بیش از حد فکر کردن به عواقب احتمالی، شادی شما را به یغما می برد(1)

توانایی تحلیل شرایط یک خصوصیت بسیار فوق العاده است که تاثیرات مثبتی بر تصمیم و انتخاب های ما می گذارد؛ شما با پرورش قدرت تحلیل تان، تصمیمات بهتری می گیرید، درک و شناخت عمیق تری نسبت به محیط و دنیای اطراف تان پیدا می کنید و در نهایت امر، به فرد موفق تری بدل خواهید شد.

اما نکته ای که باید به شما خاطر نشان کنم این است که بین تحلیل گر بودن و بیش از حد فکر کردن، مرزی به باریکی مو وجود دارد؛ مرزی که شناختش نقش بسیار حیاتی در رفتارهایتان ایفا خواهد کرد.

بیش از حد فکر کردن به نتایج احتمالی یک مساله، شادی و رضایت فرد را از بین برده و قدرت تصمیم گیری را از وی می رباید؛ متعاقبا، فرد قدرت اقدام و عمل را، آن هم در شرایط و زمانی که بیش از هر چیز دیگری بدان نیاز دارد، از دست می دهد.

این افراد، مدام خودشان را بابت اشتباهاتی که روز گذشته مرتکب شده اند، سرزنش یا با احتمالاتی که باید برای موفقیت فردایشان در نظر بگیرند، خسته می کنند؛ وقتی تمام فکر و ذکرشان را صرف بررسی ابعاد مختلف یک رویداد می کنند، به ناگاه، خودشان را عاری از توان و قدرت کافی جهت تصمیم گیری می یابند و در واقع، با دیدن جوانب مختلف، گویی فلج شده و قدرت حرکت خود را از دست می دهند؛ عدم توانایی این افراد در اتخاذ تصمیم های آنی و قاطع، منجر به تجربه ی احساس خشم و عصبانیت در آنها می شود.

چکیده کتاب 7 عادت مردم بسیار کارآمد(تاثیرگذار)
بخوانید

Overthinking Will Destroy Your Happiness: 3 Tips to Keep Your Sanity

با اینکه شکستن چنین چرخه باطلی سخت است، اما در ادامه و البته در مقاله بعدی، سه راه حل را با شما در میان می گذاریم که می توانید با تکیه بر آنها، تفکرات و تحلیل هایتان را تحت کنترل خود داشته باشید:

1. بپذیرید که نمی شود برای هر مساله ای، جواب یافت

قرار نیست شما از تمامی مسائلی که در دنیا اتفاق می افتد، سر در بیاورید و دلیل و حکمت رخداد آنها را درک کنید؛ هر سوالی هم الزاما دارای جواب نخواهد بود. افرادی که بیش از حد فکر می کنند، اصولا دوست دارند رابطه علت و معلولی در پس تمامی رویداد ها را کشف کنند.

متاسفانه ما در دنیای پیچیده ای زندگی می کنیم که علت و معلول همچون تارهای بی انتهایی در هم تنیده شده اند و تلاش برای یافتن سرنخ و دنبال کردن تک تک این تارها، چیزی جز حمله قلبی و بیماری های گوناگون نصیب تان نخواهد کرد.

تنها کاری که لازم است انجام دهید، پذیرش این حقیقت است که هر چیزی، الزاما جواب ندارد؛ بعضی اوقات، اتفاقاتی روی می دهند که یا دلیل مشخص و روشنی ندارند یا اینکه علت بروز آنها آنقدر پیچیده است که تلاش برای کشف آنها، ارزش وقت و انرژی شما را نخواهد داشت.

آینده خود را در دست بگیرید
بخوانید

البته پذیرش این مساله برای افراد تحلیل گر و تحلیل محور هم سخت است؛ این افراد می خواهند ته هر چیزی را در بیاورند و حقیقت نهفته در اتفاقات را برملا سازند. اما در اغلب اوقات، اصلا حقیقت نهفته ای در کار نیست و ما صرفا به دنبال یک خرگوش، از این حفره به حفره ای دیگر می پریم و دنبال چیزی می گردیم که اصلا وجود ندارد.

پذیرفتن و روبه رو شدن با این حقیقت که همه مسائل ما جواب روشن و واضحی ندارند و هر رویدادی را نمی توان الزاما به یک علت قابل شناسایی صریح نسبت داد، به صبر، درایت، پختگی و بلوغ فکری ما نیاز دارد. اما اگر بتوانید این خصوصیات را در خودتان ایجاد کنید و این حقیقت را بپذیرید، خودتان را از تحمل استرس زیادی نجات داده اید.

2. بزرگ فکر کنید اما با برداشتن قدم های کوچک آغاز کنید

شما باید تمرکز تان را روی تصویر بزرگ تر و هدف والایی که در ورای اهداف کوچک ترتان قرار دارد، حفظ کنید. در اغلب موارد،‌ افرادی که بیش از حد به احتمالات می اندیشند، خودشان را درگیر یک رویداد خاص و تک می کنند؛ تمام فکر و ذکرشان، همان یک اتفاق می شود؛ انرژی شان را صرف آن می کنند؛ زمان بیش از حدی را نیز به بررسی جوانب مختلف آن یک رویداد اختصاص می دهند که خود،‌ مانع از دیدن تصویر اصلی و هدف غایی می شود؛ در واقع، در این شرایط، هدف غایی در میان جزئیات مربوط به یک اتفاق، گم می شود.

8 روش بازاریابی محتوا با استفاده از تصاویر خلاقانه
بخوانید

ثبت ديدگاه