نمی توانم گفتن را متوقف کنید، نکاتی برای غلبه بر هیولای درون

 Zachary Richey توسعه دهنده ی حرفه ای وب است که در ویرجینیا زندگی می کند. هدف او این است که دیدگاه ها، مبارزات و داستان های دیگران را به اشتراک بگذارد. با این ایده که هیچ چیز آسان و گاهی حتی سرگرم کننده در مورد انجام کارهای خوب و بزرگ وجود ندارد. او افراد را برای ارتباط و اشتراک گذاری داستانشان تشویق می کند. شما می توانید او را در www.helpnotmotivation.com بازدید کنید.

“نه گفتن” عادت خیلی از ماست.  “نه، من نمی‌توانم این را داشته باشم.” “نه این کار امکان پذیر نیست..” “نه، این اتفاق نخواهد افتاد.” گاهی اوقات آنقدر به گفتنش عادت کردیم که شروع به خزیدن در رویاها، امیدها، و فرصت‌هایمان برای رشد می‌کند. سپس ناگهان می‌گویید “نه، من نمی‌توانم عادی باشم.” “نه، من نمی‌توانم این کار را انجام دهم.” “نه، اصلا چرا تلاش کنم؟”

این هیولای درون شماست. جانور درونی شما، که هیچ کاری بهتر از پیش‌بینی حرکت بعدی‌تان، برای انجام دادن ندارد.  این جانور پاداش گرفتن را دوست دارد، به او پول، غذا، الکل، را پایان هر روز کاری بخورانید؛ او با خوشحالی همه را می‌بلعد و برای مدتی آرام است، تا زمانی که کاری را که او دوست ندارد انجام بدهید؛ کاری جدید، ناآشنا، خطرناک، شخصی یا چیزی که برایتان مهم است؛ و او ظاهر می شود و به شما می‌گوید که به چه دلایلی نمی‌توان آن کار را انجام داد.

ساده‌ترین راه برای کنترل این افکار منفی، این است که آنها را تصدیق کنید. به آن اقرار کنید و آنچه را که اضطراب از آن حاصل می‌شود بجویید. شاید کمی احمقانه به نظر بیاید، اما به جانور خود بگویید: “این کار خوب است، خواهیم دید.” سپس به انجام هر کار شگفت‌انگیزی که مد نظرتان است بپردازید. اگر بی‌نتیجه باشد چه؟ شاید این افکار مدام ایجاد مزاحمت کنند. در اینجا به چند نکته برای مدیریت افکار منفی می‌پردازیم.

خلاصه کتاب انجام کارها، هنر بهره وری به دور از استرس (2)
بخوانید

عدم اعتماد به‌ نفس اغلب از نحوه‌ی واکنشی که ما یاد گرفته‌ایم در یک وضعیت خاص واکنش نشان بدهیم سرچشمه می‌گیرد. مغز چیز جالبی است که دوست دارد کپی کند. هنگامی که شما به کسی نگاه می کنید که درحال انجام کاری است، در مورد چیزی فکر می‌کند، چیزی را به خاطر می‌آورد،  یا چیزی احساس می‌کند؛  مغز می‌خواهد همان نورونها را برانگیزاند و به آن افکار و احساسات نیرو ببخشد. مخلص کلام اینکه، برای بازتعریف کردن برنامه‌های طبیعی آن، به زمان و اراده نیاز است.

یک متفکر فعال باشید

راهی برای تمرکز پیدا کنید. یک مکان آرام بیابید، حتی اگر سخت باشد (می‌دانم که واقعا دشوار است)، با افکار خود مواجه شوید و با آن‌ها خلوت کنید، به آن‌ها عمیقا فکر کنید، ریشه و منطق آن‌ها را درک کنید، با آن‌ها راحت باشید.  اگر آنها خیلی نفس‌گیر هستند سعی کنید روی تنفس خود تمرکز کنید.

stop saying i cant

این تکنیک‌ها را در چالش‌ها و مبارزات زندگی خود اعمال کنید. هنگامی که شما از کسی یا چیزی عصبانی هستید، به آن فکر کنید. این احتمال را بدهید که ممکن است شما در اشتباه باشید و آن را بپذیرید. سخت است، اما همه‌ی ما گاهی اشتباه می کنیم. همه‌ی ما زمانی زخم زبان زده‌ایم، خودخواهانه رفتار کرده ایم و چیزها را به نیمه‌ی تاریک‌مان واگذارده‌ایم. با خودتان حرف بزنید، سوالات مکالمه‌ای باز مثل “آن‌ها در مورد این مسئله چه احساسی دارند؟ دیدگاه آن‌ها چیست؟” به روشن‌سازی مشکلات کمک می‌کند.

