با جان و دل کار کنید و از تمرکز بیش از حد برروی نتیجه نهایی بپرهیزید (1)

خب؛ شما یک پروژه جدید را در  دست گرفته اید یا می خواهید به طور منظم ورزش کنید؛ فرض کنیم که این کار کاملا برایتان جدید است و قبلا چنین تجربه ای نداشته اید. شما مطمئن نیستید که آیا از پس آن بر خواهید آمد یا خیر؛ در نتیجه، شما هرچه در توان دارید می گذارید تا در نهایت به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید.

تمرکز کردن به خودی خود در هر کاری بسیار خوب است. سال های سال است که به مدیران توصیه شده تمرکز خود را بر مسائل مشخصی مانند طراحی استراتژی هایی برای تولید بهتر و کم هزینه تر محصول، از بین بردن موانع خط تولید، توسعه اولویت ها و توجه به دو یا سه اولویت اصلی و سازماندهی زمان به گونه ای که بتوان به صورت پی در پی بر مسائل پیچیده متمرکز شد، حفظ کنند. اما گاهی اوقات تمرکز بیش از حد می تواند برای سلامت ما، چه از نظر فردی و چه سازمانی مضر باشد.

بیش از حد فکر کردن مشکلی است که باعث می‌شود فرد بیش از حد فکر کند. به عبارتی معنای آن فکر کردن زیاد است. اگرچه فکرکردن پدیده ای مثبت است و باعث پیشرفت انسان می‌شود اما بر خلاف آن بیش از حد فکر کردن پدیده‌ای منفی است. هنگامی که در چرخه فکر زیاد گرفتار می‌شوید، اقدامی نمی‌کنید، تصمیمی نمی‌گیرید و فقط به یک موضوع خاص بارها و بارها فکر می‌کنید.

Act with Devotion & Intention, Letting Go of Attachment to Outcome

معمولاً بیش از حد فکر کردن مربوط به اتفاقات گذشته و یا اتفاقات آینده می‌باشد. گاهی می‌خواهیم تصمیمی بگیریم اما به جای اینکه به صورت عملی اقدام کنیم مرتب در ذهنمان آن را بررسی می‌کنیم. اگر به این افکار دقت کنید متوجه می‌شوید که هیچ‌گاه تمام نمی‌شوند و شما در یک چرخه تولید افکار بی‌پایان گرفتار می‌شوید. می‌توان بیش از حد فکر کردن را در یکی از دو دسته پایین قرار داد.

8 نکته برای داشتن حداکثر بهره وری در مشاغل خانگی و دورکاری
بخوانید

ماکس بازرمن، در کتاب جدید خود به نام «قدرت توجه کردن» نتیجه می گیرد که تمرکز بیش از حد، یکی از دلایلی است که باعث می شود رهبران سازمانی نتوانند به واقعیت های مهم مرتبط با تصمیم های خود توجه کنند.

توجه بیش از حد به نتیجه نهایی کار چیزی جز استرس، تردید، ترس و فشار را برای تان به ارمغان نخواهد آورد؛ در واقع، ما باید تحت همه شرایط بدانیم که:

1. ما نمی توانیم همیشه نتیجه را کنترل کنیم

بعضی وقت ها افراد دیگر هم در رقم زدن نتیجه نهایی نقش ایفا می کنند یا حتی به طور ناخواسته، منجر به از دست رفتن زحمات شخص ما و حصول نتیجه نامطلوب می گردند. بعضی اوقات هم مسائل و مواردی اتفاق می افتند که ما پیش بینی نکرده ایم و انتظار وقوع شان را هم نداشته ایم؛ همچنین، گاهی اوقات هم علی رغم این که نهایت تلاش مان را می کنیم و واقعا از جان و دل مایه می گذاریم، باز هم به آن چه که می خواسته ایم نمی رسیم.

