فواید انعطاف پذیری ذهنی‌ در برخورد با عقاید و باورهای متفاوت

جان برای یک مهمانی بزرگ، دوست، همکار و همسایه‌اش را به منزلش دعوت کرد. هنگام ورود به ساختمان به همه مهمان‌ها یک عینک داده می‌شد که باید در هنگام حضورشان در آنجا آن را بزنند. ظاهراً تمام عینک‌ها شبیه به هم بود اما درواقع لنز عینک‌ها رنگ و اشکال هرچیزی را تغییر می‌دادند.  پس از گذاشتن عینک‌ها، مهمان‌ها وارد خانه‌ی جان شدند و تا یک اتاق بزرگی که مهمانی در آنجا برگزار می‌شد، بدرقه شدند.

  • یکی از مهمان‌ها گفت:” اینجا چقدر بزرگ است.”
  • یکی دیگر از آنها گفت: ” اینجا چقدر کوچک است.”
  • دیگری پرسید: ” چرا هر چیزی سبز رنگ است؟”
  • آن یکی جواب داد: ” نه سبز نیست، آبی است.”
  • دوباره یکی پرسید: ” چرا همه‌ی مهمانان آنقدر چاق هستند؟”
  • دیگری گفت: ” مگر کوری همه لاغرند.”
  • یکی گفت: ” چرا همه با من آنقدر فاصله دارند؟ هرچه سعی می‌کنم به آنها نزدیک شوم آنها از من دور می‌شوند.”

این گفتگو به همین صورت ادامه پیدا کرد و هرکدام مهمانان و آن مکان را به طرز متفاوتی توصیف می‌کرد. انگار که آنها در مکان‌های کاملاً مختلفی حضور دارند. حتی درمورد یک چیز هم توافق نظر نداشتند. بحث و جدل در گرفت و هرکس باورش این بود که حرف خودش درست است. به خاطر اختلاف نظر‌هایی که داشتند بحث منجر به داد و فریاد و حتی درگیرهای فیزیکی شد. در این لحظه که میزبان در نزدیکی آنها ایستاده بود و حرفهای آنها را می‌شنید و رفتارشان را تماشا می‌کرد، مداخله کرد و درگیری‌ها را خاتمه داد.

او گفت: ” لطفاً بس کنید و به من گوش بدهید. از شما می‌خواهم که عینک‌هایی را که به شما داده شده بود، از چشمتان بردارید.” مهمان‌ها عینک‌ها را برداشتند و مبهوت ماندند. حالا همه چیز طبیعی به نظر می‌رسید. همه چیز همان اندازه و رنگ طبیعی خودش بود.

با این 3 روش با تنبلی بجنگید و کنترل زندگی تان را در دست بگیرید(1)
بخوانید

میزبان گفت: ” من به شما عینک‌های ویژه‌ای دادم که واقعیت را تغییر می‌دهد. بعضی از عینک‌ها رنگ اشیاء را تغییر می‌دهند و بعضی از آنها اندازه و فاصله‌شان با شما را به گونه‌ای دیگر می‌کنند. همه‌ی شما یک چیز را اما به شکل‌های مختلف می‌دیدید.

آنگاه یکی از مهمان‌ها پرسید: ” چرا شما چنین کاری کردید؟

میزبان گفت: ” من می‌خواستم به شما نشان دهم که مردم چگونه از عقاید و باورهای خود دفاع می‌کنند  بدون اینکه بررسی کنند که آیا نظر و باورشان درست است یا خیر. همچنین من می‌خواهم به شما نشان دهم که شکل‌گیری ذهن و تفکر مردم چقدر آسان است.”

عقیده و باور یک امر شخصی و درونی است

مردم به طرز متفاوتی فکر می‌کنند و به چیزهای مختلفی باور دارند. از این داستان چه درسی می‌گیرید؟ تحمیل کردن عقاید و باورهای خاص در زندگی روزمره بدون عینک فیزیکی رخ می‌دهد. هر فردی یک عینک استعاری می‌زند و زندگی را به شیوه‌ای خاص می‌بیند. تفکر افراد با هم متفاوت است و آنها به چیزهای مختلفی باور دارند و در نتیجه باهم اختلاف نظر دارند، بحث و دعوا می‌کنند.

افراد مختلف نظر متفاوتی دارند. اگر مردم بتوانند بیطرفانه و بدون هیچ تعصب و پیش ‌فرضی به امور نگاه کنند، اختلافات و سوءتفاهم‌های کمتری هم باهم خواهند داشت. از همان سنین اولیه عمر عوامل مختلفی چون والدین، معلم‌ها، رسانه‌ها و شرایط در شکل‌گیری عقاید و باورها دخالت دارند. اینها مردم را به گروه‌هایی دسته‌بندی می‌کنند که اغلب هم‌عقیده نیستند. مردم از نظر جسمی از یک ماده‌ی اصلی تشکیل شده‌اند و همگی اندیشه‌ها و احساساتی دارند. اما ذهنشان به طور متفاوتی طرح‌ریزی شده است و این تفاوت بین آنهاست.

