چگونه در محیط کار شاد باشیم

آنی مک کی، مشاوری است که به رهبران شرکت های چند ملیتی و دولت ها در سرتاسر دنیا نحوه شاد ماندن در محیط کار را می آموزد. به همین دلیل وقتی شنیدم وی در گذشته ای نه چندان دور، در یک رستوران کار می کرده است، بسیار شوکه شدم. این کارها، کارهایی نیستند که مردم دوست داشته باشند.

مک کی، این تجارب را در کتاب جدیدش بنام “چطور در محیط کار خوشحال باشیم” بیان می کند. وی درباره تجربه ی خود می گوید: 3 فاکتور مرا امیدوار و رو به جلو نگاه می داشت و در عین نااطمینانی و عدم قطعیت نهفته در ماهیت این قبیل کارها در کنار حقوق بسیار پایینش، من را خوشحال و راضی نگه داشت. این سه فاکتور عبارت بودند از هدف یا معنا، امید و دوستی. وی می گوید این سه فاکتور با هم ارتباط تنگاتنگی دارند.

عدم احساس خوب درباره خود

یادم می آید در دوره ای برای خانمی بنام مری کار می کردم. کار من، تمیز کردن خانه و انجام کارهای روتین منزل بود. و خب؛ این کار برای من هم مثل سایر افرادی که در این زمینه کار کرده اند، سخت و درآمدش هم اندک بود.

چنین شرایطی باعث می شود شما احساس خوبی درباره خودتان نداشته باشید. این حس، وقتی فکر کنید می توانستید خیلی بهتر از این ها عمل کنید، بدتر هم می شود. اما من در آن شرایط، به آن شغل احتیاج داشتم و نمی دانستم چه باید بکنم. مک کی می گوید: تصمیم گرفتم مری که حسابدار موفقی است را زیر نظر بگیرم.

نگاه کردن و یاد گرفتن

من شروع کردم به زیر نظر گرفتن مری؛ اینکه چطور زندگی می کند، و با خودم فکر کردم که اوه، من واقعا کار و عملکردش را تحسین می کنم. به همین منظور سعی کردم نحوه کنار آمدن با شرایط و مسائل را از وی بیاموزم. در ظرف چند ماه، آنی که کارگر منزل بود توانست با مری که کارفرمایش بود، دوست شود. به نظرم، مری در من چیزی دید که مرا متفاوت و متمایز از کارگران قبلی می ساخت؛ دلیل آن هم سوالاتی بود که من از وی می پرسیدم. در طی زمان، من توانستم رابطه ای استاد-شاگردی با وی ایجاد کنم. او واقعا به من کمک کرد و من توانستم به پتانسیل خود پی ببرم و دریابم که می توانم بهتر و بیشتر از این ها نتیجه بگیرم.

من هنوز در خانه مری کارگری می کردم اما توانستم با راهنمایی های او، معنای بیشتری در کارم پیدا کنم. من توانستم کارم را به برقراری ارتباط و گفتگو با مری معنا کنم. ارتباطم با مری تبدیل به بخش جدایی ناپذیر از کارم شد و دیگر کارم برایم سخت و دشوار نبود؛ به همین سادگی.

ارزش هدف، امید و دوستی

هدف، امید و دوستی، تمایز ایجاد می کنند؛ تنها چیزی که نیاز دارید همین است. امروزه، مک کی معتقد است که این سه فاکتور می توانند منجر به خلق شادی و رضایت از حرفه شوند؛ وی تحقیقات آکادمیک زیادی هم در این باره انجام داده است.  مک کی در کتابش به یافتن یا حتی خلق این 3 فاکتور در محیط کار تاکید می کند.

وی می گود وقتی که مساله هدف یا معنا مطرح می شود، ما باید دنبال فرصت برای ایجاد تمایز و تفاوت باشیم. به عنوان مثال، در هر سازمانی، ما می توانیم راهی برای درست کردن و تعمیر سیستم ها و فرآیند هایی که خوب کار نمی کنند بیابیم؛  پس همه ما می توانیم راه هایی برای خلق و نوآوری در محیط کاریمان هم بیابیم. تنها کاری که باید انجام دهیم اینست که نگاهی دقیق به اطرافمان بیندازیم و فرصت های ممکن را ببینیم.

می خواهیم به کجا برسیم

دومین فاکتور، امید است. ما در محیط کاری مان باید احساس کنیم در مسیر درست و دلخواهمان قرار داریم و به بیراهه نمی رویم؛ بله، ما به برنامه و نقشه هم نیاز داریم. باید اهدافمان را تعیین کنیم و برنامه های عملیاتی برای دستیابی به آنها طراحی کنیم و به جلو برویم.

فاکتور آخر هم دوستی است؛ جز لاینفک خوشحالی که اغلب کمتر از دو فاکتور دیگر به آن بها داده می شود اما به همان اندازه مهم است. مک کی می گوید: ما باید احساس تعلق داشته باشیم.  ما باید احساس کنیم با سایر اعضای مجموعه مان، همگی، اعضای یک قبیله ایم و یک دیگر را درک کنیم.

“قبل از اینکه به شما اعتماد کنند، به دیگران اعتماد کنید و قبل از اینکه دریافت کنید، بدهید”. این عبارات می توانند روابط سازنده و محکمی خلق کنند که علاوه بر القای معنا و خوشحالی به کارمان، به ما کمک خواهند کرد در اوقات سخت و دشواری که با آنها روبرو خواهیم بود، بهتر عمل کنیم و نتایج مثبتی به بار آوریم.

منبع: وبسایت Mindtools

مطالب مرتبط:

 

ثبت ديدگاه

پنج × 4 =

همایش اختصاصی

زمان و تاریخ همایش

معارفه های دوره آموزشی

تاریخ و زمان دوره های معارفه