به عنوان مثال، مساله برنامه ریزی برای یک پیک نیک را در نظر بگیرید؛ ممکن است هوا خراب شود؛ ما مریض شویم؛ یا اصلا رئیس مان در آن روز خاص از ما بخواهد که سر کار حاضر شویم. به هر حال، چه بخواهیم و چه نخواهیم، همیشه دلیلی برای به هم خوردن برنامه ریزی های ما وجود خواهد داشت.

۵ ترفند علمی برای بهبود و تسریع فرآیند یادگیری
بخوانید

2. شاید به یک نتیجه فوق العاده نرسیم اما در عوض شاید بتوانیم چندین نتیجه خوب به دست بیاوریم

به عنوان مثال، فرض کنید که پس از این همه ورزش کردن و صبح زود از خواب ناز بیدار شدن، شکم ما هنوز آب نشده و هنوز چربی اضافه داریم یا اینکه فرض کنید که ما نتوانستیم پس از این همه تمرین، در مسابقه دوی ماراتن شرکت کنیم؛ اما بهتر است در این مواقع، به نیمه پر لیوان نگاه کنیم؛ درست است که شرایط و نتایج آن طور که انتظار داشتیم، پیش نرفت، اما ما توانستیم سطح سلامتی مان را ارتقا دهیم؛ از ورزش لذت بردیم؛ با افراد جدید در حین ورزش آشنا شدیم.

یا مثلا، فرض کنید که پروژه مان به نتیجه مطلوب و دلخواه ما نرسد؛ ما دست کم می توانیم از فرآیند انجام اجرای آن لذت ببریم، چیزهای جدید یاد بگیریم، کیفیت روابط مان را با دیگر اعضای تیم یا مشتریان بهبود بخشیم، یا در کارمان مهارت بیشتری پیدا کنیم؛ غیر از این است؟ در واقع، ما نباید تمامی هم و غم مان را در نتیجه نهایی قرار دهیم؛ بلکه باید به خاطر داشته باشیم که اگر ذهن مان را نسبت به نتیجه واقعی کار باز بگذاریم، شاید به واقع متوجه شویم که نتیجه حاصله از آنچه که ما انتظارش را داشتیم، بهتر است.

3. تمرکز صرف روی نتیجه خطرناک است

ما با این کار، استرس بیشتری تجربه می کنیم، لذت کمتری می بریم، گاهی اوقات با فرض اینکه ما نمی توانیم به نتیجه مطلوب برسیم،‌ اصلا کار را شروع نمی کنیم. ما هیچ وقت نگارش رمانی که آرزویش را داشتیم شروع نخواهیم کرد زیرا با خودمان می گوییم من که نمی توانم خوب بنویسم. اما مساله اینجاست که اگر هیچ گاه این کار را شروع نکنیم، پس چطور انتظار داریم که در نگارش قوی تر شویم؟ ضمنا، توجه و تمرکز روی نتیجه ای که نمی توانیم حاصل کنیم، منجر می شود از خودمان نا امید شویم یا احساس کنیم که ما توانایی کافی و وافی برای موفقیت نداریم.

از 24 ساعت زمان خود به اندازه 48 ساعت بهره ببرید
بخوانید

خب؛ لابد دارید با خودتان می گویید «بالاخره که چه؟ نتیجه مهم است؛ شاید ما باید پس از انجام یک سری مراحل، حتما به یک نتیجه  ای خاص برسیم و می پرسید آیا باز هم نباید به نتیجه نهایی فکر کنید؟ ببینید؛ من در همان عنوان مقاله هم از شما خواستم با جان و دل کار کنید؛ تمامی کارهایی که باید برای کسب نتیجه و موفقیت انجام دهید را انجام دهید. برنامه ریزی کنید و طبق آن به پیش بروید؛ شاید همین الان هم تا همین قسمت را کاملا رعایت کنید. نکته متفاوت در اینجاست که من از شما می خواهم در هر مرحله، تک تک کارهای لازم را انجام دهید؛ اما سعی کنید که خودتان را به نتیجه وابسته نکنید. در مقاله بعدی به اهمیت این کار، یعنی عدم وابستگی به نتیجه از پیش تعیین شده خواهم پرداخت.

ثبت ديدگاه