چکیده کتاب آنچه مدیران برتر جهان بگونه ای متفاوت انجام می دهند (2)

بینش مدیریتی غیر متعارف:

مدیران عالی جهت درک تفاوت های میان همه کارمندان، به بینش دست می یابند. آنها می دانند هر کسی ویژگی بی همتا، شیوه اندیشه ورزی و حالت های ارتباطی ویژه ای را داراست. هر کارمند باید به الهام دست یابد، آموزش ببیند، رهبری شود و حتی بگونه ای متفاوت سرزنش گردد. مدیران عالی -به جای آنکه بخواهند افراد را دوباره شکل دهند تا با مقتضیات کاری همسو گردند- افراد را تک تک بررسی می کنند تا دریابند آنها چگونه می توانند به تعالی برسند.

مدیران اندیشمند با همگان به یک شکل رفتار نمی کنند. آنها می دانند برخی کارمندان از پتانسیل نامحدود برخوردارند و برخی دیگر خیر. مدیران راهبردی با نقاط قوت کارمندانشان بازی می کنند و از آنها بهره می گیرند. مدیران عالی هرگز فرآیندهای فردی را نادیده نمی گیرند. از این دانش بهره می گیرند تا به بهترین نتیجه برسند.

بهترین مدیران همه قواعد بینش متعارف را در هم می شکنند تا به هرکس خاص همان فرد انگیزه بخشند. رویکرد معمول به افراد کمک می کند کاستی هایشان را بشناسند و بر آنها غلبه کنند. این همان شگردیست که بیشتر افراد دنبال می کنند. مدیران عالی درک می کنند که باید به توسعه نقاط قوت افراد کمک نمایند.

اینگونه افراد می توانند شمایی گسترده و کاملا تحقق یافته را به نمایش بگذارند. آنها را ترغیب کنید ترکیبی از استعدادها و الگوی بی همتای رفتاری را توسعه دهند. این رویکرد به نتایج بهتر می انجامد زیرا تعمیم حقیقت تفاوت میان آدمها را می پوشاند. شما در جایگاه یک مدیر فعال باید مهارت ها، توانایی ها، انگیزه ها، اندیشه ورزی ها، رابطه سازی ها و استعداد های کارمندان را بگونه ای ژرف درک کنید. به این تفاوتها در میان افرادتان چشم بدوزید.

معرفی KPMG بزرگترین شرکت‌ ارائه دهنده خدمات مالی و حسابرسی(2)
بخوانید

4 کلید

بهترین مدیران چهار مهارت یا استعداد اصلی را در کار با کارمندان شان بکار می گیرند. اینها همان مهارت ها و استعدادهایی نیستند که رهبران کاریزما آنها را دارایند. تفاوت عمده این است که رهبر یک طنین یا چشم انداز را برای کل سازمان تعیین می کند. مدیر باید یه تک سخنان کارمندان گوش دهد، آنها را راهنمایی کند و از آنها پشتیبانی نماید.

شما در جایگاه مدیر می بایست به بطن خصیصه های هر یک از کارمندان تان راه یابید و استعدادهایشان را در مسیر عملکرد سازمانی بکار گیرید. تیم های خودمدیریت یافته اغلب دچار اختلال می شوند زیرا در میان اعضا کسی نیست که بتواند این نقش اساسی را بازی کند. ادارات منابع انسانی باید مدیرانی را آموزش دهند که بتوانند این نقش را تحقق بخشند و مهارت های کارمندان را دریابند.

شما در جایگاه مدیر می خواهید در این چهار نقش به تعالی برسید و در این میان فرقی ندارد از چه سطح تخصص برخوردار هستید. شما باید بتوانید:

1. افراد درست را استخدام کنید

2. برای هر شخص، انتظارات ویژه ای را تعیین کنید

3. به هر یک از کارمندان انگیزه دهید

4. جایگاه شغلی کارمندان تان را همراستا با شرایط فرد و سازمان توسعه دهید

انتخاب فرد درست برای تصدی یک شغل

برای استخدام کارمندان، تجربه، هوشمندی و قاطعیت را باید در نظر بگیرید. ولی در نهایت استعداد را انتخاب کنید. یک الگوی متناوب اندیشه، احساسات یا رفتار را بیابید که بهره وری را برای شرکت به ارمغان می آورد. تلاش کنید کسی را بیابید که از نگرش مثبت، تعهدپذیریو  خودانگیزگی برخوردار باشد.

