آیا جهان ما واقعی است یا صرفا توهمی از واقعیت است؟

از طریق پنج حسمان است که از جهان اطرافمان آگاه می‌شویم و معتقدیم که این جهان واقعی است. وقتی اشیاء جامد را در اطراف خود می‌بینیم و از آنها آگاهیم، سخت است که درستی آنچه را که می‌بینیم،‌ انکار کنیم. هرچیزی واقعی به نظر می‌رسد و ما هرگز این واقعیت را زیر سئوال نمی‌بریم. ذهن ما از طریق پنج حواس، اطلاعاتی دریافت می‌کند و بدون هیچ پرسشی آن را به عنوان واقعیت می‌پذیرد.

وقتی که ما به یک دیوار یا میزی برخورد می‌کنیم و احساس درد داریم، سخت است که بگوییم درد خیالی است. وقتی جهان اطراف خود را می‌بینیم، صداها را می‌شنویم، بوها را استشمام می‌کنیم یا احساس گرما و سرما می‌کنیم،‌ ما نمی‌توانیم این حقایق را انکار کنیم و بنابراین ما این حس را واقعی می‌پنداریم.

فلسفه‌های شرقی می‌گویند که جهان یک توهم است. در اصطلاح شرقی به این توهم، مایا گویند.

  • آیا می‌توان زمانی‌که ما همه چیز را واقعی می‌بینیم، این نظر را پذیرفت؟
  • آیا می‌توان جهان را محصول تخیل دانست؟
  • آیا می‌توان گفت آنچه را که ما واقعیت می‌دانیم صرفاً تخیل و توهم است؟

این بسیار بعید به نظر می‌رسد. ما با استفاده از پنج حواس و ذهنمان جهان را درک می‌کنیم. این بدان معناست که آگاهی ما از جهان به پنج حواس ما وابسته است. آیا قبلاً راجع به این ایده فکر کرده‌اید؟

بدون پنج حواس و ذهن جهان برایمان وجود خارجی ندارد

آیا این جهان توهم است یا واقعیت؟

ذهن و پنج حواس یک جهان برای ما خلق می‌کنند. آیا این جهان توهم هست یا واقعیت؟ درواقع با تغییر فکر و نگرش می‌توانیم  توهم به وجود آمده توسط ذهن را تغییر دهیم و نوع متفاوتی از واقعیت را تجربه کنیم. چیزی که واقعیت دارد همیشه وجود دارد. آن نمی‌تواند که بیاید و برود. اما این را نمی‌توان درمورد جهان گفت. وقتی از نظر ما جهان خارجی وجود ندارد مثل زمانی‌که خوابیم یا در مدیتیشن عمیقی هستیم، فاصله به وجود می‌آید. همچنین زمانی‌که ما آنقدر مشغله داریم که از اتفاقات اطرافمان آگاه نیستیم، این اتفاق رخ می‌دهد.

پس از برخاستن از خواب یا بیرون آمدن از مدیتیشن و بازگشت به حالت هشیاری طبیعی، احساس می‌کنیم که یک فاصله‌ای در هشیاری ما وجود داشته که وجود جهان خارجی را به سختی درک می‌کردیم. در آن زمان اصلاً جهان خارجی وجود نداشت. من نمی‌گویم که در این لحظات جهان وجود نداشته بلکه از نظر ما در آن لحظات جهان وجود خارجی نداشته است. زمانی جهان وجود دارد که پنج حواس و ذهنمان به سوی آن هدایت شوند و زمانی‌که حواس و ذهن خود را متوقف سازیم، از نظر ما جهان وجود ندارد.

جذابیت درونی خود را با این ترفندهای ساده و کاربردی افزایش دهید
بخوانید

مرز بین واقعیت و توهم در خواب

در طول خواب عمیق ما تجربه‌ای از جهان نداریم زیرا حواسمان فعال نیستند. آیا زمانی‌که در خواب عمیق هستیم می‌توان واقعیت جهان را اثبات کرد؟ پس از بیدار شدن از خواب شاید افراد دیگر به شما بگویند که وقتی که شما خواب بودید جهان هم وجود داشت، اما آیا می‌توانید اثبات کنید که این افراد هنگامی‌که شما خواب بودید، وجود خارجی داشتند؟ پس از بیدار شدن از خواب شاید وجود جهان را باور کنیم، اما واقعیت این است که در حین خواب برای ما جهانی وجود نداشته است. در طول خواب، رؤیاها واقعی به نظر می‌رسند، اما پس از بیداری متوجه می‌شویم که آنها تنها خیال و رؤیا بودند. این حالت می‌تواند درمورد واقعیت جهان هم صدق کند. این موضوع این سئوال را به وجود می‌آورد که آیا جهان واقعیت دارد یا توهم است؟ شما چطور فکر می‌کنید؟

