کتاب “زندگی بی حد و مرز” نوشته نیک وی آچیچ

کتاب زندگی بی حد و مرز اولین کتاب نیک وی آچیچ است. قطعا او یکی از شگفت انگیزترین انسان ها در سراسر جهان است. نیک علاوه بر سخنرانی های بسیار زیادی که در سراسر  دنیا انجام می دهد اکنون به عنوان نویسنده هم فعالیت می کند و تا کنون دو کتاب نوشته است. زندگی بی حد و مرز درباره زندگی خود نویسنده یعنی نیک وی آچیچ است. او در این کتاب از ماجرای سفر خودش به این جهان صحبت می کند و از مشکلات زیادی که با آن ها مواجه شده سخن می گوید، و چگونگی موفقیت خود را بیان می کند.

در مورد کتاب زندگی بی حد و مرز

قبل از هرچیزی باید بگوییم که کتاب زندگی بی حد و مرز نگارش بسیار ساده و روانی دارد. و نیک ماجرای زندگی خود را به صورت ساده تعریف می کند. هرچند که کتاب یک ویژگی انگیزشی نیز دارد اما بیشتر از زندگی خود نیک الهام بخش می باشد. زمانی که به مطالعه کتاب می پردازید می توانید متوجه شوید که نیک تا چه حد از جنبه روحی و روانی خودش را تقویت کرده است تا بتواند مشکلات خود را حل کند و بعد احتمالا به زندگی خود نگاه می کنید که چگونه گاهی اوقات خیلی زود تسلیم می شوید.

چگونه در موقعیت‌های منفی مثبت فکر کنیم؟
بخوانید

وی آچیچ یک فرد بسیار شوخ طبع نیز می باشد و در همه ی سخنرانی هایش از شیرین کاری های خودش تعریف می کند که این موضوع را در کتاب هم می توانید مشاهده کنید و همچنین او فردی بسیار تاثیرگذار است. چه خوب است که با خواندن این کتاب ما هم زندگی بی حد و مرز را تجربه کنیم . بدون شک هر کسی که این فرد را ببیند علاقه پیدا می کند که کتابش را هم بخواند. اما شاید این کتاب در میان نوجوانان و جوانان محبوب تر باشد.

در پشت جلد کتاب آمده است:

من ایمان دارم که زندگیم حد و مرزی ندارد. دلم می خواهد تو هم صرف نظر از دشواری های زندگیت چنین احساسی داشته باشی.

زندگی بی حدو مرز

این کتاب در ۱۲ فصل نوشته شده است:

  • اگر در زندگی تو معجزه ای رخ نمی دهد
  • نه دست، نه پا و نه محدودیت
  • دلی سرشار از ایمان و اطمینان
  • وجود به طور کامل ناکامل خود را دوست بدار
  • ما هیچ، ما نگاه!
  • بی دست و بی پا، اما نه بی آزار و اذیت
  • بجنب! آیا صبح نزدیک نیست؟
  • ریشه در خاکی تازه
  • کم و بیش، به دیگران اعتماد کن
  • شیفته فرصت های برابر
  • دیوانه دیوانگی
  • رسالت تو بخشش است
زندگینامه پروفسور سمیعی و افتخارات ایشان
بخوانید

در هر فصل ماجراهایی جذاب و خواندنی از زندگی نیک را مطالعه می کنیم. اینکه او چگونه با مشکلات برخورد می کرد و چگونه توانست به سخنرانی بزرگ تبدیل شود.

قسمت هایی از کتاب

پزشکان و پرستاران شوکه شده بودند و سریع مرا از مادرم دور کردند. مادرم که پرستار همان بیمارستان بود، فهمید که اتفاق بدی افتاده است. پرسید چه شده؟ بچه مرا کجا بردید؟ راستش را بگویید؟ کسی نمی توانست ماجرا را به مادرم بگوید. واقعیت این بود که من بدون دست و پا به دنیا آمدم، فقط یک تنه بودم.

در سال های اخیر، والدینم به صراحت درباره ترس ها و نگرانی های خود پس از تولد من حرف می زنند. آن ها خوب می دانستند که من بچه رویایی آن ها نبودم.

اعتراف می کنم که زمانی هیچ گمان نمی کردم که بتوانم سرنوشت خود را به گونه ای که دوست دارم رقم بزنم. تصور می کردم از دست من کاری برنمی آید. می خواستم بدانم من چه تغییر مثبتی می توانم در جهان ایجاد کنم و یا چه راهی را می توانم در پیش بگیرم.

زمانی که هفت ساله بودم در حالی که روزی بسیار سخت را پشت سر گذاشته بودم از مدرسه به خانه رفتم، مسخره ام کرده بودند، سرخورده شده بودم. آن روز ساعت ها جلوی آینه ایستادم و خودم را تماشا کردم. من همه مشکلات بچه ها و نوجوانان را داشتم، بعلاوه نداشتن دست و پا.

افزایش درآمد به کمک تکنیک های فنگ شویی (1)
بخوانید

زندگی بی حد و مرز

 درباره نویسنده

نیک اهل استرالیا است و در هنگام تولد به علت ابتلا به سندروم تتراآملیا بدون دست و پا به دنیا آمد. هر چند در کودکی به افسردگی مبتلا شده بود، اما کم‌کم و با کمک مادرش یاد گرفت که از زائدهٔ کوچکی که به جای پا در بدن او وجود داشت، بهره ببرد و قابلیت‌های خود را افزایش دهد، او در دبیرستان رهبری گروهی را بر عهده گرفت که برای یک خیریه اعانه جمع‌ می‌کردند و از آن به بعد به فعالیت های عام‌المنفعه رو آورد. نیک وویچیچ در سن ۲۱ سالگی از دانشگاه گریفیت با دو مدرک لیسانس در رشته‌های حسابداری و برنامه‌ریزی مالی فارغ‌التحصیل شد. او سخنران انگیزشی و مدیر سازمان “زندگی بی حد و مرز”  نیز هست. از دیگر فعالیت های او شنا، موج‌سواری، و گلف است.

او همچنین در حال حاضر یکی از تأثیر گذارترین سخنرانان موفقیت در دنیا محسوب می‌شود و مؤسسه زندگی بدون دست و پا را که در زمینه موفقیت فعالیت دارد مدیریت می کند. 

درباره نویسنده :

ثبت ديدگاه