زندگینامه کریس گاردنر از فقر تا به سوی خوشبختی

کریس گاردنر یکی از افرادیست که هیچ وقت در مقابل سختی ها تسلیم نشد کسی که با مبارزه و غلبه بر سختی های زندگی موفقیت و خوشبختی را برای خود و پسرش به ارمغان آورد .

کریس گاردنر، متولد کشور آمریکاست. در کودکی سختی بسیار کشید و در فقر به سر برد و در خانواده ای بیسواد بزرگ شد .زندگی کریس گاردنر از همان ابتدا مملو از بدبختی و تیرگی بود و در کودکی پدرش را از دست داد و زیر دست ناپدری افتاد .اگر هر کسی به جای کریس بود تسلیم میشد و دست به خودکشی میزد اما کریس با تمام سختی ها مقابله کرد و سرنوشتش را تغییر داد . کریس گاردنر بعد از اتمام دوران دبیرستان  وارد نیروی دریایی شد سپس به شهر سان فرانسیسکو منتقل شد. کریس در آن جا در یک شرکت تجهیزات پزشکی استخدام شد .

کریس گاردنر در سال 1981 پدر شد و اسم پسرش را کریستوفر گذاشت . سپس کریس تصمیم گرفت به دنبال شغل پر درآمد تر و مفیدتر بگردد. او به رشته های  مالی و حسابداری علاقه مند شد، اما این کار بدون داشتن آشنا ، مدارک MBA و داشتن تحصیلات دانشکده ای امکان پذیر نبود. به همین دلیل برای آموزش در رشته ی دلالی ثبت نام کرد . به امید آنکه این رشته اولین قدم خوب برای او در راه رسیدن به خواسته هایش باشد.

زندگینامه کریس گاردنر میلیاردری که از صفر شروع کرد

سال ۱۹۸۲ بود  در آن زمان‌ یک سال و نیم از بچه دار شدنش می گذشت ، هنوز فروشنده ای در تجهیزات پزشکی وبا حقوق اندک بود که به سختی امورات خودش و پسرش را میگذراند . کریس گاردنر وقتی در مسیر موفقیت قرار گرفت ، ۲۹ سال بیشتر نداشت. او با تمام نداشته هایش فرد بخشنده ای بود یک روز در پارکینگ بیمارستانی راننده ی ماشین فراری را دید که دنبال جای پارک میگشت او را صدا کرد و جای پارکش را به او داد و با او گرم صحبت شد و از او سوال کرد که چگونه ماشینی به این گران قیمتی دارد . راننده ی ماشین گفت که کار خرید و فروش سهام شرکت ها را انجام می دهد و کریس گاردنر بسیار در مورد این موضوع کنجکاو شد و اکنون که یاد آن روز می افتد می گوید آن اقا ماهی 80 هزار دلار درآمد داشت .

4 احساسی که می توانند زندگی را به سوی تغییر سوق بدهند
بخوانید

کریس با آن فرد دوست شد وگاهی اوقات برای خوردن غذا بیرون میرفت در مورد کاره خودش برای کریس توضیح میداد که چه چگونه وارد این کار شده است. و کریس را به یکی از سرشناس ترین افراد در زمینه خرید و فروش سهام معرفی کرد .کریس هم با اعتماد به نفس دنبال این کار رفت با اینکه کسی او را تحویل نمیگرفت و به دلیل سیاه پوست بودنش و پولدار ها نمیخواستند ریسک کنند .

کریس گاردنر می گوید: حداقل چیزی که برای ورود به فروشندگی سهام لازم بود ، یک مدرک MBA بود. اما حتی من دانشگاه هم نرفته بودم چون من زیر خط فقر بودم و پولی برای ادامه تحصیل نداشتم .

در این زمان ها بود که مادر فرزندش آن ها را ترک کرد و تمام مسئولیت های پسرش بر دوش کریس افتاد  . بین سال‌های 1983 تا 1987 میلادی کریس گاردنر در کمپانی سرمایه گذاری بیر استرنز شروع به کار کرد و موفق شد درآمد بالایی را به دست آورد .  کریس گاردنر در سال 1987 و فقط با داشتن 10000 دلار سرمایه شرکت خود را به اسم گاردنر ریک در شهر شیکاگو تأسیس کرد . این مؤسسه یک بنگاه اجرایی بود با تخصص در زمینه های استعلام بدهی و ارائه ی حق و حقوق بازنشستگی برای کارمندان و اتحادیه های کارگری خیلی از شرکت های بزرگ و معروف در آمریکا است .

