با جان و دل کار کنید و از تمرکز بیش از حد برروی نتیجه نهایی بپرهیزید (2)

در مقاله قبلی، از شما خواستم مراحل لازم و ضروری جهت موفقیت در کار یا هدفتان را تعیین کنید و آنها را انجام دهید و در عین حال، خودتان را به حصول نتیجه ای از پیش تعیین شده وابسته نکنید؛ در واقع، هدف من این بود که در صورتی که نتوانستید به نتیجه مورد انتظارتان برسید، امیدتان را از دست ندهید و از خود ناامید نشوید؛ بلکه به جوانب مثبت کار بیندیشید. حال در ادامه قصد دارم تا به اهمیت و تاثیر قطع وابستگی به نتیجه مورد انتظارتان بپردازم.

فراموش کردن نتیجه مورد انتظار و دست کشیدن از پیش بینی کردن نتایج، به شما احساس آزادی و رها شدن می دهد؛ شما احساس سبک بالی خواهید کرد. این کار به ما کمک می کند تا به کارهایمان، به بودنمان در لحظه اکنون و به خود کار و هدف بیندیشیم و با چسبیدن به آینده ای که به زور سعی در ساختنش داریم، ذهنمان را آشفته نسازیم که باعث شود نتوانیم از لحظه کنونی لذت ببریم. این کار به ما کمک می کند روابط بهتری با سایرین بسازیم زیرا ما فقط درگیر هدف نهایی نیستیم و می توانیم به افراد دخیل در پروژه بپرددازیم و با آنها آشنا شویم. ضمنا، این کار به ما کمک می کند تا روابط بهتری هم با خودمان برقرار سازیم چرا که ما به سلامت و رضایت خود هم می پردازیم و دیگر مثل گذشته، صرفا به دنبال منابع خارجی (خارج از دسترس) خوشحالی و رضایت از زندگی نیستیم. ما خودمان را بهتر و بیشتر دوست خواهیم داشت.

5 عادتی که افراد موفق در خود تثبیت نموده اند(1)
بخوانید

Act with Devotion & Intention, Letting Go of Attachment to Outcome

خب؛ حالا به جای نتیجه بهتر است روی چه چیزهایی تمرکز کنیم؟

در ادامه چند مثال برایتان می آورم:

  • نیت: من به شخصه دریافته ام که انجام خود کار از نتیجه نهایی مهم تر است؛ به عنوان مثال، هدف من این است که با نوشتن این پست، به دیگران کمک کنم و دست کم به اندازه سر سوزنی، راهنما و راهگشای آنها باشم؛ من قصد دارم تا هربار که به پیاده روی یا دو می روم، از طبیعت لذت ببرم و قدر آن را بدانم؛ تصمیم گرفته ام وقتی با کسی صحبت می کنم، در لحظه حال باشم و با دقت به وی گوش دهم و با او همدردی کنم و اگر حداقل کاری از دستم برایش بر نمی آید، تا اندازه ای روح وی را سبک بال تر سازم. من همه کارهایم را با چنین تفکر و نگرشی به پیش می برم.
  • تلاش:‌ به جای اینکه مدام نگران این باشید که آخر سر چه می شود، به میزان تمرکز تان بر کار در لحظه فعلی توجه کنید؛ ببینید چقدر از خودتان مایه می گذارید؛ و میزان آگاهی تان به هنگام انجام کار تا چه حد است. آیا کارتان را با عشق انجام می دهید؟
  • فرآیند: نتیجه نهایی، در اصل، نتیجه فرایند است. اگر نتیجه ای که مد نظرتان بوده است را به دست نمی آورید، ببینید که چطور می توانید فرآیند انجام کار را بهبود بخشید. شما به هنگام انجام کار، چقدر دقت می کنید و چه وسواسی از خود نشان می دهید؟‌ چطور می توانید کارتان را بهتر کنید؟ به جای توجه بیش از حد به نتیجه، ببینید که در حال حاضر چطور و با چه کیفیتی کارتان را انجام می دهید.
  • لحظه:‌ چه چیزی/ویژگی خاصی در این لحظه که در حال انجام این کار هستیم، وجود دارد؟ آیا در کارتان، کنجکاوی لازم را از خودتان نشان می دهید؟ یا اینکه با ذهنیتی از پیش تعیین شده در حال انجام کارها هستید؟ چه چیزی را درباره خودتان، دیگران یا هرچه که در اطرافتان وجود دارد، تحسین می کنید؟
  • روابط: روابطی که با افرادی که با آنها کار می کنید یا به آنها خدمت می کنید یا روابطتتان با افرادی که دوستشان دارید، از نتیجه نهایی به مراتب مهم ترند. متاسفانه وقتی که تمام هم و غمتان را روی نتیجه نهایی می گذارید، نسبت به احساسات سایر افراد بی توجه می شوید و وقتی هم که کاری را طبق خواسته شما انجام نمی دهند، به آنها چشم غره می روید. شما به جای این کار می توانید روی ارتباطتتان با آنها متمرکز شوید و به دنبال راه هایی باشید که در ابتدا آنها و در نهایت خودتان از آن لذت ببرید.
اهمیت برنامه ریزی در کنار عملگرایی
بخوانید

این موارد را از همین امروز در زندگی تان پیاده کنید و ببینید که چه تغییراتی در شما، زندگی تان و نگرشتان به زندگی ایجاد خواهند کرد.

ثبت ديدگاه