چکیده کتاب شکست مدیریت ریسک نوشته داگلاس دابلیو (1)

داگلاس دبلیو. هوبار که مشاور مدیریت ریسک می باشد، کتاب چگونه هر چیزی را بسنجیم: ارزش ناملموس ها را در تجارت بیابیم، را به رشته ی تحریر در آورده است.

شما در این چکیده می آموزید که:

1. شرکت ها چگونه مدیریت ریسک را در پیش می گیرند

2. چرا بسیاری از شیوه های مدیریت ریسک نواقصی دارند

3. چگونه می توانید مدیریت ریسک را در سازمان خود بهبود بخشید

نقاط مثبت و منفی

همانطور که اقتصاد های سرمایه داری در حال دست و پنجه نرم کردن با بحران های دیگر می باشند، ممکن است باور کنید که مدیریت ریسک به نوعی یک هنر تاریک می باشد. داگلاس دبلیو. هوبارد که مشاور ریسک می باشد، معتقد است که فروپاشی اقتصادی سال 2008 کل صنعت وی را با مشکل مواجه کرد. اما وی به طور متقاعد کننده ای می گوید که مشکل این نیست که ابزارهای مدیریت ریسک وجود ندارند یا کار نمی کنند؛ بلکه مشکل اینجاست که مردم اغلب خیلی به ندرت از ابزارهای موثر استفاده می کنند.

هوبارد با ترکیب نمونه های زیادی از دنیای واقعی و یک سبک نگارش روشن، یک راهنمای قابل فهم درباره ی مدیریت ریسک برای کاربران آماده می کند. شایان ذکر است که وی به فرمولاسیون خود غره نمی شود و آن را به عنوان یکی از چند رویکرد مونته کارلو معرفی می کند. او یک استراتژی را معرفی می کند که دنبال کردن آن آسان است. با در پیش گرفتن یک قالب ذهنی تردید گرای شروع کنید، برای برخی از نرم افزارها هزینه و سرمایه گذاری کنید، سپس زمان و انرژی را صرف محاسبه و سنجش احتمالاتی کنید که اتفاق بدی ممکن بود روی دهد. آکادمی بازار این کتابچه ی راهنما را به مدیران اجرایی و سرمایه گذارانی که در جستجوی بینش هایی در ارتباط با مدیریت ریسک می باشند، توصیه می کند.

گاهی اوقات، این یک علم است؛ اما در اغلب اوقات این، شعبده بازی و تردستی است

کیفیت بیشتر مطالب مطرح شده در مدیریت ریسک مدرن، به دلیل تحریف های صورت گرفته در آن، از طالع بینی یا پیشگویی دقیق تر نیست. مدیران ریسک برای محافظت از سازمان هایشان در مقابل اتفاقات بد اغلب به شدت بر عقل سلیم یا مدل هایی که نواقص بسیاری دارند اتکا می کنند. در نتیجه، مدیران اغلب ریسک را در فاصله ی فروپاشی مالی 2008 تا یک پروژه ی آی تی که کار نمی کند یا معرفی یک محصول که بازار خود را از دست می دهد، نادیده گرفته یا دست کم می گیرند. به عبارت ساده، ریسک به معنای وقوع اتفاقی بد می باشد. مدیریت، هنر و علم استفاده از آنچه که در دست دارید به منظور دستیابی به آنچه که نیاز دارید می باشد. این دو دیدگاه را در پیش بگیرید تا به معنای مدیریت ریسک پی ببرید:

مهارت نه گفتن، کجا و چگونه نه بگوئیم
بخوانید

در استفاده از فرصت ها باهوش باشید.

