تکنیک های موفقیت برای افراد مسامحه گر

صادقانه بگویم؛ مطلب نوشتن در این وبلاگ، بهترین بخش کار من است.

من به عنوان یک ویراستار زمان زیادی را صرف اصلاح و ویرایش کلمات و عبارات انتخاب شده از سوی دیگر نویسندگان این وبلاگ می کنم. اما وقتی نوبت خودم می رسد که برای این وبلاگ چیزی بنویسم، فرصتی می یابم تا اندکی از سبک و سیاق نگارش خودم را هم در عمل نشان دهم. خب؛ سوال اینجاست که چرا حتی من هم وقتی می خواهم متنی برای هفته جاری آماده کنم، کمی استرس پیدا می کنم؟ و ناگهان می بینم با خیل عظیمی از کارهای کوچک روبرو هستم که قبل از شروع نگارش، باید آنها را به اتمام برسانم؟

البته، من در سرتاسر زندگی ام با این مساله روبرو بوده ام. من اصولا کارها را طبق برنامه زمان بندی شده تکمیل کرده ام البته در دروان تحصیلم در مدرسه و دانشگاه، گاهی اوقات کارها را به دقیقه 90 موکول می کردم.

به تعویق انداختن کارها و این دست و آن دست کردن، رفتاری ناکارا و محدود کننده است. اما با اینکه این حرف در مورد کارهای ناخوشایند، خسته کننده و پردردسری که واقعا ترجیح می دهم انجامشان ندهم صادق است، فکر نمی کنم بتوانم در مورد نوشتن مطلب در این وبلاگ هم همین حرف را بزنم.

وقتی که ذهنم درگیر مقوله ای است یا در حال کار روی پروژه ای هستم که به تفکر و دقت زیادی نیاز دارد، احساس می کنم که اندیشه هایم برای بارور شدن به زمان نیاز دارند. با عجله نمی توان کاری از پیش برد. بله؛ در دوره هایی همچون دوره یونان باستان، افرادی همچون فلاسفه می توانستند در گوشه ای بنشینند و تمام روز را به تفکر بگذرانند. اما امروزه چند نفر از ما می توانیم بدون دغدغه درباره تحویل به موقع کار در موعد مقرر زندگی کنیم؟ چطور می توانیم در عین متعهد ماندن به برنامه، زمان لازم برای تفکر و اندیشه آزادانه را بیابیم؟

خود انگیزشی چیست و چرا بدون آن موفق نمی شویم؟
بخوانید

به نظر من، جواب این سوال در مسامحه و تعلل تاثیرگذار و فعال است. در پژوهشی در سال 2005، محققان بین تعلل گران فعال و غیر فعال تمایز قائل شدند. مسامحه گران غیرفعال، تحت فشار، احساس می کنند فلج شده اند؛ آنها با انجام ندادن هیچ کاری یا دوری جستن از موقعیت هایی که شرایط را بدتر می کنند، کارها را به تعویق می اندازند که خود منجر به بالا رفتن میزان استرسشان و در نهایت، نزول کیفیت و عملکردشان خواهد شد.

از طرف دیگر، مسامحه گران فعال به صورت خود خواسته و عامدانه کارهایشان را به تعویق می اندازند و در طی آن مدت هم روی کارهای ضروری تر متمرکز می شوند. به این ترتیب، خودشان را از استرس زیادی رها می کنند. این افراد، تحت فشار، بهترین عملکردشان را از خود بروز می دهند و مهم ترین کارهایشان را به دقیقه نود موکول می کنند تا هم به خودشان انگیزه دهند و هم خود و قابلیت هایشان را به چالش بکشند. اما، دقت کنید، با اینکه ممکن است در ظاهر به نظر برسد که آنها هیچ رشد و پیشرفتی نداشته اند و صرفا کارها را به تعویق انداخته اند، اما آنها به شدت مشغول کار و فراهم کردن شرایط هستند.

7 حقیقت شگفت انگیز در مورد افرادی که بسیار مثبت می‌اندیشند
بخوانید

پروفسور فرانک پارتنی، نویسنده کتاب صبر، هنر و دانش تاخیر، موفق ترین افراد را کسانی می داند که تصمیمشان را به دقیقه نود موکول می کنند و از تک تک ثانیه هایشان، بهترین استفاده را می برند.

پارتنی در تحقیقاتش متوجه شد که این افراد از یک فرآیند دو مرحله ای پیروی می کنند: 1- از خود می پرسند من تا چند وقت باید این کار را انجام دهم؟ و 2-پاسخشان را تا آخرین لحظه ممکن به تعویق می اندازند. وی معتقد است این کار به ذهن ناخودآگاه آنها زمان بیشتری جهت بررسی جمیع شرایط و تعیین کارهایی که باید انجام پذیرد، می دهد.

او می افزاید: وقتی که روی موضوع مهمی کار می کنید، باید بتوانید ذهنتان را از قالب فکری غالب، یعنی تصمیم گیری و واکنش های سریع، دور کنید و از تاخیر استقبال کنید. در واقع، در عین حال که تمرکز و توجهمان به موعد تحویل کار معطوف است، می توانیم با استفاده از مسامحه عامدانه، عملکرد بهتری از خود نشان دهیم.

 متاسفانه، صبر کردن در زندگی آن قدر ها هم که به نظر می آید، آسان نیست چرا که ما کارهای زیادی را باید به سرانجام برسانیم. به همین دلیل است که برنامه ریزی اهمیت پیدا می کند. مثلا، در رابطه با پست های وبلاگ، من می بایست متون را بررسی کنم و ببینم زمان انتشار کدام یک فرا رسیده است، چقدر وقت برای نوشتن باید در نظر بگیرم، چه کس دیگری باید آن را بخواند و چه وقتی می توانم با آنها تماس بگیرم، آیا اصلا آن فرد وقت آزاد دارد، و ده ها مساله دیگر که باید به آنها توجه کنم و آنها را لحاظ کنم؛ کما اینکه در زندگی هر کسی مواردی خارج از برنامه ریزی روی می دهد که باید بتوانم زمانی را هم برای حل و فصل این قبیل مسائل بیابم.

برنامه های انگیزشی چه تاثیری در بهبود عملکرد کارمندان دارد؟
بخوانید

برخی افراد از برنامه ریزی روزانه استقبال می کنند اما استراتژی ای که برای من بهترین نتیجه را دارد، این است که تمامی اطلاعات لازم را گردآوری کنم، آنها را طبقه بندی کنم و تا جایی که مقدور است، در حالی که کارهای دیگر را انجام می دهم، روی آنها فکر کنم و اجرای آنها را به تعویق بیندازم. به این ترتیب، وقتی که نوبت نوشتن می رسد، فقط کافیست افکاری که طی این مدت پرورش داده ام را روی کاغذ بیاورم.

در چنین مواردی شما از چه روشی استفاده می کنید؟

مطالب مرتبط:

1397/2/3 16:48:44 بهمن 18ام, 1396|مدیریت موفق, مقالات|بدون ديدگاه

ثبت ديدگاه