چگونه ذهن ما در نرسیدن به اهدافمان نقش دارد؟

رندی تیلور متخصص در زمینه رشد شخصیتی و رهبری است. او از طریق تجربیات شخصی خود، یک فلسفه‌ی رهبری پویا و جدید ایجاد کرده و کتابی با نام «زندگی قبل از نتوانستن»  تالیف نموده است.

آیا شما در درون خود احساس می‌کنید که توانایی‌های خیلی بیشتری دارید؟  بهتر است بدانید تنها شما نیستید که این ذهنیت را دارید.

بسیاری از ما یک حس درونی داریم که قابلیت‌ها و توانایی‌هایمان، خیلی بیشتر از چیزی است که در وضعیت فعلی‌مان نشان می دهیم ؛ اما دقیقا نمی‌دانیم چه چیزی در راه دستیابی به اهداف، جلودارمان است.  من در زمینه‌ی ارتقای شخصیتی و شغلی و در درجه‌ی اول در صنعت خدمات مالی فعالیت می‌کنم و هر روز با مشتریانی کار می‌کنم که به دنبال ایجاد یک روند تغییر و رسیدن به موفقیت هستند. حقیقت این است بزرگ‌ترین چالشی که هر یک از ما در طول زندگی با آن مواجه هستیم، تأثیر اطلاعاتی که کسب می کنیم بر روی زندگی خودمان است . تجربیات ما در طول دهه‌های مختلف زندگی، عامل ایجاد صدای شک و تردید در ذهنمان است.

این را بدانید، که من و شما و همه با سیستم باور داشتن متولد شده‌ایم.این تجربیات زندگی است که اعتقاد را به تردید تبدیل می‌کند  که به نوبه‌ی خود، باعث ایجاد بزرگترین چالش زندگی می‌شود. دیدگاهی در مورد چگونگی رخ دادن این اتفاق، در تحقیقات دانشگاه آیووا ثابت شده است، که نشان می‌دهد به طور میانگین، یک بچه‌ی 2 ساله، روزانه 438 مفهوم منفی و فقط 36 مفهوم مثبت دریافت می کند. این تقریبا معادل 160.000 حرف منفی در سال است. تأثیر تجمعی این قضیه در طول زمان، تبدیل باور به شک و تردید است. « شما نمی‌توانید این کار یا آن کار را انجام دهید. این خیلی سخت است. احتمال انجام شدنش نیست.  شما پول لازم برای  “این” را ندارید! »

سوالی که من عموما از مخاطبانم می‌پرسم، نتیجه هدف را در یک زاویه‌ی دید واضح تر قرار می‌دهد؛ سوال این است: «اگر هدفی را تعیین کنید و آنچه را که برای رسیدن به آن لازم است، انجام دهید و شروع به سرمایه گذاری برای آن فعالیت کنید و از تلاش برای آن دست نکشید؛ آیا آن هدف قابل دست یابی است؟ » هر بار، پاسخ یک “بله”ی یک‌صدا و محکم و پرطنین است. پس همین سوال را از خودتان بپرسید. آیا به صحتش اعتقاد دارید؟ اگر پاسخ‌تان مثبت است، به این معنی است که تصدیق می‌کنید هر هدف، اگر از آن دست نکشیم قابل دستیابی است

چگونه در مذاکرات مهم تجاری برنده باشیم؟
بخوانید

باور و چیزی که به آن اعتقاد داریم، درونمان را هم تغییر می‌دهد. هنگامی که ما “شک”را وارد یک فرآیند یا فعالیت می‌کنیم، اغلب نتایجی منفی به دنبال دارد. از آنجایی که این چیزی نیست که از آغاز کار همراه ما بوده باشد، اینکه هر شک و تردیدی را به یک باور تبدیل کنیم کاملا امکان پذیر است. در آخر وقتی که به یک هدف دست می یابیم ، می‌توانیم از آن صرف نظر کنیم. در آغاز ما هدفی را تعریف می‌کنیم و آنچه را که برای رسیدن به آن  لازم است ، پیدا می کنیم و شروع به سرمایه گذاری در آن فعالیت می کنیم ، اما ناگهان از آن فعالیت دست می‌کشیم. این درک روشنی از توانایی ترک توقف را به وجود می‌آورد که شرایط محقق کردن تمام هدف‌ها را فراهم می‌کند. سوالی که مطرح می‌شود این است: “چه چیزی ما را بازمی‌دارد”؟

