معرفی کتابمقالات

خلاصه کتاب ” تفکر، کند و سریع ” نوشته دانیل کانمن

کتاب پرفروش تفکر، کند و سریع دانیل کانمن خلاصه تحقیقاتی است که با همکاری آموس تورسکی بیش از چند دهه مشغول آن بوده است.  کتاب تفکر، کند و سریع شامل سه بخش از مراحل کاری اوست: کارهای اولیه، یعنی سوگیری های شناختی، سپس نظریه چشم انداز و پس از آن پژوهش هایی در زمینه ی شادی است. محور اصلی کتاب، بررسی دو سیستم در شیوه تفکر ما است: سیستم یک که سریع، شهودی و هیجانی است، اما سیستم دو آهسته تر، خودخواسته تر و منطقی تر است. برای مطالعه قسمتی از کتاب تفکر، کند و سریع با آکادمی بازار همراه باشید.

استاد احمد محمدی

آشنایی با سیستم یک

تصور کنید شما جز اولین انسان ها هستید و با فرزندتان بیرون رفتید و یک شیر را می بینید، نمی دانید شیر چیست  و فرزند کوچک خود را می فرستید که با او بازی کند و شیر فرزند شما را می خورد، به خانه بر می گردید و ناراحت هستید ، اشکالی ندارد، همسرتان دوباره باردار میشود و پنج سال دیگر با فرزند جدیدتان بیرون هستید و یه شیر را از دور می بینید، این بار با فرزندتان پنهان می شوید، و شیر نهایتا میرود و هر دو زنده می مانید. بیرون می آیید و با فرزند خود هستید که پرنده پرواز می کند و یک مرتبه فرزند شما می میرد. دوباره ناراحت به خانه برمی گردید. دوباره همسر شما باردار میشود و این بار به خودتان قول می دهید که فرزند جدیدتان را از شیرها و پرندگانی که پرواز می کنند پنهان کنید. پس دو راه برای فکر کردن وجود دارد. هر دو تصمیمی که گرفتید از یک فرایند خودکار سریع می آید که به آن می گوییم سیستم یک . سیستم یک زمانی است که ما می فهمیم چقدر غیر منطقی و غیر عقلانی یا ابله هستیم. پس ممکن است ارزشی برای سیستم یک قائل نشویم و فکر کنیم فایده ای ندارد.اگر از یک تفکر آرامتر و عقلانی تر استفاده کنید ، متوجه می شوید که ماجرای شیر صحیح بوده است اما پرنده هیچ ربطی به مرگ فرزند شما نداشته است. اما باید برای سیستم یک ارزش قائل شویم چون مزایای زیادی دارد. این دلیل زنده ماندن ماست.

سیستم یک و دو در فرایند فکر کردن

شاید برخی از پیش بینی ها خیلی مسخره باشند مثل اینکه هر بار پرنده ای پرواز کند فرزند شما می میرد. اما اگر منطقی درباره معنای احتمالی یک صدای بلند فکر کنیم و به فکر تحلیل باشیم به جای اینکه بترسیم و سریع فرار کنیم، شاید اینجا نبودیم.پس ایده بزرگ اول، فهمیدن سیستم یک و دو است. هر دو سیستم مزایای زیادی دارند. مشکل وقتی به وجود می آید که از سیستم یک به جای سیستم دو به عنوان سیستم مناسب استفاده کنیم. این باعث همه ی انواع تاسف ها و سفسطه ها می شود که مطلوب نیستند. درست نیست که فکر کنید اگر یک پرنده پرواز کند فرزند شما می میرد.

پس اگر من این دو سوال را از شما بپرسم جوابتان چیست؟

  1. آیا ارتفاع بلندترین درخت قول پیکر کمتر یا بیشتر از 365 متر است؟
  2. حدس میزنید ارتفاع بلند ترین درخت قول پیکر چقدر باشد؟

از دو گروه این سوال ها را پرسیدند که فقط برای گروه دوم به جای 365 متر 54 متر گذاشته شد. فکر می کنید پاسخ ها چه شکلی بودند؟

میانگین حدس گروه اول 257 متر و میانگین حدس گروه دوم 86 متر بود. این تفاوت زیادی است و به آن می گویند لنگر انداختن. دن اریلی یکی از اقتصاد دان های محبوب من درباره این موضوع صحبت می کند که ما چطور درمورد ارزش بیشتر چیزها ایده ای نداریم. اگر متخصص نیستیم، همانطور که در بیشتر چیزها نیستیم نمی دانیم که یک درخت قول پیکر چقدر باید بلند باشد. من نمی دانم قیمت یک ماکروویو چقدر باید باشد، 99 دلار؟ یا 199 دلار؟. دوباره این چطور می تواند برای شخص شما مفید باشد؟