افزایش درآمد و جذب پول به کمک ارتعاشات ذهنی مثبت
بخوانید

زندگینامه کریس گاردنر میلیاردری که از صفر شروع کرد

کریس گاردنر می گوید: باید برای پسرم هم پدری می‌کردم و هم مادری برای همین دل سرد نشدم و هر کاری که در توانم بود انجام میدادم توالت میشستم ، چمن هرس میکردم ، آشغال جمع میکردم و …ولی دست از تلاش برای ورود به سهام بر نداشتم .

اما گویی شانس با او یار نبود و با یک جروبحث کوچک که با همسرش داشت ، همسرش پلیس را خبر کرد و پلیس هم او را به دلیل مدارک و پیشینه اش و به دلیل پرداخت نکردن قبوض پارکینگ، کریس را به مدت ۱۰ روز به زندان انداختند. و همسرش هم پسرش را برد و از کریس جدا شد .

کریس میگوید : خیلی بهم ریختم چون خودم بدون پدر بزرگ شدم نمیخواستم پسرم هم مانند من باشد و من به خودم قول داده بودم پدره خوبی برایش باشم و هیچ وقت رهایش نکنم در آن زمان بدترین دوران زندگی را گذراندم و در کنار دزدان، قاتلان و تبهکاران روزم را به شب می رساندم و تمام فکرم درگیره پسرم و آینده اش بود . قبل از اینکه دستگیر شوم در یک مؤسسه خرید و فروش سهام فرم استخدام پر کرده بودم. که دقیقا یک روز قبل آزادیم زمان مصابحه ام بود از زندان با آنجا تماس گرفتم و خواهش کردم که اجازه بدهند یک زمان دیگری برای مصاحبه بروم متأسفانه روز مصاحبه ام یک روز قبل از آزادی ام تعیین شده بود.بعد از آزادی ام به سرعت برای مصاحبه رفتم اما حقیقت را به آنان گفتم و اینن تنها شانسم بود و به آن ها گفتم که پیشینه ندارم، خانواده ام ترکم کرده اند، تحصیلات ندارم، وضع مالی ام خوب نیست اما انگیزه دارم و می دانم که در تجارت می توانم موفق شوم.

۹ علتی که بیان میکند چرا تجسم‌ سازی شما نتیجه‌ بخش نیست؟
بخوانید

شخصی که با من مصاحبه کرد در فکر رفت . پس از آن گویی ورق زندگی اش برگشته بود چند ماه بعد همسرش حضانت بچه اش را به کریس سپرد . اما اتاقی که او اجاره کرده بود اجازه ی ورود بچه ها را نمیداد بنابراین تمام وسایل ضروری اش را برداشت و با پسرش راهی خیابان ها شد شب های زیادی را در توالت های عمومی گذراندند .

زندگینامه کریس گاردنر میلیاردری که از صفر شروع کرد

یک روز کریس که با پسرش در حاله قدم زدن بودند چشمش به یک ساختمان خرابه که بوته ی رزی از آن بالا رفته بود افتاد . سرایدار آنجا را پیدا کرد و آنجا را با اجاره ی پایینی گرفت و پس از تحمل رنج و سختی های بسیار بالاخره وارد دنیای تجارت شد . سال ۱۹۸۷ توانست در شیکاگو بنگاه خریدوفروش سهام خودش را تأسیس کند و آخر سر هم برای خودش یک ماشین فراری بخرد.

کریس گاردنر داستان زندگی خود را یک افسانه نمی‌داند و می گوید :که داستان زندگی اش به دیگران یاد می دهد که چگونه در برابر سختی ها مقاومت کنند من میتوانم یک فروشنده ی بی دست و پا و بی عرضه و بی خانمان باقی بمانم اما برای رسیدن به زندگی بهتر باید تلاش میکردم و اکنون زندگی ام عالی می باشد   .

فیلم در جستجوی خوشبختی فیلمی آمریکایی و محصول سال 2006 است و براساس زندگی واقعی کریس گاردنر ساخته شده است. فیلمنامه این اثر را استیون کونراد  و با توجه به کتاب پرفروش خاطرات نوشته کریس گاردنر نوشته است. از دیگر کتابهای گاردنر به دنبال خوشبختی است .
جالب است بدانید این فیلم با بودجه 55 میلیون دلاری ساخته شد اما توانست در گیشه 307 میلیون دلار به دست بیاورد.
همچنین به دنبال خوشبختی نامزد بهترین بازیگر مرد نقش اول در اسکار و گلدن گلوب شد.

درباره نویسنده :

ثبت ديدگاه