در استخدام بر استعداد تمرکز کنید زیرا استعداد در زمره خصیصه ای به شمار می رود که نمی توانید آن را به کسی آموزش دهید. مهارت ها و توانایی ها را می توانید بیاموزید. میتوانید تجربه ای از پیش موجود را محقق سازید. ولی استعداد اینگونه نیست. استعداد پرده ای می باشد که از آنجه به جهان چشم می دوزید.
مجموعه استعدادهای فرد بنظر سرشت و هویتش را بنا می نهد. شما در جایگاه یک مدیر عالی می آموزید که نمی توانید ماهیت افراد را تغییر دهید.

همواره برای سال جدید از قبل برنامه داشته باشید
بخوانید

تعیین انتظارات

مدیران سطوح پایین تر با تعریف گام های درست برای کارمندان انتظاراتی را تعیین می کنند. مدیران عالی با تعریف نتایج درست انتظارات را تعیین می نمایند. تاکید بر نتایج یاریمان می کند بتوانیم کنترل را حفظ کنیم و بر عملکرد افراد تمرکز نماییم. همزمان درمی یابیم همگان به یک شیوه کار نمی کنند. تفاوت های افراد را باید لحاظ کنیم و کاری کنیم هر کارمند چگونه می تواند به بهترین شکل نتیجه تعیین شده را تحقق بخشد. آنچه افراد هستند یاریشان می کند بهترین مسیرهایشان را بیایند و بر استعدادهای خاصشان تمرکز کنند.

با این رویکرد، درمی یابیم می بایست کاری کنیم هر کارمند به سطحی والا از عملکرد برسد. اینگونه بین افراد و شغل شان همسویی ایجاد می شود. همیشه آنها به خودآگاهی می رسند و کامیابی هایشان فزونی می گیرد.

پرورش کارمندان

برخی کارمندان هنگامیکه ارتقا نمی یابند بهترین عملکرد را نشان می دهند. هنگامیکه کارشان یکنواخت می گردد، بهترین کارها را به نمایش می گذارند. این شرایط شمای مدیر را به چالش می کشاند.

ناگزیرید راهی برای تناسب درست بیابید. در این بین، تفاوتهای فردی را باید زیر ذره بین بگذارید و اطمینان یابید که شرکت از استعداد های فرد به بهترین شکل بهره می گیرد. به عنوان مثال، یک کارمند با ارتقای شغل در جایگاه ناظر عملکرد مطلوبی را نشان می دهد و کارمند دیگر با ابقا در جایگاهش. بدبختانه، برخی از کارمندان در شرایط درآمدهای بیشتر بهتر کار می کنند. به افراد کمک کنید شخصیتشان را با شغلهایشان همسو کنند. در این صورت، هر کارمند نقاط قوتش را به حالت بهینه نمایان می کند و بهترین بهره وری را برای شرکت به ارمغان می آورد.

چکیده کتاب مدیر توانمند (The Empowered Manager) نوشته پیتر بلاک (1)
بخوانید

بدبختانه، برخی از کارمندان در شرایط درآمدهای بیشتر بهتر کار می کنند. به افراد کمک کنید شخصیت شان را با شغلهایشان همسو کنند. در این صورت، هر کارمند نقاط قوتش را به حالت بهینه نمایان می کند و بهترین بهره وری را برای شرکت به ارمغان می آورد.

نکات طلایی

  • مدیران عالی به کارمندان بااستعداد بیشتر بها می دهند تا به مزایا و جایگاه.
  • چهار سطح را برای پشتیبانی مدیریتی ایجاد کنید: کمپ پایه، کمپ 1، کمپ 2 و کمپ 3.
  • مدیریت کمپ پایه پشتیبانی فراهم می کند، انتظارات را شفاف می سازد و منابع را به کارمندان می دهد.
  • کمپ 1 به تشویق و رضایت شغلی می پردازد.
  • کمپ 2 بر چگونگی تناسب بین کارمند و سازمان تاکید می کند.
  • کمپ 3 پیشرفت و رشد فردی را در کانون توجه می گنجاند.
  • تنها اگر به اندازه کافی کمپ پایه را پوشش دهید، می توانید از آن پشتیبانی نمایید. در مورد سطوح دیگر نیز وضع به همین منوال است.
  • مدیران عالی می دانند کارمندان متفاوت از مهارت ها و استعدادهای متفاوت برخوردارند.
  • نمی توانید استعداد یا نگرش را آموزش دهید. پس، افراد بااستعداد را استخدام کنید و مهارت ها را در آنها آموزش دهید.
  • مدیران عالی با تعریف نتایج درست انتظارات را تعیین می کنند نه با تعریف گام های درست.

ثبت ديدگاه