آیا با مزایای حسادت و غبطه خوردن آشنا هستید؟

همه ی ما انسان هستیم و احساسات و جاه طلبی های خاص خودمان را داریم. حالت احساسی و رفتار ما ماهیت و ذات اصلی مان را نشان می دهد. نحوه رفتار و اقدام کردن و تعاملمان با دیگران نیز به بقیه و البته به خودمان نشان می دهد که ما چه تیپ انسانی هستیم. ما هم احساسات مثبت داریم و هم احساسات منفی و به طرق مختلف انواع مختلف آنها را تجربه می کنیم. با این حال، این بدان معنا نیست که ما قطعا همه آنها را در همه اوقات تجربه می کنیم. احساس حسادت و غبطه در این میان، یکی از متداول ترین و نامطلوب ترین احساساتی است که ابعاد و تاثیرات منفی بیشماری دارد.

از نظر بسیاری از افراد، احساس حسادت و غبطه خیلی تفاوتی با یکدیگر ندارند و آنها را گاهی به جای یکدیگر به کار می برند و آن را یک واکنش احساسی منفی به اقدامی از سوی دیگران یا رویداد ها تلقی می کنند. با این وجود، آنها در دو گروه متفاوت جای می گیرند. درست است که موارد مشترکی بین این دو احساس وجود دارد اما نباید تفاوت های آنها را نادیده گرفت. غبطه خوردن، احساس میل به تملک داشته های دیگران است. در حالی که حسادت، ترس از دست دادن چیزی است؛ حسادت بر رقابت متمرکز است؛ حسادت یک احساس منفی است. اما، غبطه خوردن را می توان از نقطه نظری مثبت هم نگاه کرد زیرا می تواند دستاوری مثبت برای فرد غبطه خورنده به همراه داشته باشد.

دلایل غبطه خوردن، متفاوت هستند. برخی ممکن است فکر کنند که موفقیت سایرین، در واقع، حقشان نبوده است. برخی تحقیقات نشان داده اند که عکس العمل ذهن ما در مواجه به غبطه، همانند مواجه با درد جسمی است. پس می بینید چقدر این مساله مهم است؟

Benefits of Jealousy: 7 Steps to Turn Your Envy into Motivation

ما در این مقاله قصد داریم تا مسائلی را با شما در میان بگذاریم تا بتوانید احساس غبطه تان نسبت به دوستتان را اصلاح کنید و آن را به سمت رشد و پرورش شخصی خودتان هدایت کنید. ما چطور می توانیم از غبطه یا حسادت به نفع خودمان استفاده کنیم؟

اول از همه، ما باید دلیل حسادت یا غبطه خوردنمان را شناسایی کنیم. سپس، استراتژی ای تعزیف کنیم تا بتوانیم از آن استفاده کنیم. در این باره، به نکات زیر توجه کنید:
درس بیاموزید

هر داستان موفقیتی درس های زیادی برای آموختن به ما دارد. به نکات مثبت داستان توجه کنید و سعی کنید از آنها در پیشبرد اهدافتان استفاده کنید.

اشتباهاتتان را مورد بازبینی قرار دهید

از خودتان بپرسید که چه چچیزی شما را عقب نگه داشته است؟ شاید شما هم به اندازه رقبایتان شایسته موفقیت بودید اما به نوعی، نتوانسته اید از فرصتی که در اختیارتان قرار گرفت،‌ استفاده کنید. مسیر موفقیت رقبایتان را از ابتدا بررسی کنید و تفاوت ها را بیابید.

استاندارد های صحیح تعیین کنید

شاید شما استاندارد های رده پایینی را برای خودتان انتخاب کرده اید و همین تاثیر منفی روی موفقیتتان گذاشته است. البته باید دقت کنید که تعیین استاندارد های بسیار بالا هم به همان اندازه در موفقیت شما نقش معکوس بازی می کنند. سعی کنید استاندارد های منطقی و واقع گرایانه برای خود تعریف کنید و خودتان را به پیاده سازی آنها متعهد کنید.

موفقیت رقبایتان را به رسمیت بشناسید

به رسمیت شناختن دستاورد ها و موفقیت های سایرین، یکی از مهم ترین و در عین حال بحث بر انگیز ترین مسائلی است که باید رعایت کنید. شما باید نقاط قوت آنها را بیابید و موفقیتشان را بپذیرید. به این ترتیب، شما می توانید با آرامش فکر کنید و به وضوح دریابید که آنها از چه مسیری موفق شدند به آن موفقیت ها دست پیدا کنند.

دیگران را تحسین کنید

شما باید بتوانید احساس غبطه تان را به تحسین تبدیل کنید. به جای اینکه از دیگران به خاطر موفقیت ها و سعادتشان بدتان بیاید، دستاورد هایشان را تحسین کنید و از آنها یاد بگیرید.
مسیر طی شده توسط رقبایتان را در پیش بگیرید: با توجه به موفقیت رقبایتان در دستیابی به موفقیت، می توان نتیجه گرفت که آنها روش های درستی در پیش گرفته بودند و بهتر است شما هم قدم به قدم مسیر آنها را طی کنید تا بتوانید به مقصد برسید.

نقطه عدم بازگشت را تعریف کنید

قطعا رقبایتان هم در طی مسیر، دچار اشتباهاتی شده اند و به زمین هم خورده اند. شما باید این نقاط را شناسایی کنید و آن ها را تکرار نکنید.
به این ترتیب، شما می توانید از این احساسات، در مسیر اهدافتان بهره مند شوید. البته، در این میان، از نقاط قوت خودتان غافل نشوید و از آنها به منظور موفقیت خودتان استفاده کنید.

ثبت ديدگاه

10 − چهار =