اغلب افرادی با ذهنیتی مشابه به سوی یکدیگر متمایل می‌شوند و گروه‌ها، احزاب سیاسی یا طرفدار خواننده‌ای خاص، هنرپیشه‌ یا تیم‌های ورزشی می‌شوند. گاهی این خوب است چراکه به عنوان یک گروه آنها می‌توانند زندگی‌شان را رشد دهند و پیشرفت کنند. اما اغلب بین چنین گروه‌هایی اختلاف نظر وجود دارد و با یکدیگر بحث و جدل می‌کنند. هرگروهی بر این باور است که عقیده و حرف خودش درست است.

برنامه‌ریزی ذهنی خود را از بین ببرید و رها شوید

اگر شما عینک را از چشمانتان بردارید و واقعیت را همانگونه که هست ببینید، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر بتوانید ذهن برنامه‌ریزی شده‌تان را کنترل کنید چه پیش می‌آید؟ آیا این امکانپذیر است؟ بله! ممکن است. این کار به مقداری تلاش و کوشش و زمان نیاز دارد اما مزایای بزرگی در بردارد.  شما رها می‌شوید، شما به آرامش درونی می‌رسید، عقل سلیمتان رشد می‌کند و نسبت به زندگی دیدگاه وسیع‌تری پیدا می‌کنید. شما خود و سایر افراد را بهتر درک می‌کنید و سوءتفاهم‌ها، تعصب و افکار محدود را رفع می‌کنید. یادگیری تمرکز، آرامش ذهن و ذهن‌آگاهی  و بهتر کردن اراده و انضباط شخصی چند مهارتی هستند که می‌توانید در این مسیر به کار گیرید.

با کمک این 11 روش رویایتان را به واقعیت تبدیل کنید(5)
بخوانید

 

 

آیا تا به حال داستان فیلی در تاریکی حضرت مولانا را شنیده اید؟ داستان از این قرار است که فیلی در اتاق تاریکی قرار دارد و هیچ یک از مردمان شهر  که تا به حال با این موجود برخورد نکرده و آن را ندیده اند، با استفاده از حس لامسه خود سعی در توصیف آن دارند. نتیجه از این قرار می شود که هر کدام دریافت خود را از شکل ظاهری فیل اظهار می کنند. کسی که دستش به خرطوم حیوان رسیده بود گفت فیل همچون ناودان است، دیگری که گوش فیل را لمس کرده بود حیوان را مثل بادبزن توصیف می کرد، نفر سوم که  دست بر پای فیل زده بود، آن را به ستون مانند کرد و نفر دیگر نیز گفت فیل همچون تخت است چرا که تنها پشت فیل را لمس کرده بود. این موضوع باعث اختلافات و بحث و جدل هایی شد زیرا هر کدام از افراد با توجه به دریافت خود فیل را توصیف می کرد اما هیچ کدام به این نکته توجه نمی کرد که نظر هیچ کدام نادرست نیست!!! و نظر یک نفر نیز کاملا قطعی و درست نیست عقاید و باورهای ما نیز همینگونه است هر کدام از ما با توجه به دریافتی که از محیط پیرامون خود داریم و محیطی که در آن به دنیا می آییم و رشد می کنیم عقاید و باورهای متفاوتی خواهیم داشت که گمان می کنیم قطع به یقین درست هستند و با سایر افرادی که عقاید و برداشت متفاوتی از جهان پیرامون خود دارند بحث و جدل می کنیم که اغلب نتیجه ای نیز در بر نخواهد داشت. پس به این نتیجه می رسیم که باید در برابر عقاید مختلف انعطاف پذیر باشیم و از بحث و جدل بیهوده بپرهیزیم اما متاسفانه اکثر ما راهکارهای داشتن ذهنی منعطف را نمی دانیم. در واقع برای قدم برداشتن در راه موفقیت به فاکتور های ذهنی بسیار زیادی نیاز داریم که داشتن انعطاف پذیری ذهنی نیز یکی از آنهاست. اما مشکل اینجاست که نمی دانیم از کجا باید شروع کنیم و آنها را فرا بگیریم. ما به شما کمک می کنیم زیرا مهمترین عامل رسیدن به موفقیت آماده سازی ذهن برای باور به آن است. در سمینار استاد احمد محمدی  می توانید به طور جامع تری با تکنیکهای موفقیت آشنا شوید. برای ثبت نام در سمینار بزرگ موفقیت بر روی لینک زیر کلید کنید:

 سمینار بزرگ موفقیت – استاد احمد محمدی

ثبت ديدگاه