بیش از حد فکر کردن به عواقب احتمالی، شادی شما را به یغما می برد(2)

در مقاله قبلی توجه شما را به تفاوت میان تحلیل امور و بررسی عملی جنبه های مختلف یک مساله و نیز بیش از حد فکر کردن جلب کردیم. از شما خواستیم تا علی رغم میل و خواسته تان، این حقیقت را بپذیرید که الزاما هر مساله ای، جواب روشن و هر رویدادی، علت وقوع مشخصی ندارد. سپس به شما گفتیم توجه بیش از حد به نتایج احتمالی یک اتفاق می تواند توجه شما را از هدف نهایی  و غایی تان منحرف سازد.

از شما خواستیم تا بیش از حد خودتان را درگیر جزئیات نکنید تا اصل قضیه فراموش شود؛ افرادی که بیش از حد به احتمالات و نتایج یک تک رویداد خاص می اندیشند، خودشان را درگیر و نگران آینده می یابند؛ آنها نمی دانند که سرانجام، امور چطور رتق و فتق می شوند؛ تک تک مسائل در جای خود اهمیت دارند، اما ما تنها با تمرکز بر روی هدف اصلی مان، می توانیم از افتادن در ورطه جزییات چرایی یک مساله خاص رها شویم. بهترین راه برای مقابله با چنین رفتارهایی، به خاطر داشتن هدف اصلی و در عین حال، برداشتن قدم های کوچک در مسیر رسیدن و تحقق آن هدف می باشد.

اجازه ندهید تمرکز و توجه بیش از حد روی یک مساله، شما را از به پیش رفتن باز دارد. در عین حال، باید مراقب باشید که بیش از حد روی هدف اصلی هم متمرکز نشوید به طوری که اصلا ندانید قدم بعدی تان چیست؛ حفظ تعادل میان این دو مورد، اهمیتی حیاتی در موفقیت نهایی شما ایفا می کند؛ تلاش برای یافتن این تعادل، ارزش تمام وقت و انرژی شما را خواهد داشت.

3. بینش واضح و روشنی نسبت به هدف داشته باشید

افرادی که بیش از حد به نتایج احتمالی امور می اندیشند، خیلی راحت تمرکز و توجهشان را از دست می دهند؛ رویداد ها و اتفاقاتی که در حین حرکت در مسیر برایشان روی می دهد، خیلی راحت افکارشان را از آنها می ربایند؛ آنها در تله افکاری گیر می افتند که هیچ کنترلی روی آنها ندارند. برای اینکه از وقوع چنین حواس پرتی هایی در ذهنتان جلوگیری کنید و تمرکزتان را روی هدف نگه دارید، باید وضوح دید و بینش خود را قوت و شدت ببخشید.

حتما می پرسید چطور؟ شما باید دقیقا بدانید که می خواهید امروز چه کاری انجام دهید و می خواهید چه نتیجه ای از آن به دست آورید؛ شما باید بدانید که از زندگی تان چه می خواهید و می خواهید به کجا بروید.

Overthinking Will Destroy Your Happiness: 3 Tips to Keep Your Sanity

نکته ای که مهم است این است که اگر بتوانید روی اهداف و بینش و مقصودتان از زندگی متمرکز بمانید، راحت تر می توانید از رویداد ها و مسائلی که تمرکز شما را می دزدند، عبور کنید و کنترل بیشتری را روی افکارتان حفظ کنید؛ شما با این کار، انرژی کمتری را هم صرف مبارزه با آن حواس پرتی ها خواهید کرد.

صرف نظر از اهدافی که در زندگی تان دارید، باید بدانید که حفظ وضوح اهداف از اهمیت والایی برخوردار است؛ اما این مساله، در مورد آن دسته از افرادی که بیش از حد فکر می کنند، به مراتب از اهمیت بالاتری برخوردار می شود؛ این افراد آن قدر خودشان را درگیر جزئیات می کنند،‌ که گاهی فراموش می کنند از ابتدا به دنبال چه چیزی بوده اند.

برای بهبود وضوح، ببنید که دقیقا چه می خواهید؛ به چه اهدافی می خواهید برسید؛ سپس، برنامه ای دقیق تعریف کنید تا شما را از نقطه فعلی به جایگاه مد نظر برساند؛ اجازه ندهید موانع کوچک آن قدر بزرگ شوند که در نهایت مسیر شما برای رسیدن به هدف را مسدود سازند.

4. ذهنتان را آزاد کنید

قدرت تحلیل گری بالا، هم یک نعمت است و هم یک بلا؛ این که بتوانید قبل از انجام عمل و اقدامی، به جوانب مختلف مساله بیاندیشید و ابعاد مختلف را تجزیه و تحلیل کنید، عالیست. اما باید به خاطر داشته باشید که در صورت غفلت، خیلی سریع ممکن است به ورطه نابود کننده بیش از حد فکر کردن بیفتید؛ در این صورت است که نعمت خدادادیتان را به یک بلای خانمان سوز تبدیل کرده اید و قدرت اقدام و عمل را از خودتان دریغ کرده اید. زمان کافی و وافی را – متناسب با هر مساله ای – صرف بررسی نتایج و شرایط هر مساله بکنید و سپس، به مسیرتان ادامه دهید و در حین حرکت و انجام قدم های بعدی، هدف غایی تان را در پس ذهنتان نگه دارید و تغییرات و تصمیمات لازم را متعاقبا اعمال کنید.

ثبت ديدگاه

13 − 12 =