با این وجود تعداد زیادی از مدیران باهوش در ارتباط با مدیریت ریسک ناآگاه می باشند؛ بدون احساس نیاز به آمار و نبود روحیه ی کنجکاو یک دانشمند، آنها اغلب تمایل بیش از حدی به پذیرش شیوه های اشتباه سازمان های خود یا پیشنهادات من درآوردی یک مشاور دارند. شکست وسیع مدیریت ریسک 3 دلیل عمده دارد: اول اینکه هیچ کسی به سنجش این امر نمی پردازد که آیا تاکتیک های مدیریت ریسک کار می کنند یا خیر؛ شما فکر می کنید دلیل این که اتفاق بدی روی نمی دهد، مدیریت ریسک حساب شده می باشد. ثانیا، روش های ضعیف یا متعصبانه ی زیادی در مدیریت ریسک وارد شده اند. و دلیل سوم اینست که اکثر شیوه های مدیریت ریسک، راه هایی که به لحاظ عملی اثبات شده اند و به لحاظ ریاضی نیز معتبر هستند را در سنجش ریسک از قلم می اندازند. بحران مالی 2008 تنها نمونه ای از نادیده گرفتن ریسک های بزرگ توسط بازیگران به اصطلاح حرفه ای می باشد.

the failure of risk management

مدیران ریسک از ابزارهای متنوعی از ساده ترین تا پیچیده ترین آنها استفاده می کنند:

  • احساس درونی: این روش غیرعلمی که بر پایه ی شم استوار است قدیمی ترین رویکرد در مدیریت ریسک می باشد. این روش از هیچ نوع سنجش، احتمال یا دیگر رویکرد های ریاضی استفاده نمی کند.
  • حسابرسی کارشناس: افراد خبره ی بیرونی معمولا این برآورد ها را با استفاده از چک لیست ها و امتیاز دهی اجرا می کنند.
    شیوه های طبقه بندی ساده: این رتبه بندی ها با استفاده از سیستم های متفاوتی مانند سبز-زرد-قرمز، زیاد-متوسط-کم، متریک ها و نقشه های حرارتی رنگی به رتبه بندی ریسک می پردازند.
  • امتیازهای وزن دهی شده: این شیوه متغیرهایی را که با ارزش های خاصی تطبیق داده شده اند، به امتیاز دهی وارد می کنند.
  • تحلیل مالی سنتی: یک تحلیل گر با اعمال نرخ تخفیف، سود بالقوه ای را برای ریسک در نظر می گیرد. دیگر ابزارها شامل بهترین و بدترین سناریوهای موردی می شوند.
  • حساب اولویت ها: ابزارهای تحلیل تصمیم دقت مضاعفی را به مدیریت ریسک وارد می کنند اما آنها به طور ثابتی به قضاوت انسانی وابسته می باشند.
  • مدل های احتمالاتی: بیمه کنندگان، شرکت های مالی و مهندسان احتمالات را تحلیل می کنند تا ریسک را اندازه گیری کنند. این سیستم ها با اینکه اصلا کامل نیستند اما دائما در حال توسعه و بهبود هستند.
7 عنصر لازم و اساسی برای دستیابی به موفقیت
بخوانید

پاسخ به ریسک

مدیران همگام با راه های سنجش ریسک، راه هایی برای تخفیف ریسک نیز دارند که موارد زیر را در بر می گیرند:

  • دوری جستن: ریسک نکردن محتاطانه است اما همیشه امکان پذیر نمی باشد و دوری جستن می تواند ریسک های خاص خود را به همراه داشته باشد. یک شرکت دارویی که R&D را ممنوع می کند، ریسک شکست آزمایشات دارویی را تخفیف می دهد اما ریسک از دست دادن جریان های درآمدی آتی را نیز افزایش می دهد.
  • کاهش: یک مدیر می تواند احتمال وقوع اتفاقات بد را با مثلا سرمایه گذاری در برنامه های امنیتی کاهش دهد. آموزش، سیستم های امنیتی، و برنامه ریزی های اضطراری همگی تاکتیک های عملیاتی برای کاهش ریسک می باشند.
  • انتقال: شما می توانید با خرید بیمه یا با افزودن زبان به قرارداد های خود که ریسک را به طرف های مقابل یا مشتریان تغییر می دهد، ریسک را به فردی دیگر بسپارید.
  • پذیرش: ریسک را بپذیرید و طبق معمول به تجارت بپردازید.

