احساسات منفی دشمن درجه یک موفقیت و کمال هستند

خیلی خب؛ شما یک تکه کیک خورده اید در حالی که می دانستید نباید این کار را بکنید یا اینکه نتوانستید در کنسرت فرزند دلبندتان حضور پیدا کنید. اگر شما هم مثل اغلب انسان ها باشید، به احتمال خیلی زیاد نسبت به کاری که انجام داده یا نداده اید احساس گناه می کنید. وقتی که ما می دانیم کاری اشتباه انجام داده ایم، به طور طبیعی احساس گناه را تجربه می کنیم. اما آیا این کار صحیح است و احساس گناه می تواند ما را به سمت حرکت و عمل سوق دهد؟ جواب منفی است؛ گناه، محرک خوبی نیست؛ می پرسید چرا؟

گناه فضای زیادی از ذهن شما را اشغال می کند

اگر قصد دارید به خودتان انگیزه دهید تا کار روی پروژه ای را که مدام به امروز و فردا موکولش می کردید شروع کنید، شاید با خودتان فکر کنید که بهتر است قیافه ناراحت و ناامید رئیستان، وقتی از عدم تکمیل پروژه در تاریخ مقرر مطلع می شود، را در نظر مجسم کنید؛ در این صورت، مدام احساسات متعاقب این رویداد را به خود یادآوری کرده و سعی می کنید از وقوع آنها جلوگیری کنید. در بسیاری از موارد، چنین روش هایی، شما را به شروع کار وا می دارند اما باید به شما بگویم در این شرایط، بازدهیتان را به شدت پایین آورده اید.

احساس گناه باعث می شود حس بدی نسبت به خودتان پیدا کنید؛ در چنین شرایطی، شما عمدتا به کمبود ها و نواقصتان می اندیشید. اما دانشمندان معتقدند که وقتی افراد احساس اعتماد به نفس، شایستگی و صد البته خوشحالی می کنند، بازدهی شان را در هر کاری بهبود می بخشند. خوشحالی و رضایت از شرایط، کارایی تان را بالا می برد. اگر قرار باشد بخشی از انرژی ذهنی تان را صرف سر و کله زدن با احساسات منفی همچون گناه کنید، دیگر نمی توانید روی قابلیت های ذهنیتان که مربوط به انجام آن کار می شوند، تمرکز کنید. در نتیجه، احساس گناه، به جای اینکه شما را به سمت بازدهی بیشتر سوق دهد، تبدیل به باری اضافه روی دوشتان خواهد شد.

5 راهکار ساده برای داشتن یک زندگی شاد
بخوانید

Why Guilt Is A Horrible Motivator

توصیه من به شما این است که تمرکزتان را به جای اینکه صرف دوری جستن از انجام کار اشتباه بکنید، روی انجام کار درست خرج کنید. به جای اینکه سعی کنید یک انسان بد نباشید، ببینید چطور می توانید یک انسان خوب باشید. به جای اینکه با تکیه بر احساس گناه، خودتان را به اتمام آن پروژه وا دارید، ببینید با انجام به موقع این کار، چطور می توانید رییستان را خوشحال سازید؛ ببینید که وی، بابت مسئولیت پذیری شما، چقدر از شما متشکر خواهد بود. رییستان را در ذهن مجسم کنید که بابت اتمام پروژه، که شما نقش اصلی را در آن ایفا کرده اید، جشن گرفته است و به نتایج مثبت حاصله و نیز رضایت مندی و احساس اعتماد به نفس خودتان فکر کنید.

باعث می شود شما مجددا آن رفتار را تکرار کنید

پس از اینکه رژیم غذایی تان را شکستید و آن تکه کیک را خوردید، چه کاری انجام دادید؟ آیا احساس گناهی که پس از آن تجربه کردید، باعث شد به رژیم غذایی تان برگردید و با قدرت بیشتری آن را ادامه دهید؟ متاسفانه، عموما، خلاف این امر روی می دهد. شما رژیمتان را شکستید، احساسا بسیاری بدی را تجربه کردید، و با خودتان کلنجار رفتید و در نهایت با خودتان گفتید: اصلا مهم نیست؛ حال که من احساس بدی دارم و اعصابم از خودم خرد است؛ پس یک تکه کیک دیگر هم می خورم تا دلم نسوزد!

8 گام کلیدی برای ساخت یک استراتژی بازاریابی موثر
بخوانید

وقتی فکر می کنید کار اشتباهی انجام داده اید، با خودتان می گویید باید بابت این اشتباه، خودتان را تنبیه کنید. اگر کسی، سوای خودتان، وجود نداشته باشد تا شما را جریمه یا مواخذه کند، شما در جستجوی راه هایی خواهید بود تا خودتان این مهم را انجام دهید. جریمه کردن خودتان، راهی است برای خلاص شدن و رهایی یافتن از عذاب وجدان. سپس خودتان را در حال انجام بیشتر و بیشتر همان کار اشتباه که منجر به تجربه آن احساسات بد شد، خواهید یافت. یک تکه کیک دیگر می خورید، احساس گناه بیشتری می کنید و این چرخه باطل گناه-جریمه را ادامه خواهید داد.

اما بیایید دفعه بعدی که اشتباهی انجام دادید، به جای اینکه خودتان را برای انجام آن اشتباه مواخذه و تنبیه کنید، روی کارهای درستی که در آن زمینه انجام داده اید، متمرکز شوید و خودتان را تشویق کنید؛ به جای اینکه روی خوردن یک تکه کیک متمرکز شوید، به این فکر کنید که دو هفته تمام رژیمتان را رعایت کردید و طبق برنامه پیش رفتید. با این کار، احتمال موفقیت در رژیمتان را افزایش می دهید. شما باز هم می خواهید این احساس رضایت را تجربه کنید که در نتیجه، می تواند شما را به سمت مسیر صحیح سوق دهد.

تکنیک هایی برای آرامش ذهنی و زندگی در زمان حال
بخوانید

در ضمن به خاطر داشته باشید احساس گناه، یک محرک خارجی است و تا ابد دوام نخواهد داشت. به عنوان مثال، اگر شما یک کارآفرین بودید و رئیسی در کار نبود که شما به خاطر فرار از ناامید ساختن وی، خودتان را به اتمام پروژه وادار سازید، چه اتفاقی می افتاد؟

راهی بیابید تا هر صبح که بیدار می شوید، خودتان را برای شروع روز خودتان، و نه صرفا برای راضی نگه داشتن خانواده، رییس و دیگران، هیجان زده و مشتاق بیابید؛ کاری را بیابید که از انجام آن لذت ببرید؛ کاری که شما را خوشحال سازد؛ تنها در این شرایط است که می توانید پتانسیل وجودی تان را آشکار سازید.

ثبت ديدگاه