تکنیک شکست – احمد محمدی

 


هیچ پیروزی بدون شکست حاصل نمی گردد

برای دستیابی به بالاترین حد موفقیت، باید شکست را در آغوش بگیرید. شیرین‌ترین پیروزی، نوعی است که سخت تر بوده باشد. آن پیروزی که عمیقاً به آن دست یابید و به خاطر آن با هر آن چه که دارید مبارزه کنید و بخواهید همه چیز را تا لحظه نزدیک گشتن به موفقیت در میدان نبرد رها نمایید.

جامعه به شکست پاداش نمی‌دهد و شکست‌های زیادی را هم پیدا نمی‌کنیم، که در کتاب‌های تاریخی ثبت گشته باشند. استثناها، آن دسته از شکست‌هایی هستند که پلی برای موفقیت‌های آینده گردیده باشند. داستان توماس ادیسون هم یکی از آن هاست. یکی از مهم ترین کشف های ادیسون اختراع لامپ برق بوده است، که قبل از رسیدن به نمونه موفق، 1000 مرتبه امتحان نمود. یک گزارشگر از ادیسون می‌پرسد، «1000 مرتبه شکست خوردن چه حسی دارد؟» و ادیسون این گونه پاسخ می‌دهد، «من 1000 بار شکست نخوردم، لامپ برق اختراعی بود که 1000 مرحله داشت.»

خیلی از ما برخلاف ادیسون از شکست خوردن اجتناب می نماییم. در حقیقت، آن قدر درگیر این هستیم که مبادا شکست بخوریم، که دیگر هدف ما پیروز گشتن نیست. زمانی که قدم‌های اشتباه برمی‌داریم، آن ها را تفسیر می‌کنیم و به انتخاب خودمان آن هایی که به نظرمان اشتباه بوده را در زندگی‌ خویش اصلاح می نماییم.
برای بسیاری شکست یک کمبود به حساب می آید. این طرز تفکر مانند خیلی چیزهای دیگری که در مورد آن ها اشتباه فکر می‌کنیم، نادرست می باشد. اشتباه کردن نه تنها یک حقارت فکری نیست، بلکه ظرفیت اشتباه کردن برای شناخت انسان الزامی می باشد.

دوره فروش موفق (شناسایی دقیق نیاز مشتری) - احمد محمدی
بخوانید

بهترین معلم زندگی

وقتی نگاه دقیق‌تری به بزرگ‌ترین متفکران تاریخ می‌اندازیم، درمیابیم که میل به شکست، اصلاً فکر جدید یا غیرعادی نمی باشد. از نظر نوابغی چون آگوستین، داروین و فروید تا اسطوره‌های ورزشی و تجاری امروز، شکست ابزاری قدرتمند برای رسیدن به موفقیت می باشد.

شکست ها بزرگ‌ترین معلمان زندگی می باشند؛ ولی متأسفانه بیشتر افراد و مخصوصاً فرهنگ‌های محافظه‌کار تمایلی برای تجربه آن ندارند. در عوض آن ها انتخاب می نمایند که محافظه‌کارانه‌تر عمل نموده و هر بار همان انتخاب‌های مطمئن‌تر را دوباره و دوباره تکرار نمایند. آن ها با این باور  طوری رفتار می نمایند، که اگر موجی ایجاد نکنند، هیچ توجهی را به خویش جلب نمی‌کنند؛ هیچ کس به خاطر شکست خوردن آنان سر آن ها فریاد نمی‌زند، چون هیچ وقت بیشترین تلاش خود را برای کاری که ممکن است شکست بخورد (یا موفق گردد) به کار نمی‌گیرند.

اما در اقتصاد دنیای امروز، بعضی سرمایه‌داران و کارآفرین ها دیگر ترسی از شکست ندارند و به استقبال آن می‌روند. براساس یک مقاله جدید، شرکت‌های بسیاری گزارش موفقیت‌ها و شکست‌های کارکنان را ارزیابی می نمایند، زیرا اعتقاد دارند آن هایی که دچار شکست می‌شوند، از جنگ جان سالم به در برده و الان تجربه‌ای باارزش با خود دارند.

