کارنامه فعالیت های سازمانی

برقراری تعادل میان سطوح خرد و کلان همیشه برای رهبران چالش برانگیز بوده است. بله؛ شما به عنوان یک رهبر، می بایست در همه اوقات، و در حین انجام انواع کارها و فعالیت هایتان، نیم نگاهی به هدف اصلی و غایت نهایی داشته باشید. بازار کاریتان چطور است؟ رقبایتان در رفع نیاز های مشتریان چگونه عمل کرده اند؟ و مهم تر از آن، دخل و خرجتان چطور بوده است؟

شما در عین حال باید مراقب باشید و اطمینان حاصل کنید که همه چیز به خوبی پیش می رود. آیا افراد مناسب را در پست های مناسبشان قرار داده اید؟ آیا تمامی زنجیره های موجود در حلقه تولیدتان به همان خوبی که باید، کار می کنند؟ در مجموع، آیا شرایط رضایت بخش است؟ اگر بتوانید تصویری دقیق و کامل از کل سازمانتان را از تمامی زوایا ببنید، بهتر قادر خواهید بود تا تصمیمات درست و مناسبی اتخاذ کنید که منجر به عملکرد عالی و رشد شود.

دن کینگ در همین رابطه راه حلی یافته که کمک  بزرگی به رهبران می کند؛ وی آن را کارنامه مهارت سازمانی نامیده است و در کتابش بنام حل مشکل با کارنامه فاکتورهای مهم را شناسایی کنید و رشد پایدار را ایجاد کنید، به این مقوله پرداخته است.

تاثیر عادت های مثبت بر روند تصمیم گیری در زندگی از نگاه دن رابی
بخوانید

وی می گوید: به نظرم، رهبران به یک لیبل و برچسب نیاز داشتند. اگر آنها واقعا معنا، مفهوم و اهمیت ایجاد رشد سریع در یک کسب و کار را با تمام وجود درک کنند، بهتر در می یابند که باید در کدام بخش ها سرمایه گذاری کنند. به این ترتیب، من به واژه مهارت سازمانی رسیدم.

وی این واژه را به “استعداد اهرم سازی داده ها به منظور اجرای یک راهکار استراتژیک در یک بازه زمانی فشرده” معنا کرد. او ادامه می دهد: با اینکه این عبارت اندکی طولانی است اما در صورتی که آن را به دو عبارت تبدیل کنیم، بسیار پر محتوا خواهد بود.

داشتن دیتا و اطلاعات به در دست داشتن حقایق خوب اشاره دارد؛ این مورد، ماهیت کارنامه است، که شما قادرید تجارتتان را ادامه دهید، اطلاعات گرداوری کنید، اطلاعاتی بسیار مفصل درباره ی قابلیت ها، و سپس، از آن اطلاعات به منظور شناسایی و رفع نقاط ضعف استفاده کنید.

استعداد را باید در میان مردمی جستجو کرد که کاری را به انجام می رسانند. همه ما می دانیم که در تجارت و کسب و کار، داشتن افراد مناسب و قرار دادن آنها در نقش های صحیح و نیز اطمینان یافتن از اینکه آنها بر روی راه کار های استراتژیک موجود متمرکز هستند، منجر به کسب موفقیت می شوند.

چرا با وجود انگیزه کافی برای انجام کار نتایج بدست آمده رضایت بخش نیست؟
بخوانید

این، یعنی اهرم سازی داده ها و استعداد؛ پس از آن نوبت به مرحله اجرا می رسد. المان ها و فاکتور های زیادی در اینکه یک تیم تجاری به چه نحوی در چرخه تجاری خود عمل می کند، دخیل هستند. پس از آن، نوبت به دستور ها و احکام استراتژیک می رسد که تعیین می کند چه چیزی باید در یک چرخه تجاری اجرا و پیاده سازی شود.

کینگ در بخش آخر تعریفش، به مزیت رقابتی واقعی اشاره می کند و این چیزی نیست به جز: بازه های زمانی فشرده.

او می گوید: در صورتی که تیم مدیریت و دیگر اعضای تیم تجاری بتوانند کاری و هدفی را در زمانی کوتاه تر اجرا کنند، همه برنده می شوند و از نقطه نظر مالی، این همان چیزی است که باعث می شود یک حرفه از برنامه از پیش تعیین شده و در نهایت، از اهداف خود پیشی بگیرد. با این تفاسیر، اگر بتوانید اهدافی که برای یک سال خود تعیین کرده اید را به عنوان مثال ظرف مدت 10 ماه به منصه ظهور برسانید، واقعا شاهکار کرده اید. شما، نه تنها توانسته اید در آن سال، بازدهی بیش از سقف تعیین شده را محقق کنید، بلکه رکوردی برای خودتان تعریف کرده اید که در سال آینده انگیزه شکستن آن را خواهید داشت و این دقیقا، معنای رشد پایدار است.

تعریف شادی چیست؟ چگونه احساس شادی را در خود تقویت کنیم؟
بخوانید

کارنامه ای که کینگ در کتابش به آن اشاره می کند، بر اساس تعریف وی از مهارت سازمانی شکل گرفته است؛ این تعریف، سه بعد از سازمان را نشان می دهد؛ این سه بعد عبارتند از: برنامه ریزی استراتژی، چارچوب اجرا و استعداد.

در حقیقت، کارنامه مهارت سازمانی به شما نشان خواهد داد که آیا سازمان شما، چابک، مقاوم، آسیب پذیر یا از برنامه و رقبا عقب است یا خیر و در عین حال، ملاک و معیاری در اختیار شما قرار خواهد داد تا بر اساس آن، پیشرفتتان را بهبود بخشید. این کارنامه، ابزار مفیدی برای رهبران است؛ رهبرانی که مایلند تمامی جوانب تجارت و کسب و کارشان را زیر ذره بین گرفته، نقاط ضعف را شناسایی کنند و در راستای رفع آنها و بهبود شرایط تلاش کنند.

حال، آیا فکر می کنید تمامی اطلاعات لازم برای اتخاذ تصمیمات درست را در اختیار دارید؟

 

 

مطالب مرتبط:

ثبت ديدگاه