مدیران ریسک تمایل دارند تا در قالب 4 الگوی اصلی ظاهر شوند که چهار اسب سوار (عنصر اصلی) این شیوه می باشند:

1. آمارگران

 شیوه ی علم آمار در قرن 19 هم به عنوان شیوه ای برای مدیریت ریسک برای شرکت های بیمه شکل گرفت. استاندارد های حرفه ای آمارگران امروزی را مجبور می کند تا محاسبات دقیق ریاضی انجام دهند و یافته هایشان را به صورت صادقانه گزارش دهند. با این حال، آمارگران در بیمه محدود می باشند، درسی که AIG غول بیمه آن را در طی فروپاشی مالی 2008 آموخت. AIG سقوط کرد؛ اما نه به خاطر سیاست های بیمه ای صادر شده که به دلیل معاوضه ی پیش فرض اعتبار (CDSs) که در آن شرکت کرد. عقل سلیم می گوید که CDSs بیمه می باشند اما به صورت فنی و قانونی، این گونه نیست؛ بنابراین، آنها خارج از میدان دید آمارگران AIG می باشند.

راز مهمی که فقط رهبران موفق و بزرگ تاریخ می دانند
بخوانید

2. پرچم داران

 این گروه از مهندسان و دانشمندان عملیات دشمن را مدل سازی کردند و سلاح های جدیدی را در طی جنگ جهانی دوم ساختند. پرچم داران جنگ، که این نامگذاری به دلیل تمرکز آنها بر تحلیل کمی می باشد، با چنین مشکلاتی مانند مبارزه با زیردریایی های آلمانی یا تخمین خروجی تولیدی آلمان کار خود را آغاز کردند. همگام با پیشرفت جنگ، فیزیکدانانی که بر روی پروژه ی منهتن کار می کردند با چالش مدل سازی واکنش های شکافت مواجه شدند. آنها به شبیه سازی های مونته کارلو رسیدند که برای عدم قطعیت واکنش های هسته ای با استفاده از احتمالات به منظور حدس مسیر نوترون ها طراحی شده بود.

یکی از فیزیکدانان بنام جان وان نیومن در توسعه ی مدل های مونته کارلو و نظریه ی بازی نقش موثری ایفا کرد که بر این اصل استوار بودند که بسیاری از تصمیمات در تجارت همانند رقابت هایی میان یک بازیکن تنها و طبیعت، یک حریف غیرقابل پیش بینی که می تواند به طریق غیرعقلانی رفتار کند، می باشند. بعد ها نظریه بازی به تحلیل تصمیم تبدیل شد. دو طرح مشترک تمامی این شیوه ها را به هم مرتبط می سازد: دقت ریاضی و کنجکاوی رقبای آنها درقبال رویکرد های شکل پذیر که اغلب در تحلیل ریسک رد می شوند.

3. اقتصاد دانان

تنها بعد از ظهور پرچم داران جنگ بود که اقتصاددانان استفاده از ریاضی را در مساله ی ریسک شروع کردند. برخی مطالعه ی عدم قطعیت را با احتمالات آغاز کردند. نظریه ی پورتفولیوی مدرن، نظریه ی گزینه ها، و اقتصاد رفتاری همگی سعی در اعمال مشاهدات تجربی در فرضیات عقلانیت بشری داشتند. با اینکه اقتصاددانان قدم های بزرگی را به سمت درک عمیق تر ریسک برداشته اند، مدل های آنها هنوز هم احتمال مصیبت های مالی را دست کم می گیرند.

4. مشاوران مدیریتی

کم ارج ترین مورد از میان این چهار اسب سوار، یعنی مشاوران مدیریتی از احساسات استفاده می کنند تا راه حل هایی که خیلی خوب کار نمی کنند را به فروش برسانند. مشاوران همیشه بسیار مشتاقند تا از برگ FUD یعنی استفاده از ترس، عدم قطعیت و شک استفاده کنند تا تقاضا برای آنچه که به فروش می رسانند را افزایش دهند. نظام های ساده ی مشاوران، در مقایسه با روش های مورد استفاده توسط آمارگران و اقتصاددانان اغلب چیزی بیشتر از راه حل های عامیانه می باشند.

ثبت ديدگاه