با خودتان حرف بزنید

افکار منفی را به ذهنتان راه ندهید، و با ارائه‌ی حقایق و دلگرمی دادن، در برابر افکار منفی بایستید. گفتگوی درونی خود را تغییر دهید: “من به اندازه کافی خوب هستم، من از پس انجام کارها برمی‌آیم.” “تنها کاری که باید انجام بدهم این است که ادامه بدهم، و بلاخره موفق به حل این مشکل می‌شوم.” شاید پیش‌پا‌افتاده به نظر بیاید، اما به غلبه بر افکار غیر منطقی کمک می‌کند. نگرانی و دغدغه‌مندی عادی است، اما تنفر از هرکاری که انجام می‌دهید درست نیست.

چگونه محدودیت ها می توانند تمرکز شما را بهبود ببخشند؟
بخوانید

عزت نفس خود را بسازید

در مورد هر آنچه انجام داده‌اید فکر کنید. نه صرفاً چیزهای بزرگ، چیزهای کوچک را نیز در نظر بگیرید؛ چون به راحتی فراموش می‌شوند. صرف آماده شدن برای صبح هر روز، یک دستاورد است. شاید چون به آن عادت کرده‌اید این حس را نداشته باشد، اما تنبلی انتخاب بسیار ساده‌تری است.

کاری که انجام می‌دهید را از چیزی که هستید، جدا کنید. اجازه ندهید عزت نفستان به شغل، سرگرمی ها، و یا هر چیز دیگری بستگی داشته باشد. تنها چیزی که ارزش و هستی شما را تفسیر می‌کند، تفکر شماست. شغل، سلامتی، ظاهر، همه موقت هستند؛ و افکار مثبت، مهربانی و محبت می‌توانند اثراتی به درازای یک عمر داشته‌باشند. علاوه بر این، هزینه‌ای هم ندارند و می‌شود به آسانی برای شروعشان اقدام کرد!

قدرت اراده تان را تقویت کنید

گاهی سخت‌ترین بخش ایجاد تغییر در خود، گام اول برای انجام آن است. من دریافتم که در تمام “چراهای” یک مشکل گرفتار شده‌ام، و ذهنم روی دلایلی که نباید آن کار را انجام بدهم مانور می‌دهد. از یافته‌های من که می‌تواند مفید باشد، تنظیم یک چک لیست، و مشخص کردن کارهای سازنده برای هر روز است. سپس رهایش کنید ودر مورد آن فکر نکنید؛ زمانی که آماده شدید، شروع به کار کنید؛ سعی کنید اهداف خود را انجام دهید و آنها را در لیست تیک بزنید. برای این کار، چک لیست شما باید بسیار دقیق باشد، برای مثال ” پنج دقیقه ورزش با ویدئوی یوتیوب.”

در تصمیم گیری اسیر جزئیات نشوید
بخوانید

اینها همه نکات خوبی هستند؛ اما مطمئنم اگر شما مثل من باشید، از قبل در این مسیر قرار گرفته‌اید. “گفتن اینکه لیست ایجاد کنید! آسان است.” خب، در واقع اینطور نیست، حتی من هم گاهی آن را به تعویق می اندازم، قبلا خودم را بابت پی نگرفتن اهدافم سرزنش می‌کردم، اما این اصلا راه حل خوبی نیست، سرزنش، بدترین مشوق است. این تنها شک به خود است که به شما القا می‌کند به اندازه‌ی کافی خوب نیستید. بپذیرید که هر کسی دچار اهمال‌کاری می‌شود و بابت آن حس گناه نداشته باشید.

باور کنید که کوبیدن پتک سرزنش بر خود، در مقایسه با احساس اعتماد‌ به‌ نفس و انرژی به عنوان به هیچ عنوان راه حل انگیزشی خوبی نیست. هر روز فقط چند چیز انجام دهید، به سرعت بر تعدادشان افزوده می شود؛ به زودی به خودتان می‌آیید و میبینید کارهای بزرگ مختلفی انجام داده‌اید.

نکته‌ی کوتاه نهایی: زمانی که انرژی زیادی در خود حس می‌کنید، وقت شروع است. هر زمان در روز که فکر می‌کنید  انگیزه و انرژی دارید، سعی کنید در همان لحظه، راهی برای انجام کاری مفید برای خودتان پیدا کنید.برای تسخیر این هیولای درون آماده اید؟ به کارهای خوبی که می‌توانید انجام دهید فکر کنید! لازم نیست صرفا در پی برداشتن قدم بزرگی باشید، هرچیزی می‌تواند باشد. فقط انجامش دهید! اولین قدم مهم ترین است!

ثبت ديدگاه