرعت فرود می‌آید در ذرات هوا ناپدید می‌شود. پس اگر آن هدیه­‌ی بزرگ را می‌­خواهید تمام ذره­‌ها را جمع‌­آوری کرده و با ابزاری که روی میز زندگی برایمان محیا شده، هدیه­‌ی بزرگ را با دستان خودتان بسازید.

 مراقب شکستن خوشبختی باشید

فراموش نکنیم که خوشبختی را از هزاران ذره­‌ی بسیار ریز خلق کردیم و بی‌­توجهی یا بی‌­احتیاطی نسبت به هر کدام می­‌تواند از احساس خوشی در وجودمان بکاهد. باید نور تلاش برای حفظ آن چه داریم بدان بتابد. نور آگاهی از اینکه با کنار گذاشتن هجوم سختی هایی مانند دلسردی و ناامیدی صاحبش شده‌­ایم. هیچ  ذره‌­ای را فراموش نکنید و هر کدام را جداگانه به یاد آورده و بدان بپردازید. مانند شکرگزاری، کمک کردن، تلاش برای یادگیری، برای حفظ سلامت روح و جسم، از خودگذشتگی و بخشش، بکارگیری توانایی‌­ها، عبادت کردن و … .

از خوشبختی چه می­‌خواهید؟

شاید بعضی از شما با خواندن مثال­‌های بالا با خودتان گفته باشید:
“من که این کارها را انجام می‌­دهم پس چرا خوشبخت نیستم؟”
“خوشبختی که به این کارها نیست”
“خوشبختی با من بیگانه است و به این راحتی اتفاق نمی‌­افتد”

فرض کنیم حق با هر یک از شما باشد. پس کاری که باید انجام دهید این است که مشخص کنید از خوشبختی چه می­‌خواهید. چون اگر ندانسته سمت شما آمد هرگز قادر نخواهید بود دریافتش کنید. به خوشبختی بگویید که چه چیزهایی را طلب می­‌کنید تا بیشتر متوجه نشانه‌­ها باشید. خوشبختی اگر موجود خارق­‌العاده‌­ای بود درعواطف انسانی جای نمی­‌گرفت و حتا میل دستیابی به آن در ذهنمان خانه نمی‌کرد.

در خوشبختی تقلب نکنید

اگر تمایل به تجربه­‌ی خوشبختی حقیقی و بی‌­زمان و ­مکان را دارید از روی دست بغل‌­دستی خود نگاه نکنید. به تعداد ما آدم­‌ها شیوه‌هایی برای یافتن آن حس رضایت­‌بخش وجود دارد.  به خود بنگرید و راه خودتان را پیدا کنید، چرا که به راحتی ممکن است تجربه‌­ای برای دیگری مفید و برای شما مضر باشد. برای دیگری یک قدم به جلو و برای شما سقوط به پایین پله‌­ها. خوشبختی چیزی جز کمال لذت‌بردن از راستگویی به خود در آینه نیست. مانند موجودی که در قلبمان ساکن است نیازمند مواظبت و توجه است. به خواسته‌­های حقیقی شما علاقمند و همه­‌ی عمر در خدمت لذت بردنتان از موهبت زندگی ست.

سخن را با چند خط از ویلیام بلیک، شاعر و نقاش بریتانیایی در دفتر “ترانه‌­های معصومیت”، ترجمه­‌ی محمدصادق رئیسی، به پایان می­‌رسانم:

جهان را در ذره­‌ی شن دیدن

و بهشت را در یک گل خودرو

بی‌­نهایت را در کف دست خود نگه داشتن

و ابدیت را در یک ساعت

برچسب ها

گندم شرفی‌فر

ساختم. خود را آنچه که هستم ساختم. خود را دگرگون کردم. شخص دیگری شدم. مسئول سرگذشت خود شدم. مسئول سرگذشت دیگران شدم. سرگذشتی در زمره‌ی سرگذشت‌های دیگران شدم. جهان را در وجود خود ساختم. آگاه شدم./ پتر هانتکه

نوشته های مشابه

‫2 نظرها

  1. “خوشبختی چیزی جز لذت‌­بردن از کمال راست­گویی به خود در­ آینه نیست.”
    احسنت، متن گیرا و استفاده ی بسیار به جا از شعری زیبا. ممنون از شما

    1. ممنون از توجه شما و وقت گرانبهاتون.. تحسین شما باعث افتخار بنده‌ست..

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − دوازده =

دکمه بازگشت به بالا
بستن