عملکرد شما بر تصویری که دیگران در ذهنشان از شما دارند تاثیرگذار است

مطمئناً این جمله قدیمی را شنیده‌اید: ” هیچ وقت یک کتاب را از روی جلدش قضاوت نکن”. اما ناشران کتاب نظرشان این است که مهمترین امر هنگام چاپ یک کتاب تصمیم‌گیری درمورد طرح جلد کتاب است. این بدان علت است که محققان به این پی برده‌اند که اکثر افراد هنگام خرید کتاب 3 ثانیه به جلد روی کتاب و 7 ثانیه به جلد پشت کتاب نگاه می‌کنند و سریع کتاب را ورق می‌زنند. اگر از ظاهر کتاب خوششان بیاید، آن را می‌خرند. برخی کتاب را ورق می‌زنند تا از محتوای مطالب کتاب آگاه شوند اما اکثر افراد اینگونه نیستند و براساس ظاهر کتاب، آن را می‌خرند.

به طرز عجیبی همین رفتار را مردم با دیگران دارند؛ آنها دیگران را از روی نوع پوشش و ظاهرشان قضاوت می‌کنند. همگی ما یک تصویری از خودمان را در ذهن دیگران ایجاد می‌کنیم. این تصوری که دیگران از ما دارند با چیزی که ما هستیم، بسیار متفاوت است. اما تصور دیگران از ما امکان دارد درست‌تر باشد. چرا؟ زیرا گاهی اوقات، دشوار است همان دیدگاهی را که دیگران نسبت به ما دارند، ما از خودمان داشته باشیم. نظر مردم درمورد ما، معمولاً با خود “راستین” ما بیشتر مطابقت دارد. ( دقیقاً مثل حالتی که آنقدر به جنگل نزدیک می‌شویم که دیگر درختان را نمی‌توانیم ببینیم، ما هم همینطوریم. آنقدر به خودمان نزدیک هستیم که نمی‌توانیم خود واقعی‌مان را ببینیم).

مثلاً امکان دارد شما خود را فردی خوب، سختکوش و دوستی مورد اعتماد که با دیگران شوخی می‌کند، بدانید. اما از نظر دیگران شما فردی غیر مطمئن، چاپلوس، سخن ‌چین و نق نقو باشید. خب درست است، شاید شما بگویید که مردم کارشان این است که درمورد کار و رفتار ما نظر بدهند. اما این لزوماً درست نیست. درست است؟ اینکه دیگران چه طرز فکری درمورد ما یا چه تصوری از ما دارند خود عاملی است که در موفقیتمان مؤثر است.

ترس های درونتان را کنار گذاشته و از بند متوسط بودن رها شوید
بخوانید

برای اینکه بفهمید که دیگران چه تصوری از شما دارند، به این فکر کنید که دیگران به شوخی چه چیزهایی را به شما نسبت می‌دهند. با وجود اینکه که این شوخی ظاهراً یک طنز به نظر می‌آید، همیشه یک حقیقتی در خود نهان دارد. آیا شنیده‌اید که در جمع دوستان یکی به شوخی درباره شما می‌گوید: ” می‌دانیم که تو همیشه کِشتی‌هایت غرق شده”، “می‌دانیم که تو دیر می‌آیی”، ” تو خیلی منفی‌بافی و همیشه  نگرانی! اما من عاشق تو هستم“.

گاهی هم شما با خنده با آنها همراه می‌شوید و چیزی مثل این می‌گویید:” بله این درمورد من درست است….. دقیقاً من اینطورم“. برخی حتی این تصاویر منفی را به عنوان مدال افتخاری برای خود می‌دانند. با وجود منفی بودن اینها، برای آنها جهت جلب توجه کردن است.

درمورد آنچه که مردم درمورد شما می‌گویند، فکر کنید. آیا از نظر دیگران نسبت به خودتان خوشحال می‌شوید؟ این جوک‌های کوچک تصویر درستی از شما را نشان می‌دهد. (بدین ترتیب من این آزمایش را انجام داده‌ام و اغلب باعث به هم ریختگی‌ام شده و من تغییرات مورد نیاز را در خود ایجاد کرده‌ام. افراد موفق می‌دانند که هرکس در مراحل اولیه هرکاری باید زحمت بکشد تا سرانجام به آنچه که مطلوب اوست، برسد).

