از 24 ساعت زمان خود به اندازه 48 ساعت بهره ببرید

به نظر می رسد من به عنوان یک روزنامه نگار مستقل، که عملا با یک دست چندین و چند هندوانه هم بلند کرده و خواهم کرد، هیچ وقت زمان کافی در اختیار نخواهم داشت و همین مساله، تمرکز و حفظ آن را برایم کمی سخت و چالش برانگیز ساخته است. من هر روز صبح، فهرستی از کارهایی که باید انجام بدهم آماده می کنم که متاسفانه، در اغلب موارد، برخی از کارهای نوشته شده در فهرست کارهای روز قبل هم در آن دیده می شود.

به عنوان مثال، من باید به ایمیل های زیادی جواب دهم، تماس های زیادی بگیرم، به فاکتور ها و صورت حساب ها رسیدگی کنم، برای وبسایت های مختلفی که با آنها قرارداد همکاری دارم، مطلب تهیه کنم، با مشتریان خودم صحبت کنم، و ده ها کار دیگر؛ اوه؛ یادم رفت، به آن لیست به ظاهر تمام نشدنی، تلاش برای نوشتن کتابم را هم بیفزایید. واقعا، بعضی وقت ها نمی دانم که از کدام کار شروع کنم و اولویت با کدام کارهاست!
دقیقا به همین دلیل است که پیام کتاب “تعلل از روی عمد” را دوست دارم و اخیرا متوجه شده ام که برخی از نکات و توصیه های آن را نیز در زندگی ام به کار می برم.

نویسنده این کتاب، “روری ویدن” می گوید مدیریت زمان راز موفقیت نیست؛ بلکه، ذات مدیریت است که ما را به موفقیت می رساند. ما باید بتوانیم احساسات قدرتمندی که ما را به سمت اولویت قرار دادن خواسته های دیگران و نادیده گرفتن آنچه که برای خودمان اهمیت دارند، سوق می دهند، شناسایی کنیم و آنها را به چالش بکشیم. همچنین، ما باید بر اعمال و اقداماتی که در دراز مدت پول بیشتری عایدمان می کنند و در عین حال زمان بیشتری برایمان خلق می کنند، به جای کارهایی که نتایج و تاثیرات کوتاه مدت دارند، متمرکز شویم.

ویدن پیشنهاد می دهد فعالیت های مشابه را با هم در یک مجموعه و گروه قرار دهیم و در یک حرکت، به آنها حمله کنیم. من بعد از خواند کتابش، احساس می کنم آگاهی بیشتری در مورد خودم پیدا کرده ام؛ این که چقدر از یک کار به کار دیگری می پرم؛ مثلا از نوشتن یک مقاله به زنگ زدن به یک مشتری؛ و با این کارها انرژی خودم را خالی می کردم، تمرکزم را به هم می ریختم و در واقع، وقتم را تلف می کردم. ضمن اینکه دریافتم با سر زدن مداوم به صندوق پستی ام، چقدر از زمانم را از دست می دادم.

زمانتان را چند برابر کنید

بله؛ ما باید زمان کافی، مثلا نیم ساعت، سه بار در روز، صرف مطالعه و پاسخ به ایمیل هایمان کنیم و از هر چند دقیقه یک بار سر زدن به صندوق پستی خودداری کنم. این مورد، در ارتباط با شبکه های اجتماعی هم صادق است. شاید با خودتان بگویید فقط چند لحظه را در فیسبوک سپری می کنید و به ادامه کارتان می پردازید؛ اما تا به خودتان می آیید، می بینید که با کلیک روی لینک یک ویدئوی جالب وارد یک دنیای دیگر شده اید یا ناگهان خودتان را در حال خواندن یک متن طولانی و البته جذاب می یابید. من اخیرا، سعی کرده ام فعالیت های مشابه ام را در گروه هایی طبقه بندی کنم و احساس می کنم این کار به تمرکز و افزایش راندمان من منجر خواهد شد.

ویدن یک پیشنهاد جذاب دیگر هم دارد: وی می گوید روی تنها و مهم ترین کاری که در موفقیت آتی تان نقش حیاتی بازی می کند و بهترین نتیجه را برایتان به ارمغان می آورد، متمرکز شوید. اندکی بعد از خواندن کتاب تعلل عامدانه متوجه شدم قبل از انجام کارها، از خودم می پرسم آیا کاری که قصد انجامش را دارم، بهترین راه برای سپری کردن اوقات من است و در صورت مثبت بودن جواب آن را انجام می دهم؛ اما باید به شما بگویم که در اغلب موارد، جواب منفی است؛ آیا تعجب کردید؟

حال من از خودم می پرسم: آیا کاری که می خواهم انجام دهم مهم و ضروری است؟ یا می توانم آن را به زمان دیگری موکول کنم و در حال حاضر به مساله دیگری که منجر به کسب موفقیت در درازمدت می شود، بپردازم؟

این کتاب باعث شد درباره ارزش زمان هم فکر کنم. ویدن در کتابش از ما می خواهد نرخ و قیمت روزانه مان را محاسبه کنیم و با تکیه بر آن، ببینیم آیا ارزش دارد کار و فعالیت زمان بری را با پرداخت هزینه، به فرد دیگری واگذار کنیم یا خیر.

من اخیرا وبسایتی برای یک خط جدید کاری طراحی کرده ام که از طراحی اش واقعا لذت بردم و به خودم هم افتخار کردم. یادگرفتن مطالب جدید چالش برانگیز است اما در عین حال می تواند سرگرم کننده و بسیار رضایت بخش هم باشد. اما باید از خودم بپرسم آیا این کار بهترین نوع استفاده من از زمان ومهارت و تخصصم بود؟ آیا باید روی یک کار دیگر زمان و انرژی می گذاشتم و فرد دیگری را مسئول طراحی وبسایتم می کردم؟ این سوال خیلی مهم است.

همچنین، خواندن این کتاب مرا بر آن داشت تا تفاوت میان تعلل و صبر را درک کنم. اکثر ما تعلل را منفی می پنداریم و خودمان را بابت به تاخیر انداختن کارها سرزنش می کنیم. اما صبر کردن را کار درستی فرض می کنیم. به نظر من شناسایی تفاوت این دو کار سختی است و خیلی خوب می شود که معنا و ارزش واقعی آگاهانه به تعویق انداختن کارها را درک کنیم.

در پایان، مطالعه این کتاب را به مدیران عامل، مدیران ارشد، رهبران تیم، افراد مستقل و والدین توصیه می کنم. در واقع، این کتاب می تواند به تمامی کسانی که سعی دارند زمانشان را مدیریت کنند کمک کند تا زندگی پربار تری برای خود رقم بزنند.

منبع: وبسایت Mindtools

 

مطالب مرتبط:

ثبت ديدگاه

چهار × چهار =