سه راهکار عملی برای داشتن اراده ای پولادین

اسم من بری است. من یک هنرمندم؛ در عین حال، من یک دانش آموز، پسر یک خانواده، یک دوست، یک همسایه و نیز یک فرد ناشنوا هستم که در هر دستش، فقط ۴ انگشت دارد. من به طور مادرزادی دچار سندروم نگرس به دنیا آمدم؛ سندرومی بسیار نادر که مرا دچار مشکلات عدیده ای در ظاهرم کرده است. من در عمر ۲۰ ساله ام تا به امروز، ۲۳ عمل جراحی مختلف داشته ام؛ اما باز هم توانسته ام به زندگی ام ادامه دهم. من اهل شهری کوچک در شمال ایالت کالیفرنیا هستم که متاسفانه مردم و غریبه ها با من همانند فردی متفاوت یا ناتوان رفتار می کردند در حالی که در خانه، پدر و مادرم هیچ استثنایی برایم قائل نمی شدند؛ از نظر آنها، ناتوان بودن من به معنی ناتوانی در داشتن یک زندگی خوب و پرثمر و دنبال نکردن رویاهایم نبود.

یادم می آید که در دوران کودکی، همیشه به خاطر چهره ام مسخره می شدم؛ آنچه که مرا به زندگی امیدوار می کرد، هنرم بود؛ من از سه سالگی عاشق هنر بودم؛  هنرم، به من کمک کرد تا بتوانم نگاه های تحقیر کننده دیگران را تحمل کنم و امیدم را از دست ندهم. نکته جالب ماجرا اینجاست که به محض اینکه توانستم تمرکز و توجهم را از افکار و اتفاقات منفی، دور کنم، اتفاقات مثبت در زندگی ام شروع شد. امروز، من یک دانشجو هستم که توانستم رویایم که ادامه هنر بود، را به واقعیت تبدیل کنم و امیدورام به یکی از بزرگان این رشته بدل شوم.

3 راه مواجه با ندای انتقادی درون و صلح با خویشتن(1)
بخوانید

می دانید چرا این مقاله را این گونه شروع کردم و سعی کردم شناختی نسبی از خودم به شما بدهم؟ من می خواهم راجع به کلمه نتوانستن صحبت کنم. من این واژه را برای خودم قدغن کرده ام. هر وقت کسی این کلمه را جلوی من به زبان می آورد، احساس بدی به من دست می دهد. مشکلات و موانع، چه در ارتباط با سلامتی، روابط با دیگران یا کارمان، بخشی از زندگی هستند و عبارت من نمی توانم در هنگام مواجه با مشکلات، شما را به چالش نمی کشد و شما هم در دل این مشکلات، رشد نخواهید کرد. از شما می خواهم هرگاه وسوسه شدید و خواستید بگویید نمی توانم، سه کار زیر را انجام دهید.

۱. یک راه دیگر پیدا کنید

پدر و مادر من هیچ گاه به دلیل محدودیت هایم، برایم استثنا قائل نشدند؛ آنها می خواستند من بفهمم که به هنگام انجام هر کاری، گزینه های مختلفی پیش رو دارم و می توانم با انتخاب، نتیجه مطلوب را رقم بزنم. اگر نمی توانید کاری را به اتمام برسانید، به دنبال روشی دیگر برای انجامش باشید؛ می توانید از زاویه ای دیگر به آن نگاه کنید یا از دیگران کمک بگیرید. پس یادتان باشد که همیشه حق انتخاب دارید و می توانید به هدف برسید.

3 گام آسان و موثر برای رسیدن به خودباوری
بخوانید

۲. همواره در حال یاد گیری باشید

این راه، ارتباط نزدیکی با گزینه اول دارد. به جای اینکه تسلیم شوید و از ادامه مسیر منصرف شوید، سعی کنید در مورد آن، بیشتر و بیشتر بیاموزید. شما با یادگیری، افق فکری تان را وسعت می بخشید و می توانید گزینه های موجود روی میز را بیشتر کنید.

۳. نگرشتان را تغییر دهید

به نظر من، این گزینه، از دو مورد قبلی هم مهم تر است. اگر می بینید که مرتب برای خودتان بهانه می آورید، طرز نگاهتان را عوض کنید. از خودتان بپرسید: چرا من نمی توانم این کار را انجام دهم و به سرانجام برسانم؟ اگر جوابتان چیزی شبیه: نمی دانم! بود، موقعیتی که در آن قرار دارید را مجددا بررسی کنید و سعی کنید از قدرت ذهنتان برای پیش رفتن استفاده کنید. ببینید؛ نگرش و نوع نگاهتان همه چیز است. اگر با ذهنی خسته و آشفته از خواب بیدار شوید، مطمئنم که در سرتاسر روز هم خسته و آشفته خواهید بود. قدرت فکر را دست کم نگیرید. اگر احساس می کنید موقعیت کنونی تان،‌پیچیده است، روی یک برگ کاغذ بنویسید که چطور و از چه راه هایی می توانید کاری که مایلید را به سرانجام برسانید؛ راجع به آن کار با نزدیکانتان صحبت کنید و از مشورت و حمایت آنها برخوردار شوید.

تکنیک های موفقیت برای افراد مسامحه گر
بخوانید

به نظر من، همه ما، در صورتی که بتوانیم خطاهای گذشته مان را نادیده بگیریم و به پیش رفتن را بیاموزیم، قدرت انجام تمامی کارهایی که دوست داریم انجام دهیم را داریم. مهم نیست که شما ناشنوا، نابینا و بدون یک دست هستید؛ هیچ بهانه ای وجود ندارد. دفعه بعد که دنبال دلیل و بهانه ای برای توجیه رفتارتان بودید، دست کم مرا به خاطر بیاورید که با وجود تمام موانع پیش پایم، به هدف رسیدم؛ آیا شرایط شما از من هم سخت تر است؟ پس اگر من توانستم، شما هم خواهید توانست.

مطالب مرتبط:

ثبت ديدگاه