به این نظرات شوخی‌ توجه کنید و برای درست نبودن آنها دلیل تراشی نکنید چون متأسفانه باید بگویم که احتمالاً این نظرات درمورد شما صحت دارد. اگر شما می‌خواهید که تصویر خود را تغییر دهید، این نظرات را بپذیرید و بنویسید آنچه را که برای تغییر تفکرتان می‌توانید انجام دهید تا به نتایج خوشایندتری دست یابید( این کار تغییر دیدگاه دیگران نسبت به شما نیست، بلکه تغییر دیدگاه خودتان نسبت به خود و رفتارتان است. این تغییر تنها زمانی رخ می‌دهد که شما طرز تفکر خود را عوض کنید چراکه شما قبل از عمل باید فکر کنید).

با 3 راه موثر برای غلبه بر سهل انگاری و تعلل آشنا شوید
بخوانید

نظرات دیگران را بررسی کنید و به ریشه‌ی این وضعیت پی ببرید. مثلاً با این شوخی که “تو همیشه دیر می‌آیی” از خود بپرسید که واقعاً این درست است که من همیشه دیر می‌رسم؟ چرا؟ علت دیر آمدن شما نمی‌تواند مشغله زیاد باشد چراکه افراد بسیاری هستند که پرمشغله‌تر از شما هستند و شغل‌های مهم‌تر و سبک زندگی دشوارتری نسبت به شما دارند ولی همیشه سر وقت به قرار خود می‌رسند.

شاید هم تصورتان این است که دیر رسیدن شما باعث می‌شوند که دیگران شما را فردی مهم‌تر بدانند؟ این طرز فکر هم غلط است. اتفاقاً دیر رسیدن به قرار این تصور را در دیگران ایجاد می‌کند که آنها اصلاً برایتان اهمیتی ندارند یا اینکه شما بی‌نظم و شلخته هستید و مهارت‌ های مدیریت زمان را نمی‌دانید. آیا شما این تصویر از خودتان را دوست دارید؟ آیا این تصویر به شما کمک می‌کند که پله‌های ترقی را بپیمایید، مشتریان جدیدی بیابید، دوستانتان را حفظ کنید یا محیط آرام‌تری در منزل ایجاد کنید؟

برای تغییر این تصویر، افکاری را خلق کنید که بر راه‎‌حل‌ها متمرکز باشد و برای مشکل بهانه تراشی نکنید.  با توجه به مثال قبلی، امکان دارد که جملات تأییدی نسبت به خودتان داشته باشید از قبیل ” من در قبال دیگران وظیفه‌شناسم. من در کارم منظم‌ هستم و برای سامان‌دهی به افکار و رفتار خود وقت می‌گذارم، پس من همیشه سر وقت می‌رسم.” این جملات را در فلش کارت‌هایی تهیه کنید و در جاهایی که در طول روز بیشتر جلوی دید شما هستند مثل آینه حمام در خانه یا درب یخچال یا میز در محل کار نصب کنید یا در کیف پولتان قرار دهید.

9 نکته ی اساسی در استراتژی فروش و ارتباط با مشتری
بخوانید

این جملات تأکیدی را بارها و بارها تکرار کنید. با تکرار کردن، عبارات فوق را به ضمیر ناخودآگاه خود وارد می‌سازید و وقتی که ذهن ناخودآگاه آنها را به شما یادآوری می‌کند، گوش کنید و آنچه که لازم است، عمل ‌کنید: ساعت زنگی را تنظیم کنید، میز خود را تمیز و مرتب کنید، دفترچه‌ ملاقاتتان را بررسی کنید و فوراً  به تلفن‌ها و ایمیل‌ها پاسخ دهید.

فلش کارت‌ها را نگه دارید و تصاویر جدیدی از خودتان بسازید. به دیگران نگویید که در حال تلاش برای چه کاری هستید. فقط وظیفه خود را انجام دهید. بگذارید دیگران خودشان متوجه تغییرات در شما شوند. به آنها اجازه دهید که تصویر جدیدی از شما را در ذهنشان بسازند؛ تصویری که شما دوست دارید از خودتان داشته باشید. درست مثل یک کتابی که علاوه بر جلد جذاب، مطالب خوبی هم دارد، شما هم در بین خانواده دوستان و همکاران پر طرفدارتر و محبوب‌تر خواهید شد.

ثبت ديدگاه