فداکاری و امید در فیلم من یک قهرمان هستم I Am Legend (2007)

 

فداکاری شاید آسان به نظر برسد ولی فرض کنید در دنیایی هستید که تنها خودتان هستید و خودتان! هیچ عزیزی از شما نیست. اصلا هیچ آدمی در زمین نیست. همه چیز برای شماست ولی شما تنهایید. زندگی کردن در این شرایط سخت است. چه چیزی شما را زنده نگه می دارد؟  آیا دیگر این تفریحاتتان شادتان میکند؟ آیا هدفتان در زندگی همین هدف است؟

I Am Legend

I Am Legend (2007)

فیلم من یک قهرمان هستم با درخشش ویل اسمیت توانست درآمد 590 میلیون دلاری داشته باشد و با برنده شدن در 9 جایزه و 22 نامزدی یادگار سینمای هالیوود است.

I Am Legend

رابرت ناول (Will Smith)، یک دانشمند برجسته، یک بازمانده از یک طاعون انسان ساخته است که انسان را با جهش های ژنتیکی خونخوار می کند. او به تنهایی در شهر نیویورک سرگردان است، در جست و جوی دیگر بازماندگان احتمالی است و در جستجوی درمان برای طاعون با استفاده از خون مصنوعی خود است. وی می داند که او با این که شانس زیادی دارد اما تعداد زیادی از آن ها علیه وی منتظر هستند. او امید و فداکاری خود را از دست نمی دهد.

I Am Legend

 

جالب است در سراسر فیلم پس زمینه ای غم انگیز دارد اما ما این را حس نمی کنیم. این فرد با فداکاری و امید خود زندگی را در خود زنده نگه داشته است. هر روز صبح ورزش میکند و اصلاح میکند و به خرید می رود.

غلبه بر ناامیدی - برگزیده ای از فیلم بتمن آغاز می کند (Batman Begins)
بخوانید

 

I Am Legend

 

از فداکاری و امید های این شخصیت هرگز خسته نخواهیم شد. او بسیار تلاش کرده تا راهی برای پیدا کردن درمان است. از تلاش خسته نمی شود اما چیزی که این موضوع را جالب میکند اینست که انسانی در زمین باقی نمانده است و او برای هیچ باز هم تلاش می کند. که در آخرین لحظات بلاخره راه چاره را هم پیدا میکند. در دیگر صحنه ها می بینیم که او هر روز تلاش می کند با فرستنده پیام بفرستد تا فردی زنده را پیدا کند اما هیچ پیامی نمیگیرد. در پایان این فیلم میفهمیم که این پیام ها را افراد زنده می شنیدند اما قادر به پاسخ نبودند.

I Am Legend

از غم انگیزترین لحظه ها می توان لحظه ای را نام برد که تنها موجود زنده و تنها عزیز بازمانده او وقتی که دچار بیماری می شود به دست خود فرد کشته می شود. سگی که همه جا کنارش بود و همیشه با فداکاری کمکش میکرد و حتی جانش را به خاطر او به خطر انداخت. واقعا چاره ی دیگری جز کشتن آن سگ نبود و این انتخاب بهترین انتخاب بود و اینجا کسی از شخصیت اصلی به دید منفی یاد نمی کند. اما این صحنه قدرت و قوی بودن این شخصیت را به خوبی نشان داد.

علاقه و عشق در فیلم مهلکه The Hurt Locker 2008
بخوانید

 

صحنه ی تاثیر گذاری که در یاد ها می ماند آن است که پس از این همه سختی ها و تلاش ها برای زنده ماندن در نهایت جان خود را با فداکاری می دهد تا یک فرد دیگر زنده بماند و زندگی کند. این درس باید در ذهن همه ی ما به جا بماند. والاترین حرکت انسانی در این دنیا کاری جز این فداکاری نیست.

I Am Legend

فیلم سومین اقتباس سینمایی رمان سال ۱۹۵۴ ریچارد ماتیسون پس از فیلم‌های آخرین انسان روی زمین (۱۹۶۴) و مرد امگا (۱۹۷۱) است. استودیوی برادران وارنر در سال ۱۹۹۴ تصمیم به ساخت این فیلم گرفت و بازیگران و کارگردانان مختلفی همچون تام کروز، مایکل داگلاس، آرنولد، ریدلی اسکات و راب بومن هر کدام در مقطعی از زمان برای این فیلم در نظر گرفته شدند ولی به‌دلیل نگرانی‌های مالی و برآورده نشدن بودجه لازم، ساخت فیلم تا سال ۲۰۰۶ به تعویق افتاد. سرانجام در سال ۲۰۰۶ استودیو با فرانسیس لاورنس به عنوان کارگردان و ویل اسمیت برای ایفای نفش «دکتر رابرت نویل» قراردادی تنظیم کرد.

 

I Am Legend

در این فیلم رابرت نویل دانشمندی است که قادر به جلوگیری از گسترش ویروس وحشتناک است که این ویروس غیر قابل درمان و انسان ساخته شده است. نویل در حال حاضر آخرین بازمانده انسان در شهر نیویورک و شاید جهان است. به مدت سه سال، نویل با اطمینان پیام های رادیویی را روزانه ارسال می کند، تا دیگر بازماندگان را  که ممکن است خارج از آن شهر باشند پیدا کند  اما او تنها نیست. قربانیان جهش طاعون یا آلودگی  در سایه ها در حال تماشای او و هر حرکتش هستند و در حال انتظار یک اشتباه کشنده از او هستند. شاید آخرین و بهترین امید برای انسان ها است، نویل تنها با یک ماموریت باقی مانده است. برای پیدا کردن راهی برای معکوس کردن اثرات ویروس با استفاده از ایمنی بدن خوداست. اما او می داند که شانس او کم است و به سرعت زمان در حال از دست رفتن است . که در آخر هم با فداکاری آن را به دست بازماندگان می رساند.

زندگینامه سرجاناتان آیو طراح خلاق محصولات اپل
بخوانید

 

درباره نویسنده :

ثبت ديدگاه