اگر شما خریدار هستید، دوست دارید روی لیست قیمت ها نگاه کنید و به آن ها تکیه کنید. اگر فروشنده هستید پس چطور می توانید از روی لیست قیمت ها به نفع خودتان استفاده کنید؟

درک لنگر انداختن

ایده بزرگ دوم درک لنگر انداختن است. یکی از چیزهایی که من واقعا از آن لذت می برم، آرامش ذهنی در هنگام انجام کارهاست؛ وقتی جایی میروم نگران حمله تروریستی نیستم، وقتی پرواز می کنم نگران سقوط هواپیما نیستم. کسانی را می شناسم که همیشه نگران هستند؛ آه دیدید چطور تروریسم دارد دنیا را می گیرد؟ وای چه چیزی در انتظار ماست؟ وای دیدید چطور هواپیما ها این روز ها در حال سقوط هستند؟

در واقعیت شانس رویدادن این اتفاق خیلی خیلی کم است. در واقعیت احتمال کمی وجود دارد که هواپیما شما سقوط کند، به این علم امکان می گویند. حتی در اتفاقی که امکانی ندارد برای شما بیافتد، فقط بخاطر اینکه وجود دارد شخصا به میزان بالایی احتمال می دهید که اتفاق بیافتد. پس دوباره از خودتان بپرسید که چطور می توانید از این مفهوم برای بهتر کردن زندگی خود استفاده کنید. آیا بهتر نیست که از زندگی خود لذت ببرید و باور کنید به آن بدی که در تصویر می آید نیست.

لنگر انداختن

درک علم امکان

ایده بزرگ سوم درک علم امکان است. حالا فکر کنید به شما پیشنهاد می کنم با هم بازی کنیم. میخواهیم یک سکه بیاندازیم که اگر شما ببرید، هزار دلار بردید و اگر شما ببازید هزار دلار باخته اید. می خواهید بازی کنیم؟ اگر مثل بیشتر مردم باشید بازی نمی کنید. حالا اگر کمی قوانین را عوض کنیم؛ مثلا اگه ببرید هزاروصد دلار بردید و اگر ببازید هزار دلار باختید. انتظار می رود که این بازی خوبی باشد اما اگر از شما بخواهیم که همین الان این بازی را انجام بدهید، اگر بدانید که پنجاه درصد شانس باختن هزارتا را داشته باشید بازهم با وجود پنجاه درصد احتمال بردن هزاروصد دلار بازی نخواهید کرد. به این می گویند؛ بیزاری از باخت. بیشتر مردم خیلی از باخت بیزار هستند، در واقع باید دو هزار دلار پیشنهاد بدهیم که مردم بازی کنند. این ممکن است جالب باشد اما دوباره از خودتان بپرسید، چطور می توانید این را در زندگی خود متوجه شوید؟ اگر ریسک از دست دادن را به جای احتمال از دست دادن برای کسی توضیح بدهید خیلی قانع کننده تر است. مثلا شاید بخواهید کسی را متقاعد کنید که الکلی بودن بد است. چطور می خواهید این کار را بکنید؟ می خواهید بگویید که اگر این مشکل را حل کنند چگونه ممکن است شغل بهتر و پول بیشتری داشته باشند یا می توانید به آن ها بگویید چطور می توانند خانواده خود مانند همسر و فرزندشان را از دست بدهند.

درک تنفر از دست دادن

ایده بزرگ چهارم درک تنفر از دست دادن است. حالا فرض کنید من دکتر شما هستم و باید شما را جراحی کنم. می توانم به شما بگویم  10 درصد امکان مرگ شما وجود دارد، همینطور می توانم بگویم 90 درصد احتمال زنده بودن دارید. از یک دیدگاه آماری در واقع هیچ فرقی بین این دو گفته نیست اما درمورد گفته اول ممکن است حس خیلی بدتری نسبت به دومی داشته باشید. به این فرم دهی می گویند. چطور شما موقعیت های کاملا مشابه را فرم دهی می کنید که می توانند نتایج کاملا متفاوتی از هم داشته باشند.

از دست دادن
از دست دادن

درک فرم دهی

ایده بزرگ پنج درک فرم دهی است. دوباره از خودتان بپرسید. چطور می توانید از این درک استفاده کنید؟ چطور می توانید از فرم دهی برای کاربردی تر و متقاعدکننده تر شدن خود بر روی دوستان یا فرزندان یا هر فرد دیگه ای که می خواهید تاثیر بگذارید استفاده کنید.

