همکاری و فداکاری در فیلم نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan 1998)

 

همکاری و تیم ورک و فداکاری در هیچ جا کار راحتی نیست. همکاری و فداکاری فقط در تیم های ورزشی نیست این موضوع در هر حرکت دسته جمعی در اولویت آن دسته از افراد هست. در جایی مانند جنگ که هر لحظه امکان از دست رفتن جان است همکاری و فداکاری سخت ترین حالت است.  شما تا کجا می توانید برای به هدف رسیدن تیم همکاری و فداکاری انجام دهید؟  آیا شما حاضرید برای به هدف یک فرد غریبه جان خود را بدهید؟

 

Saving Private Ryan (1998)

 

فیلم نجات سرباز رایان با 5 اسکار و برنده شدن در 74 جایزه و 74 نامزدی با درآمد بیش از 480 میلیون دلار در رتبه 29 امین فیلم برتر دنیا قرار دارد

 

saving private ryan

 

کاپیتان جان میلر (تام هنکس) مردان خود را تا پشت خطوط دشمن می برد تا جیمز رایانی را پیدا کنند که سه برادرش در جنگ کشته شده اند. در حالی که در هرج و مرج با واقعیت های وحشیانه جنگ،  برای رایان جستجو می کنند، هر مردی که با همکاری و فداکاری به این ماموریت می پیوندد، قدرت خود را برای پیروزی در جنگ با آینده ای نامعلوم با افتخار، شایستگی و شجاعت نشان می دهد.

 

راهکار های افزایش اعتماد به نفس برای داشتن مکالمات سازنده تر با دیگران
بخوانید

یک فیلم بی مانند در یک واقعه از جنگ که درس های بزرگی به ما می دهد. با کارگردانی توانمند همه ما خود را در این ماموریت جنگی حس کردیم و با تک تک لحظه ها هم شاد شدیم هم استرس گرفته ایم. این مهم ترین موضوع برای یک فیلم است که این فیلم با موفقیت انجام داد.

 

saving private ryan

 

فیلم از آغاز مانند یک بازیکن بوکس که در اول مسابقه یک مشت سنگین می خورد ما را با شوک به دنبال خود می کشد. در صحنه ای که سرباز در تاثیر موج جنگ است و دست قطع شده ی خود را از زمین بر میدارد و میرود یا در صحنه ای که بمب ها در کنار بازیگر به زمین می خورد و جنازه ها را به هوا پرتاب میکند یا در صحنه ای که آب دریا از شدت خون ریخته شده قرمز گون است می فهمیم که جنگ شوخی بردار نیست.

 

در چنین شرایطی هرکس به فکر جان خود است که زنده بماند نه همکاری و فداکاری و هدف تیم. پس فقط  یک مدیر و رهبر قوی می تواند شرایط را با ثبات ( نه حتی رو به پیشرفت ) نگه دارد. قطعا اگر چنین رهبری نبود همه سربازان مانند مورچه های در حال فرار که هر کس به این سو و آن سو می رود به راحتی کشته می شدند.

7جمله ای که فروشندگان هرگز نباید در برابر مشتری به کار ببرند
بخوانید

 

saving private ryan

 

جمع کردن دسته ای برای نجات جان یک فرد که اهمیت استراتژیک ندارد و مقام نظامی هم ندارد کار ساده ای نیست. اما کل این تیم برای به هدف رسیدن هدفی بی ارزش به راحتی همکاری و فداکاری انجام می دهد.

 

saving private ryan

 

در لحظه ای از ماموریت 2 نفر با هم مشکل شخصی دارند اما در ادامه با مشارکت در عمل و همکاری بین آن ها صمیمیت ایجاد می شود.

 

در لحظه ی مرگ سربازی که از رو به رو تیر خورده اما تیر از کمر او گذشته کل تیم اندوهگین می شوند. بازیگر آنقدر طبیعی بازی میکند که همه اشک از چشممان جاری می شود. مخصوصا در زمانی که در نزدیکی مرگ می گوید:” من مامانمو می خوام. من میخوام با مامانم حرف بزنم “.

 

saving private ryan

 

همکاری تیمی و فداکاری را در لحظه ای که می خواهند با تعداد اندک خود مقابل دشمنان بایستند مشاهده می کنیم که این همکاری و فداکاری ارزش بالایی دارد. می بینیم که توان دسته ای با افراد کمتر همراه با همکاری و فداکاری باشد  چندین برابر می شود.

 

در آخرین سکانس های فیلم در حالی که فرمانده تا آخرین توان خود جلوی پیشروی دشمن را گرفته است باز هم با توان اندک خود هر کاری می کند تا از پیشروی تانک جلوگیری کند و در لحظه قبل از مرگ به سرباز رایان جمله ای ماندگار می گوید :” سزاوارش باش “.

فداکاری و امید در فیلم من یک قهرمان هستم I Am Legend (2007)
بخوانید

 

saving private ryan

 

در تاریخ 6 ژوئن 1944، با اعزام نیروهای متفقین به نرماندی، گروه دوم گردان رنجر تحت فرماندهی سپاه باز شد. میلر برای از بین بردن خط دفاعی ساحلی دشمن حمله می کند. در طول جنگ، دو برادر کشته شدند. پیش از این برادر سوم در گینه نو کشته شده است. مادر آنها، خانم رایان، هر سه تلگراف مرگ آن ها را در همان روز دریافت می کند. جیمز مارشال، رئیس ستاد ارتش ایالات متحده، در پی فرصتی برای از بین بردن برخی از غم و اندوه، از برادر چهارم جیمز رایان یاد می کند، و تصمیم می گیرد تا 8 مرد را انتخاب کند تا با همکاری و فداکاری او را پیدا کنند و به خانه خود برسانند.

درباره نویسنده :

ثبت ديدگاه