درمورد این نظرات فکر کنید. فکر کردن راجع به آنها ذهنتان را باز می‌کند و بینش و درکتان را از جهان گسترش می‌دهد. شاید فلسفه‌ی هند مورد پسندتان نباشد، اما فقط می‌خواهم یادآوری کنم که سری رامانا مهارشی– معلم بزرگ هند که در طول قرن ۱۹ و ۲۰ زندگی می‌کرد- می‌گفت تفاوت بین رؤیای در حال خواب و رؤیای بیداری در مدت زمان آن است. یکی کوتاه و دیگری طولانی است. هر کسی تجارب، سخنان و رفتار دیگران را با شیوه‌های مختلف براساس تربیت و برنامه‌ی ذهنی ناخودآگاه خودش تفسیر می‌کند. دنیای هر کسی با دیگری مثل هم نیست.  براساس آنچه که از طریق حواس پنجگانه می‌بینیم، می‌شنویم و درک می‌کنیم، جهانمان را خلق می‌کنیم.

ذهن و افکار واقعیت مان را به وجود می‌آورند

تا میزان زیادی، ما واقعیت خود را ایجاد می کنیم، به این معنی که چیزی جامد و بدون تغییر نیست. این تحت تأثیر افکار و نگرش ماست. افکار از ذهن ما برمی‌خیزند و ما از آنها آگاه می‌شویم. بارها افکاری مشابه از ذهنمان برمی‌آیند. اگر به این روند ادامه دهیم، آن به یک عادت تبدیل می‌شود و مطابق با این افکار عمل می‌کنیم و بدینصورت ما زندگی و شرایط خودمان را شکل می‌دهیم. افکار تکراری باعث می‌شوند که انتظارات، گفتگو و رفتارمان با روش شخصی معینی انجام شود، و به این ترتیب، ما تعیین می‌کنیم که مردم با ما چگونه رفتار کنند.

ما دائماً به افکاری مشابه فکر می‌کنیم و همان نوع زندگی روزانه را داریم؛ چه آن را دوست داشته باشیم یا نه. آن شبیه تماشای یک فیلم تکراری است. اگر بخواهیم یک فیلم دیگری را ببینیم باید کانال را عوض کنیم. با تغییر افکارمان هم ما چنین کاری می‌کنیم. این با نحوۀ عملکرد تجسم خلاقانه انجام می‌شود. پس همانطور که می‌بینید، آنچه که ما واقعیت می‌نامیم درواقع توهم است چراکه شما می‌توانید آن را تغییر بدهید. آن محصول تخیل ماست. جهان و نحوۀ زندگی ما بازتابی از افکار ما هستند. ذهن، جهانی از توهم و خیال را خلق می‌کند. با تغییر افکارمان ما توهم را تغییر می‌دهیم و واقعیت متفاوتی را تجربه می‌کنیم. ما جهان واقعی را خلق نمی‌کنیم صرفاً توهمی است که واقعی به نظر می‌رسد. اینجا هیچ قدرت غیرمعمولی وجود ندارد. با استفاده از اصطلاح هندی می‌توان گفت که ما در مایا زندگی می‌کنیم و مایا را تغییر می‌دهیم.
8 ویژگی یک رئیس موفق و محبوب در تعامل با کارمندان
بخوانید

بیدار شدن از توهم و خیال

وقتی که قادر به بی‌حرکتی ذهن و حواس هستیم، هشیاری و آگاهی‌مان ظاهراً به بُعد جدیدی تغییر می‌کند. درواقع آن همیشه آنجاست تنها ذهن باعث می‌شود که طور دیگری فکر کنیم. وقتی اندیشه‌ای در ذهن وجود ندارد، جهانی که ما آن را می‌شناسیم و واقعی بودنش را باور داریم، واقعیت خود را از دست می‌دهد. ما از جهان ماورای ذهن و توهم آگاه می‌شویم. می‌توانیم از خواب برخیزیم، بفهمیم و از توهم مایا آگاه شویم. این هدف فلسفۀ خاص هندی است مثل غیرثنوی یا در شرق به آن آدوایتا ودانتا می‌گویند.