مکتب فکری غالب در شرکت‌های در حال توسعه این است که موفقیت بزرگ به ریسک بزرگ وابسته می باشد و شکست مطمئناً، محصول ناشی از آن می باشد. مدیران چنین سازمان‌ هایی برای اشتباهات خویش به سوگ نمی‌نشینند، بلکه از آن برای موفقیت‌های آینده استفاده می نمایند.
سریع‌ترین راه به سمت موفقیت، نداشتن ترس در برابر شکست می باشد. رهبران و مدیران برای این که کار خود را صحیح انجام دهند، موفق گردند و شرکت‌های خود را در عرصه رقابت نگه دارند، باید روزانه محدوده خویش را بزرگ تر نمایند. آن ها باید ایده‌ها، برنامه‌ها، سخنرانی‌ها، توصیه‌ ها، تکنولوژی، محصولات، رهبری، صورتحساب‌های خطرساز را ارائه دهند. و همه این ها را باید بدون هیچ ترسی عرضه نمایند؛ بدون ترس از شکست، طرد شدگی یا تنبیه.

معجزه ی کلمات - احمد محمدی
بخوانید

دست یافتن به توانایی‌ها

این مسأله برای خواسته‌های شخصی هم صدق می نماید، چه غلبه بر یک چالش یا مشکل خاص باشد، چه رسیدن به نهایت توانایی‌های خویش در همه جنبه‌های زندگی. برای این که بهترین خویش باشید و غیرممکن‌ها را ممکن سازید، نباید از ترس بترسید، باید بزرگ فکر نمایید و خودتان را به جلو سوق دهید.
وقتی با این طرز فکر درمورد دیگران فکر نماییم، پیشگامان، مخترعین و مکتشفین را در ذهنتان تجسم نمایید: آن ها شکست را به عنوان قدمی برای رسیدن به موفقیت در آغوش می گیرند.

اما لازم نیست روی بند راه بروید، قله اورست را فتح نمایید یا برای رسیدن به این طرز فکر نابینا را شفا دهید. وقتی پاداش موفقیتی بزرگ باشد، استقبال نمودن از شکست احتمالی رمز وارد گشتن به چالش‌های مختلف می باشد، چه با آغاز یک کار جدید بخواهید زندگی‌ خویش را از نو بسازید، چه برای داشتن رابطه‌ای عمیق‌تر به خود اجازه اعتماد نمودن به فردی دیگر را بدهید.

برای رسیدن به هر هدف باارزش، باید ریسک نمایید. توصیه‌ای که در برخورد با ریسک‌ها ارائه می گردد، ساده و سرراست می باشد: باید تصمیم بگیرید این هدف ارزش آن ریسک را دارد یا خیر. اگر دارد، دیگر نباید نگران چیزی باشید.

مدیریت زمان - برنامه فکرانه - احمد محمدی
بخوانید

البته ریسک‌های شما باید حساب‌ شده باشد؛ نباید چشم‌ بسته دل به دریا بزنید و امید بهترین نتیجه را داشته باشید. رسیدن به هدف یا حداقل به کار گرفتن همه تلاشتان ، نیازمند آماده‌سازی، تمرین و دانستن مهارت‌ها و داشتن توانایی‌های لازم می باشد.

به دست آوردن طرز فکر بی‌باکانه

یکی از بزرگ ترین رازهای موفقیت عمل نمودن در منطقه توانایی‌هایتان ولی بیرون از منطقه امن‌تان می باشد. با این که ممکن است با شکستی بزرگ مواجه گردید، ولی امکان پیروزی بزرگ هم برای شما وجود دارد؛ و به همین دلیل است که ریسک و شجاعت بزرگ پیش‌ زمینه آن می باشد. در هر دو حالت، درمورد توانایی‌ها، استعدادها و راهکارهای خود بهتر فهمیده و برای چالش بعدی خود را قوی‌تر خواهید نمود.

اگر به نظر شما خطرناک می‌آید، باید بگوییم بله، ممکن است این گونه باشد. ولی راه‌هایی برای ساده تر به دست آوردن این طرز فکر بی‌باکانه وجود دارد. اولین راه، این است که آگاهانه رویکردی مثبت داشته باشید، تا با هر چه هم که مواجه گشتید، بتوانید درس‌های آن تجربه را آموخته و به پیشرفت ادامه دهید.

این واقعیت دارد که همه ذاتاً مثبت‌اندیش نمی باشند، ولی می‌توانند در هر مقطعی از زندگی تصمیم به تغییر رویکرد خویش بگیرند. خواندن درمورد شکست‌های دیگران و واکنش‌های متعاقب افراد موفق به آن و تکرار این داستان‌ های تاریخی برای دیگران در این راه بسیار مفید می باشد.

ثبت ديدگاه