تاثیر نوشتن و مکتوب کردن اهداف در دستیابی به موفقیت (2)

ما در این مقاله دو قسمتی، راجع به اهمیت نگارش اهداف صحبت کردیم و گفتیم که برای تحقق آنها، نیازمند برنامه ای کارا و البته ایجاد عاداتی صحیح و البته جدید هستیم. فرایند آگاهانه خلق عادت، کاری چالش زاست.

یادتان باشد که بسیار مهم است که بدانید که چرا به چنین تغییراتی نیاز دارید و اصلا برای چه دارید این سختی و مشقت را تحمل می کنید. آیا آمادگی قبول چنین مسئولیتی را دارید؟ آیا فکر می کنید دلیل و انگیزه تان، شما را به سر منزل مقصود،‌ که همان تحقق اهدافتان می باشد، می رساند؟

در اینجا باز هم می خواهم نکته ای یادتان بدهم:

این بار بیایید و خودتان را دست کم بگیرید. این کار، شما را بر می انگیزد و به کار وا می دارد اما در اصل، به معنای پایین آوردن کیفیت و کمیت اهدافتان می باشد. این روش، برای آن دسته از ایده آل گراهایی اصولا لقمه های بسیار بزرگ تر از دهانشان بر می دارند، موثر واقع می شود.

این کار به این معنا نیست که شما باید اهداف چالش زا و برانگیزنده تان را با هدفی معمولی عوض کنید و بی خیال آرمان ها و آرزوهایتان شوید؛ بلکه، از شما می خواهیم که با چشم باز و شناخت و آگاهی اهدافتان را برنامه ریزی کنید.

راهکار های طلایی هدف گذاری برای دستیابی به موفقیت
بخوانید

برنامه ریزی کردن امری کاملا شخصی است اما بسیاری از افراد فکر می کنند که حتما باید در همه لحظات فقط و فقط از آن برنامه پیروی کنند. اصلا اشکالی ندارد که گاهی اوقات، از دوستان یا مربیانتان پیروی کنید تا ببینید که آیا شما هم از انجام آن کارها خوشتان می آید یا خیر. در هر صورت، چیزی که مهم است این است که بدانید که چرا به چنین تغییراتی نیاز دارید و به آن ها در زندگی تان نیاز دارید. با توجه به مسائلی که گفتیم، آیا الان آماده قبول چنین مسئولیتی هستید؟

مهم نیست چه برنامه ای برای خودتان می ریزید، فقط به خاطر داشته باشید که در نهایت، برخی از آن اهداف، جامه عمل به تن نخواهند کرد و شما در رسیدن به آنها موفق نمی شوید.

چیزی که من به کرات با آن مواجه شده ام این است که اکثر مربیان یا کتب، از شما می خواهند که اهدافتان را با سایرین در میان بگذارید  تا باعث شود در تحقق آنها کوتاهی نکنید. اما این استراتژی هم نقص های خاص خودش را دارد. مساله اینست که هیچ کسی جز شما نمی تواند تغییراتی که به دنبالشان هستید، در زندگی تان ایجاد کند؛ پس نمی توانید بار مسئولیت آن را به دوش سایرین بیندازید؛ ضمن اینکه نمی توانید دستاوردهایتان را هم با آنها شریک شوید. متوجه منظورم شدید؟

8 ویژگی یک رئیس موفق و محبوب در تعامل با کارمندان
بخوانید

What Happens to Your Life When You Write Goals Down

بگذارید مثالی برایتان بزنم. فرض کنیم که شما تصمیم می گیرید که شنبه ها پیاده روی کنید. شما نباید بروید و از دوستانتان بخواهید که با شما پیاده روی کنند. چرا که به محض اینکه تغییری در برنامه آنها ایجاد شود، ادامه دادن این هدف، برای شما چالش زا تر از قبل می شود. ضمنا، غیبت و عدم حضور آنها هم بهانه ای برای شما می شود و شما قطعا از انجام کار، سرباز خواهید زد.

تحسین کردن عالی است اما تحقیر کردن هیچ وقت محرک و انگیزه خوبی برای ادامه دادن راه نبوده است. آن دسته از افرادی که اهداف کوچک برای خود تعیین می کنند، بیشتر از سایرین می توانند آنها را محقق کنند. و هر چه بیشتر در محقق ساختن اهدافمان موفق شویم و تجربه مثبت داشته باشیم، بیشتر مایلیم که به اهداف بیشتر و بیشتر دست پیدا کنیم و در واقع، احتمال موفقیت خودمان را بیش از پیش بیشتر می کنیم.

نوشتن اهداف روشن و واضح برای آن دسته از افرادی که به انجام این کار عادت کرده اند، معجزه می کند؛ آنها به زندگی شان سامان می بخشند. تصویرسازی و تجسم مثبت و تعریف و بیان دقیق جزییات فرایند و مراحلی که از سر خواهید گذراند به همراه اعمال و پیاده سازی تغییرات مثبت و سازنده منجر به دستیابی به نتایج مورد نظر شما شده و به شما کمک می کنند تا در تمامی مراحل، چه سخت و چه آسان، انگیزه تان را حفظ کنید و به قولی که به خودتان داده اید، متعهد باقی بمانید.

بیش از حد فکر کردن به عواقب احتمالی، شادی شما را به یغما می برد(2)
بخوانید

به خاطر داشته باشید که هر چقدر هم که با دقت برنامه ریزی کنید، اهدافی وجود دارند که شما قادر به دست یابی به آنها نخواهید بود و این کاملا طبیعی است. شکست هم بخشی از فرآیند است و ما نباید از آنها هراسی داشته باشیم. به آنها، به چشم موانعی کوچک و جزیی در مسیر نگاه کنید که به راحتی آنها را پشت سر خواهید گذاشت. به هر حال، گاهی اوقات، اهدافمان نتیجه مطلوب و مد نظر ما را برایمان رقم نمی زنند. اما خودتان را از تجربه آنها محروم نکنید و بدانید که این هم بخشی گرانمایه از تجارب شما خواهد شد.

ثبت ديدگاه