درخصوص توهم ایجاد شده توسط ذهن و اینکه اکثر مردم آن را به عنوان واقعیت می‌پذیرند، به نظر می‌رسد هر کس فردیت مجزایی است و در عین حال همان روحی است که درون هر فردی وجود دارد. جهان شبیه یک فیلم است. فردی که یک فیلم را می‌بیند، اغلب ذهنش درگیر شخصیت‌ها و اتفاقاتی می‌شود که در فیلم می‌بیند. او همراه با قهرمان داستان غمگین یا خوشحال می‌شود، می‌خندد یا فریاد می‌زند. اگر در لحظه خاصی تصمیم بگیرد که چشمش را از صفحه نمایشگر بردارد و توجهش را از فیلم دور کند، از توهم و خیال فیلم بیرون می‌آید.

مانند دیدن فیلم است

تصاویر فیلم بر روی صفحۀ نمایشگر در سینما در حال پخش شدن است اما شما می‌دانید که آن تنها نورافکنی کردن فیلم بر صفحه نمایش است. آنچه که بر صفحه نمایش نشان داده می‌شود، واقعی نیست، اما آنجا هست. امکان دارد که شما فیلم را تماشا کنید یا چشمانتان را ببینید و تنها گوش کنید بدون آنکه به صفحه نمایشگر نگاهی بیندازید. آیا شده که شما فیلمی را تماشا کنید و در عین حال حلقۀ فیلم گیر کرده یا برق قطع شود؟ چه اتفاقی برای شما رخ می‌دهد زمانی‌که در حال تماشای یک فیلم جذاب و جالبی هستید و ناگهان آگهی‌های تبلیغاتی پخش می‌شود؟ شما از توهم  وارد جهان واقعی اطرافتان می‌شوید.

5 روشی که اعتماد به نفستان را ده برابر می کند
بخوانید

وقتی شما خوابید و خواب می‌بینید و یک کسی شما را بیدار می‌کند، شما حس می‌کنید که از یک جهان به جهانی دیگر بیرون انداخته می‌شوید. این درمورد جهانی که ما آن را واقعی می‌دانیم صدق می‌کند. احتمال دارد که ما از توهم بیدار شویم. کسی که از طریق آموزش مناسب، ذهن و حواسش را در سکون نگه می‌دارد، ممکن است مثل کسی که در سالن سینما نشسته و دیگر به فیلم علاقه‌ای ندارد،‌ عمل کند. چنین فردی می‌آموزد چگونه از توهم بیرون بیاید و بیدار شود و دیگر اسیر توهم و خیال نباشد. او رها می‌شود.

در شرق استعاره‌ برای این به کار گرفته می‌شود تا اثبات شود که توهم در رابطه با واقعیت چه چیزی است. یک جواهر از طلایی ساخته شده که به شکل گوشواره یا گردنبند درآمده است، اما درواقع آن تنها طلاست. قبل از اینکه به جواهر تبدیل شود و پس از آنکه ذوب شده همان طلا بوده است. برای روشن شدن موضوع مثال دیگری می‌زنیم. خاک رس به ظروفی چون بشقاب، کوزه یا فنجان تبدیل می‌شود اما دراصل آنها تنها خاک رس هستند. برای سهولت در صحبت کردن این اشیاء ساخته شده از طلا یا خاک رس را با اسم‌های مختلف می‌نامیم ولی درواقع آنها طلا یا خاک رس هستند.

توهم یا خیال؟

شاید بگویید باور کردنی نیست اما همانند مثال‌های ارائه شده در بالا، در جهان هم هرچیزی از یک مادۀ اولیه ساخته شده است و در اینصورت آن چیز «واقعی» به اعتباری خودش نیست. سراب واقعی نیست اما ما آن را می‌بینیم. خواب دیدن واقعی نیست اما ما آن را همانند حوادث واقعی تجربه می‌کنیم. در شرق یکی از استعاره‌ها برای توضیح توهم و واقعیت مثال مار و طناب است. در تاریکی امکان دارد که یک طناب را با یک مار اشتباه بگیریم. درصورتی که نور کافی داشته باشیم متوجه می‌شویم که ماری وجود ندارد و آن یک طناب است. همانطور که در این مقاله دیدید توهم و خیال به یکدیگر متصلند. هر کدام بر دیگری تأثیر می‌گذارد و گاهی نمی‌دانید که کجا یکی تمام  و دیگری شروع می‌شود.

ثبت ديدگاه