این اصلی است که در زمینه‌ی پیشرفت شخصی و کاری، بیش از همه  من را جذب می‌کند. همان‌طور که ما برای دستیابی به یک هدف، شروع به سرمایه‌گذاری در آن فعالیت می‌کنیم (رشد کسب و کار ، بهبود سلامت، بهبود روابط) با چالش‌های غیر منتظره روبرو می‌شویم. به هر حال، مسیری که باید بین دو نقطه بپیماییم، هیچ‌وقت یک خط مستقیم نیست و همیشه موانعی بر سر راه خواهد بود. این مانع می‌تواند به شکل از دست دادن یک مشتری یا بحرانی شدن شرایط اقتصادی ، یا خودرویی که در میانه‌ی راه خراب می‌شود، یا تمام رخدادهای غیرمنتظره ای که در طول زندگی آن‌ها را تجربه می‌کنیم باشد. وقتی که ما با هر یک از این چالش‌ها مواجه می‌شویم، صدایی در سر ما ، شک و تردیدی در مورد روند ادامه فعالیت و پتانسیل‌مان در دستیابی به موفقیت را ایجاد می کند . «من نمی‌دانستم که وضع اقتصاد ممکن بود این طور بشود. من نمی‌دانستم که مشتری از دست می‌رود. من نمی‌دانستم که تعمیر ماشین، من را از کارم عقب می‌اندازد. تصور من این بود که پیش‌تر و جلوتر می ‌روم . »

آیا می دانید در هم ریختگی و بی نظمی تا چه حد بر بازدهی تان تاثیر منفی می گذارد؟
بخوانید

The Illusion of Challenge Randy Taylor
با گذشت زمان، آنقدر حجم شک و تردید بزرگ می‌شود که این تفکر در ذهنمان ایجاد می شود و ریشه می‌دواند که تلاش فایده‌ای ندارد، این راه جواب نمی‌دهد، و سپس آن کار را رها می‌کنیم. ما انجام فعالیتی که منجر به رسیدن به هدف‌مان می شود را متوقف می‌کنیم و این اتفاقی است که برای افرادی که به هدفشان  نمی رسند می افتد. 
پس بیایید عواملی که ما را باز می دارند بررسی کنیم. آیا عدم توانایی ما در غلبه بر گذشته، ناشی از یک مانع واقعی بود؟ جواب منفی است. چون اقتصاد دوباره پا می‌گیرد، مشتری دوباره به سراغ ما می‌آید، ماشین تعمیر می‌شود و با این حال، تجربه‌ی این چالش، باعث ایجاد شک و تردید و در نهایت، منجر به کنار گذاشتن آن فعالیت می شود . به روشنی درباره ی این فکر کنید. در واقع، این همان چیزی است که جلودار پیشرفت ماست.

این مانع فقط یک فکر بود، همین! فکر این که آن فعالیت یا راهکار نتیجه‌ای نخواهد داشت یا فکر اینکه حرکت مثبتی نداشته‌ایم ،بنابراین، باید آن را رها کنیم. بیایید خود “تفکر” را بررسی کنیم. “تفکر”، فضای ذخیره‌سازی بخشی از اطلاعات بر اساس تجربیات گذشته است، تجربیاتی که دیگر وجود ندارند. این چیزی است که ما را متوقف می‌کند! اگر دو هفته پیش برای جلسه ای با یک مشتری تماس گرفتید و مشتری در کمال بی نزاکتی پاسخ می داد: «شما که در موسسات مالی هستید بهتر است به دنبال یک شغل واقعی بگردید» و گوشی را می‌گذاشت، این تجربه در ذهن ، ناخودآگاه ذخیره می‌شد و پس از دو هفته که می‌خواهید با مشتری دیگری تماس بگیرید، آن خاطره‌ی ناخوشایند، مانند یک تِرَک صوتی در ذهنتان پخش می‌شود و تماس بعدی را تحت تاثیر قرار می‌دهد یا احتمالا شما را مجبور می‌کند تلفن را قطع کنید یا اصلا آن تماس را برقرار نکنید.

حس بویایی و رایحه در بازاریابی چه نقشی ایفا می کنند؟
بخوانید

سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است: «آیا شما با همان فرد تماس می‌گیرید؟ » پاسخ این است که با وجود اینکه ما با یک شخص دیگر تماس می‌گیریم، اما اطلاعات ذخیره شده از آن تجربه‌ی ناموفق گذشته، موفقیت بالقوه‌ی این تماس را از بین می‌برد. ما می‌توانیم بر یک تفکر غلبه کنیم؛ تفکری که ساخته و پرداخته‌ی ذهن خودمان در مواجهه با اتفاقی است که در گذشته رخ داده و دیگر وجود ندارد. حقیقت مطلق این است که ما همگی قادر به داشتن بیش از آن چیزی هستیم که در ذهنمان به آن باور داریم. اگر یک هدف را تعیین کرده‌اید، آنچه را که برای رسیدن به آن ضروری است پیدا کنید، شروع به تحقیق  در مورد آن فعالیت کنید و هرگز در راه رسیدن به آن توقف نکنید. بنابراین این فلسفه را در ذهن‌تان جای بدهید و متعهد شوید که هرگز توقف را جایز نمی دانید، و همیشه به یاد داشته باشید آنچه که بین شما و اهداف و آرزوها و چیزهایی که لیاقتشان را دارید فاصله می‌اندازد، همگی در ذهن خودتان است.

ثبت ديدگاه