فهمیدن هزینه غیر قابل برگشت مغلطه

ایده بزرگ شش فهمیدن هزینه غیر قابل برگشت مغلطه است، یعنی اجازه بدهیم تصمیمات گذشته بر روی تصمیمات فعلی تاثیر بگذارند. به جان فکر کنید، او درمورد پوکر چیزی نمی داند اما به شرطبندی می رود و بازی می کند. وقتی شب بشود جان هزار دلار باخته و چیزی نبرده است. اگر جان ببرد ما باید از سیستم دو استفاده کنیم که احتمالا به کار نمی آید. او متوجه می شود که بهترین کار این است که بیخیال هزار دلار بشود و آن جا را ترک بکند. هزار دلاری که او باخته است ربطی به اتفاقات بعدی ندارد اما جان خیلی تحت تاثیرباخت هزار دلار قرار گرفته است. او باز هم ادامه می دهد و بیشتر می بازد.

ممکن است شما به جان نگاه کنید و بگویید چقدر او ابله است اما واقعیت این است که من و شما هم همین هستیم. به اطراف خود نگاه کنید، چه چیزهایی وجود دارند که سالیان پیش خریدید که جا گرفتند و فقط شما را اذیت می کنند. دیگر نمی خواهید از آن ها استفاده کنید اما از شر آن خلاص نمی شوید. در این وضعیت هیچ فرقی بین جان و شما نیست. صندلی که شما خریدید همیشه سر راه قرار دارد در خانه کوچکی که شما دارید جایی برای آن نیست و باعث آزار شما می شود اما چطور می توان از شر آن خلاص شد؟ یک زمانی برای آن 59 دلار پول داده اید، به این می گویند هزینه غیرقابل برگشت مغلطه. تصمیم گیری های گذشته نباید روی چیزی که حالا برای شما مفید هستند تاثیر بگذارند.

معرفی دانیل کانمن

دنیل کانمن
دنیل کانمن

دنیل کانمن در ۵ مارس ۱۹۳۴ چشم به جهان گشود. او روان‌شناس آمریکایی-اسرائیلی است که برای کار بر روی روان‌ شناسی قضاوت و تصمیم‌ گیری، و نیز اقتصاد رفتاری، که به خاطر آن جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۰۲را برد، بسیار مشهور است. یافته‌ های تجربی دنیل کانمن فرض رایج عقلانیت انسان در نظریهٔ اقتصاد مدرن را به چالش می‌ کشد. کانمن استاد بازنشستهٔ روانشناسی و امور عمومی است. او با عضو انجمن سلطنتی آن ترایسمن ازدواج کرده‌ است. او مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته روانشناسی و علوم ریاضی از دانشگاه عبری در اورشلیم دریافت کرده است. در سال ۱۹۵۸ به ایالات متحده آمریکا رفت و مدرک دکترای خود را در سال ۱۹۶۱ در رشته روانشناسی از دانشگاه کالیفرنیا کسب نمود.

 

 

 

ما در طول زندگی دائما در موقعیت‌ هایی قرار می‌گیریم که با چند گزینه مختلف مواجه میشویم و باید از بین گزینه‌های موجود یکی را برگزینیم. انتخاب‌‌هایی که انجام می‌دهیم و تصمیماتی که در طول زندگی می‌گیریم تأثیرات شگفت‌ انگیز و گاهی هم تأثیرات جبران‌ ناپذیری بر پیشرفت و موفقیت ما در آینده می‌گذارد. از این رو مهارت تصمیم‌ گیری یکی از مهم‌ترین مهارت های زندگی است که همیشه برای انتخاب بهترین و مناسب‌ ترین گزینه‌ ها و گرفتن تصمیمات صحیح و منطقی به آن احتیاج داریم. آکادمی بازار به شما پیشنهاد می کند برای گرفتن تصمیم های مهم زندگی و دستیابی به موفقیت از تجربیات افراد موفق و مشهور جهان بهره ببرید. از این رو شما می توانید از محصولات مفید و کاربردی کتاب صوتی استفاده کنید. در صورت تمایل به بهره مندی از محصولات بر روی لینک زیر کلیک کنید:

کتاب صوتی

مطالب مرتبط

مراقبه، انواع آن و تاثیراتی که بر جسم و روان می‌گذارد
تعریف تفکر، انواع آن و راه‌های افزایش مهارت تفکر جهت دستیابی به زندگی بهتر
رمز موفقیت در کشف معنا برای خلق معجزه‌ی خوشبختی – تفاوت شادی و معنا
برچسب ها

ندا تفضلی

کارشناس برنامه ریزی شهری از دانشگاه تهران هستم. علاقه زیادی به یادگیری اصول موفقیت در زمینه های مختلف دارم و مایل هستم آن ها را با دیگران به اشتراک بگذارم.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − چهارده =

دکمه بازگشت به بالا
بستن